امام محمد باقر از امير المومنين (ع) روايت فرموده: هنگامي كه آيت الكرسي نازل شد رسول خدا (ص) فرمود آيه الكرسي آيه اي است كه از گنج عرش نازل شده و زماني كه اين آيه نازل گشت هر بتي كه در جهان بود با صورت به زمين خورد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم خرداد ۱۳۹۰ساعت 8:57  توسط علی   | 
               

بسمه تعالی

مطالبی شنیدنی در مورد نهج البلاغه

مجموعه نفیس نهج البلاغه (راه و رسم بلاغت) منتخبی از خطبه ها ، نامه ها و کلمات کوتاه امیر المومنین علی (ع) است که در سال 400 هجری قمری در ماه رجب بوسیله علامه سیدرضی گردآوری شده است.

عظمت و بزرگی نهج البلاغه تا جایی است که برخی آن را "دون کلام الخالق و فوق کلام المخلوق" و برخی دیگر  برادر قرآن خوانده اند ، زیرا همان راهی را نشان می دهد که قرآن به آن هدایت کرده است.

ابن ابی الحدید دانشمند بزرگ اهل سنت و شارح نهج البلاغه در ذیل خطبه 221 می نویسد "من سوگند می خورم به همان کسی که تمام امتها به آن سوگند یاد می کنند که خطبه را از پنجاه سال تا کنون بیش از هزار بار خوانده ام و هر بار آن را می خواندم ، بیداری عجیبی تمام وجود مرا در بر می گرفت و بر قلب من اثری شگفت می گذاشت و در اعضای پیکرم لرزشی پدید می آورد."

جرج جرداق دانشمند بزرگ مسیحی در عضمت نهج البلاغه می گوید "جاذبه  های نهج البلاغه ی امام علی علیه السلام شوری در من ایجاد کرد که دویست بار نهج البلاغه را مطالعه کردم."

یک دانشمند مسیحی دویست بار نهج البلاغه را می خواند ، اما به راستی ما که خود را از شیعیان امیر المومنان علی (ع) می شماریم و ادعای محبت و ولایت او را داریم ، چند بار نهج البلاغه را خوانده ایم و چقدر با با مفاهیم ارزشمند آن آشنایی داریم؟

ما که در خانواده شیعه ، از پدر و مادری شیعه و از خاندان شیعه هستیم و در کشور شیعیان قرار داریم ، چرا باید با نهج البلاغه بیگانه باشیم؟

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 19:52  توسط علی   | 
                       بسمه تعالی 

امروزه انسان ها همانند گذشتگان خود را آرزوها و خواسته هایی رو به رو هستند که به ناچار برای رسیدن به آن ها باید هزینه هایی بپردازند. اما متاسفانه شرایط اقتصادی و دخل و خرج زندگی به بسیاری از ما اجازه نمی دهد تا به تمامی آنچه دلمان می خواهد، دست یابیم.

از این رو 21 کلید این شماره را به مدیریت هزینه ها در زندگی شخصی و خانوادگی اختصاص دادیم؛ چرا که یقین داریم برخی از شما در این زمینه اقداماتی را هم انجام داده اید و یا بسیاری از شما مایلید این کار را از هم اکنون آغاز کنید. 
 
مسلما مهم تر از همه این توصیه ها برای موفقیت در این امر، ایجاد ساختاری عملی و داشتن تعهدی درونی برای اجرای آن هاست؛ پس با ما همراه باشید.
 
1- با نگاه مبتنی بر کاهش هزینه ها در بازار جست و جو کنید. شاید بتوانید در بسیاری از زمینه ها محصولات ارزان قیمت ولی با کیفیت را جایگزین محصولاتی کنید که هم اکنون از آن ها استفاده می کنید. 
 
2- هنگامی که افسرده یا غمگین هستید، به خرید نروید. مطالعات نشان می دهد وقتی شما در این وضعیت به بازار می روید، ناخودآگاه کالاهای بیشتری می خرید. وقتی حالتان خوب نیست، ابتدا سعی کنید با انجام کارهایی کوچک مثل صحبت  کردن با یک دوست، گوش دادن به یک موزیک زیبا یا خوردن خوراکی های مورد علاقه تان کمی روحیه خود را بهتر کنید و بعد به خرید بروید. 
 
3- حواستان به زمان حراج فروشگاه ها باشد؛ چون برخی برندهای پوشاک، اجناسشان را در زمانی که فروش کمتری دارند، با تخفیف های 50 تا 70 درصدی عرضه می کنند. 
 
4- وقتی می خواهید برای خرید به سوپرمارکت بروید، فهرستی تهیه کرده و دقیقا بر طبق آن خرید کنید. ترفند برخی سوپرمارکت ها برای خرید بیشتر مشترین این است که اجناس ضروری و پرطرفدار را در انتهای سوپرمارکت قرار می دهند تا مشتریان در مسیر رسیدن به آن ها با اجناس مختلفی رو به رو شده و وسوسه شوند که آن ها را بخرند. 
 
5- چیزهایی را بخرید که چندین بار بتوان از آن ها استفاده کرد؛ مثلا باتری های قابل شارژ. حتی اگر قیمت اولیه این گونه اجناس کمی بالاتر باشد، در طول زمان موجب صرفه جویی قابل توجهی خواهدشد. 
 
6- هزینه اجناسی را به آن ها نیازی ندارید اما می خرید را به صورت سالانه محاسبه کنید؛ مثلا اگر در زندگی تان روزی 3000 تومان هزینه غیرضروری دارید، با ضرب این رقم در تعداد روزهای سال می بینید سالانه پولی در حدود 000,100,1 تومان را از دست خواهید داد. 
 
7- از تبلیغات موسساتی که با سود زیاد به شما وام می دهند، اجتناب کنید؛ مگر اینکه بخواهید با آن پول یک خرید سرمایه ای انجام دهید و قادر به بازپرداخت اقساطش هم باشید. 
 
8- به خاطر داشته باشید بسیاری از وسایلی که در خانه شما هستند اما درست کار نمی کنند، نیاز به تعویض ندارند و با صرف هزینه ای کمتر می توان آن ها را تعمیر و مجددا از آن ها استفاده کرد. 
 
9- اگر می خواهید به مسافرت بروید، در صورت امکان زمان های اوج شلوغی را انتخاب نکنید؛ چون بعد از این زمان ها می توانید همان خدمات را با هزینه های بسیار پایین تری دریافت کنید. 
 
10- همیشه در کیفتان یک خوراکی مختصر و انرژی بخش داشته باشید تا اگر در خیابان یا محل کار گرسنه شدید، بتوانید با وسوسه خرید غذاها یا تنقلات گران قیمت مقابله کنید. 
 
11- سعی کنید برای مجلات موردعلاقه تان اشتراک تهیه کنید. اخیرا با حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی امکانی فراهم شده است تا همه علاقه مندان به مطالعه مجله، نشریات محبوبشان را با 50 درصد تخفیف دریافت کنند. 
 
12- در زمان هایی که همه اقدام به خرید محصولی خاص می کنند، اگر برایتان مقدور است کمی دست نگه دارید و وقتی بازار از تب و تاب افتاد، همان جنس را با قیمت کمتر و تخفیفات بیشتر بخرید؛ مثلا اگر لوازم التحریر را به جای شهریور در اوایل مهرما بخرید یا لباسی را به جای اسفند در روز دوم فروردین ماه خریداری کنید، برایتان ارزان تر خواهدبود. 
 
13- حساب پولی را که در اثر صرفه جویی به دست می آورید، داشته باشید و آن را در حسابی جداگانه نگهداری کنید. به بسیاری از حساب های بانکی سود یا وام تعلق می گیرد و به این ترتیب شما می توانید با استفاده از پس انداز و بهره مرکب حاصل از صرفه جویی های خود، صاحب سرمایه شوید. 
 
14- هر ماه پولی را برای هزینه هایی که باید به صورت سالانه پرداخت شود، کنار بگذارید؛ مثلا اگر مالیات شما در سال 600 هزار تومان است، این رقم را به تعداد ماه های سال تقسیم کنید و ماهی 50 هزار تومان برای آن کنار بگذارید. 
 
15- با سایت های خرید و فروش ارزان در اینترنت آشنا شوید؛ سایت هایی که افراد می توانند اجناسی را که نیاز ندارند، به فروش برسانند و یا کالاهایی را به قیمت ارزان تهیه کنند. خود شما هم می توانید چیزهایی را که واقعا دیگر برایتان استفاده ای ندارند، از این طریق به فروش برسانید. 
 
16- یک قلک برای خود تهیه کنید و در طول روز هر مبلغی را که می توانستید خرج کنید اما صرفه جوی کردید، داخل آن بیندازید. آخر ماه این قلک را بشکنید و 20 درصد پول آن را صرف کاری کنید که دوست دارید و از انجام آن لذت می برید. 80 درصد این پول برای پس انداز و سرمایه گذاری است اما اینکه با آن 20 درصد چه کار می کنید، فقط به خودتان مربوط است. 
 
17- وقتی کالایی را می بینید و دلتان می خواهد آن را بخرید، همان موقع برای خرید آن تصمیم نگیرید. 24 ساعت به خودتان فرصت دهید، خوب درباره آن فکر کنید و بعد اگر همچنان تصمیم داشتید آن را خریداری کنید و هزینه آن هم مقرون به صرفه بود، برای خریدش اقدام کنید. 
 
18- پیش از هر خریدی مطمئن شوید آنچه برایش هزینه صرف می کنید، یک نیاز است، نه یک وسوسه.
 
19- برای خریدهای کوچک به جای استفاده از کارت های بانکی با پول نقد خرید کنید؛ چون در این صورت است که متوجه می شوید چه مقدار هزینه کرده اید. 
 
20- اگر متاهل هستید، لازم است قبل از شروع برنامه مدیریت هزینه های خود، سایر اعضای خانواده را هم از برنامه ریزی تان آگاه و آن ها را کاملا توجیه کنید؛ چرا که شما بدون همراهی آن ها نمی توانید برنامه اقتصادی خود را پیش ببرید؛ پس برای جلب رضایت آن ها بکوشید و برایشان از مزایای این تصمیم بگویید و تاکید کنید که با این پس انداز و صرفه جویی، به فکر آینده و رفاه خانواده هستید. 
 
21- اگر در طول مسیر کمتر خرج کردنتان چیزی را خریدید که نباید می خریدید، خود را شکست خورده تلقی نکنید و خودتان را ولخرج ندانید. در دنیایی که پر از جاذبه های تجاری و تبلیغاتی است، همه ما گاهی نمی توانیم مقابل وسوسه هایمان بایستیم. مهم این است که دوباره از نو شروع کنیم. اینکه امروز زیاد خرج کرده ایم، معنایش این نیست که حتما فردا هم بیش از اندازه خرج می کنیم. 

 منبع :برترین ها
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 21:1  توسط علی   | 
                    بسمه تعالی  

مدیریت فراتر از دستور دادن است و پیش نیازهایی دارد که همه از آن ها برخوردار نیستند.
افراد بسیاری هستند که به مشاغل مدیریتی علاقه دارند و گمان می‏کنند که می‏توانند مدیر خوبی باشند اما حقیقت این است که موفقیت در مدیریت ویژگی هایی را طلب می‏کند که عدم برخورداری از آن ها باعث ناکامی مدیر می‏شود چرا که مدیریت یک کسب و کار تنها دستور دادن به دیگران را در بر نمی‏گیرد بلکه یک مدیر مسئولیت هایی را بر عهده دارد که ناکامی در انجام آن ها احتمالا شکست کسب و کار را به همراه خواهد داشت. فرهنگ هر کسب و کاری تا حد زیادی تحت تاثیر شیوه مدیریت آن کسب و کار قرار دارد و برای مثال اگر مدیری مسئولیت پذیر نباشد، پس از مدتی مجموعه تحت مدیریت او به مجموعه مسئولیت ناپذیر تبدیل خواهد شد. به همین خاطر افراد بهتر است پیش از اینکه مشاغل مدیریت را بر عهده بگیرند، نسبت به اینکه از پس اجرای آن برخواهند آمد مطمئن شوند. ویژگی های زیر مربوط به افرادی می‏شود که احتمالا در آینده به مدیران خوبی تبدیل نخواهند شد.

1- وعده های پوچ

مدیران ناکارآمد معمولا به زیردستان خود وعده های پوچی در مورد ارتقای شغلی و یا افزایش دستمزد می‏دهند. این وعده های پوچ شاید بتوانند در کوتاه مدت باعث افزایش انگیزه کارکنان بشوند اما در بلند مدت به اعتبار مدیر آسیب می‏زند و از بهره وری کارمندان نیز می‏کاهد.

2- ناکارآمدی در زمان مشکلات

کارمندان یک مجموعه انتظار دارند که در زمان مشکلات و بحران ها، مدیر در خط مقدم مواجه شدن با مشکلات قرار بگیرد و راه حل هایی را برای خروج از بحران ارایه دهد. اگر شما در میان افرادی جای می‏گیرید که در شرایط حساس توان تصمیم گیری خود را از دست می‏دهید و یا اینکه در وضعیت بحرانی حضور شما کمرنگ می‏شود و نمی‏توان در این شرایط روی توانایی شما حساب کرد، احتمالا به مدیر قابل اطمینانی تبدیل نخواهید شد.

3- فرار از پاسخگویی

هنگامی‏که یک کسب و کار در برآورده کردن خواسته مشتریان و یا تامین کنندگان  ناکام می‏ماند، مدیر مجموعه باید مسئولیت کاستی های ایجاد شده را بر عهده بگیرد و در راستای بهبود آن ها تلاش کند. مدیرانی که در چنین شرایطی، تقصیر را به گردن دیگران می‏اندازند و از پاسخگو بودن طفره می‏روند باعث می‏شوند که کارمندان آن ها به تبعیت از مدیر کسب و کار، انتقادات مشتریان را نادیده بگیرند. 

4- ضعف در تصمیم گیری

اگر هنگامی که باید در مورد یک موضوع تصمیم گیری کنید دچار تردید بسیاری می‏شوید و آنقدر صبر می‏کنید تا دیگران برای شما تصمیم گیری کنند و یا فرصت تصمیم گیری از دست برود، بهتر است از پذیرش شغل های مدیریتی اجتناب کنید چرا که هر مدیر باید هر روز تصمیماتی را به کار گیرد که در بیشتر مواقع نسبت به نتایج آن ها نیز مطمئن نیست.

5- انتظارات نامشخص

افرادی که از آینده تصویر روشنی ندارند  و در واقع دقیقا نمی‏دانند که قصد دارند در میان مدت و بلند مدت به چه اهدافی دست یابند در مشاغل مدیریتی با مشکلات بسیاری مواجه خواهند شد چرا که یک مدیر باید بتواند در فراتر از امور روزمره به یک کسب و کار بنگرد، اهدافی بلند مدت و البته واقع بینانه را برای کسب و کار تعیین کند و استراتژی هایی را برای رسیدن به این اهداف تدوین کند.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 20:50  توسط علی   | 
بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم  

   

 

به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی
 
حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم. همچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمیکنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند.

سخن من با شما درباره‌ی اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ی تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه میگردد. از دو دهه پیش به این سو ــ یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی ــ تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسّفانه سابقه‌ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد.

نامه سرگشاده رهبر انقلاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی

 من در اینجا نمیخواهم به «هراس‌های» گوناگونی که تاکنون به ملّتهای غربی القاء شده است، بپردازم. شما خود با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، می‌بینید که در تاریخنگاری‌های جدید، رفتارهای غیر صادقانه و مزوّرانه‌ی دولتهای غربی با دیگر ملّتها و فرهنگهای جهان نکوهش شده است. تاریخ اروپا و امریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره‌ی استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌پوستان و غیر مسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از خونریزی‌هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت و قومیّت در جنگهای اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی میکنند.

این به‌خودی‌خود جای تحسین دارد و هدف من نیز از بازگوکردن بخشی از این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست، بلکه از شما میخواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ چرا بازنگری در وجدان جمعی، باید معطوف به گذشته‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّی همچون شیوه‌ی برخورد با فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری میشود؟

شما بخوبی میدانید که تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از «دیگری»، زمینه‌ی مشترک تمام آن سودجویی‌های ستمگرانه بوده است. اکنون من میخواهم از خود بپرسید که چرا سیاست قدیمی هراس‌افکنی و نفرت‌پراکنی، این‌بار با شدّتی بی‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزشهایی در اسلام، مزاحم برنامه‌ی قدرتهای بزرگ است و چه منافعی در سایه‌ی تصویرسازی غلط از اسلام، تأمین میگردد؟ پس خواسته‌ی اوّل من این است که درباره‌ی انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید.

خواسته‌ی دوم من این است که در واکنش به سیل پیشداوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء میکند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن میگریزانند و میترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمیکنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه میگویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست‌های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند.

 اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید. من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که همین اسلام، چگونه و بر مبنای چه ارزشهایی طیّ قرون متمادی، بزرگترین تمدّن علمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکّران را تربیت کرد؟

من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگر چه هیچکس به‌صورت فردی نمیتواند شکافهای ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما میتواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا میتواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند.

 تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار میدهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.
 
سیّدعلی خامنه‌ای
۱۳۹۳/۱۱/۱

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم بهمن ۱۳۹۳ساعت 14:12  توسط علی   | 
                                     بسمه تعالی  

چگونه فرزندان مان را نصیحت کنیم !

صرف‌نظر از فاصله‌ای كه والدین با فرزندانشان دارند ، اما باز هم شرایطی پیش می‌آید كه والدین متوجه اشتباهاتی در جوانانشان می‌شوند كه انتقاد از آنها امری بدیهی می‌شود.

جوانی دوران شیرین و البته سرنوشت‌سازی برای همه آدم‌ها محسوب می‌شود. وقتی به دنیای یك جوان نگاه می‌كنی با كوله‌باری از دغدغه‌های متعدد مواجه می‌شوی. پدر‌ها و مادر‌ها در مدیریت این دوران از زندگی فرزندشان به واقع نقشی محوری بازی می‌كنند و به نوعی جهت دادن به این دغدغه‌های جوانان تا حد زیادی بر عهده والدین است.

صرف‌نظر از فاصله‌ای كه والدین با فرزندانشان دارند و البته تاكید می‌كنیم كه باید با اتخاذ راهكارهایی این فاصله به نوعی كم شود، اما باز هم شرایط و موقعیت‌هایی پیش می‌آید كه والدین بر پایه تجربه‌ای كه دارند، متوجه اشتباهاتی در جوانانشان می‌شوند كه انتقاد از آنها امری بدیهی می‌شود.

برای این که تذکر و موعظه شما در سازندگی جوان موثر باشد، ضروری است نکاتی را رعایت کنید:
* انتقادات باید منصفانه باشند : این جمله را قطعا همه ما به دفعات شنیده‌ایم كه پدر و مادر خیر و صلاح فرزندانشان را می‌خواهند، اما مگر پذیرفتن این اصل كافی است؟ قطعا پاسخ این سوال منفی است. چرا كه مفهومی كه همه ما به عنوان خیر از آن تلقی می‌كنیم تقریبا یکسان است،ولی روش رسیدن به آن می تواند کاملا متفاوت باشد. تصور كنید كه مادری از انتخاب همسر آینده دخترش كه در دانشگاه همكلاس اوست ناراضی است و با این دیدگاه كه خیر و صلاح دخترش را می‌خواهد، سعی می‌كند او را از انتخابش منصرف كند و ابتدا با یك انتقاد و سپس با اعمال فشار روانی به مقاصدش می‌رسد. در واقع مادر گمان می‌كند كه به صلاح دخترش فكر می‌كند و نه چیز دیگری، اما همه ما قطعا می‌دانیم وی سخت در اشتباه است.

پس نتیجه می‌گیریم كه در قدم اول انتقادها باید اصولی و منطقی و از همه مهم‌تر منصفانه باشد. ما به عنوان پدر و مادر باید این واقعیت را بپذیریم كه زمانه كاملا تغییر كرده و ایده‌آل‌های جوان امروز با دوران جوانی ما كاملا متفاوت است و نمی‌توانیم همه دیدگاه‌های خودمان را به عنوان راه‌های طلایی به جوانان‌مان دیكته كنیم و از آنها تنها اطاعت بی‌چون و چرا طلب كنیم.

*در انتقاد کردن، مواظب شخصیت جوانتان باشید : در انتقاد هرگز شخصیت جوان را زیر سوال نبرید، بدین معنا كه اگر مرتكب فعلی اشتباه شده دلیلی ندارد كه شخصیت و شعور وی كوچك شمرده شود و با رفتاری خشن وی را محكوم كرده و شخصیتش را پیش بقیه اعضای خانواده خرد كنیم.

همچنین از مقایسه جوانمان جدا پرهیز كنیم. بزرگ‌ترین سرمایه جوانان غرورشان است و هرگز نباید با یك مقایسه ساده غرور وی را خدشه‌دار كنیم. باید بپذیریم كه فرزندمان در حقیقت یك شخصیت مستقل از همه جوانان عالم است و باید با او مستقل از همه آدمهای دیگر برخورد كنیم، چرا كه فرزندمان جزئی از وجود خودمان است.

با دادن اعتماد به نفس، به جوانان شجاعت دهید و حل مشکلات را در نظر ایشان راحت و ممکن سازید و با اعطای اعتبار و عزت و کرامت بر روحیه شان بیفزایید.

*سعی کنید در جمع دوستان به جوان تذکر ندهید: در انتقاداتتان تنها باشید و سایر اعضای خانواده را وارد موضوع نكنید. این‌كه به طبع شما هر كسی به خودش اجازه دهد كه جوان را مورد نصیحت و پند قرار دهد برای جوان دشوار است و به همین دلیل هم هرگز انتقاداتتان كارساز نخواهد بود، چه بسا سبب شرمندگی و شکستن غرور و ایجاد عقده در او می شود. بنابراین برای این که موعظه و پند، مفید باشد، باید به دور از حضور جمع و با زبان نرم و مهربان صورت پذیرد تا لجاجت جوان را به دنبال نداشته باشد.

*بکوشید خود، الگوی عمل آن چیزی باشید که مورد توجه و نظر شماست : نیکوست که فرد موعظه کننده خود، نمونه کاملی از محتوای پند و اندرز خویش باشد و به عبارت دیگر، خود نیز به آنچه به دیگران سفارش می کند، عامل باشد.

*از در دوستی و محبت وارد شوید تا جوان با علاقه و آسودگی خاطر بیشتر به موعظه شما گوش دهد و احساس امنیت کند.

*برای این که توجه جوان به سوی شما و سخنانتان جلب شود، نخست ارزش ها و نکات مثبت او را با احترام بازگو کنید. مثلا بگویید شما کسی هستی که در امتحان سراسری رتبه آن چنانی کسب کردی، پشتکار و استعداد درخشان شما ستودنی است. ازاین رو، سزاوار نیست در کلاس شرکت نکنی یا نمره کم بگیری.

*شفقت و خیراندیشی موعظه گر، با موعظه اش نمودار است و از تذکر آمرانه پرهیز شود و به صورت تبادل نظر و رهنمود خواستن، صحبت شود. صبورانه به حرف هایش گوش فرا دهید و بدون تحقیر نظر و افکارش (هر چند ناپسند باشد) به اندیشه اش جهت داده شود.

*دیدگاه های خود را به گونه ای بیان کنید که جوان در گفت و گو با شما، احساس نکند شما می خواهید نظر خودتان را بر او تحمیل کنید : چنانچه به صورت غیر مستقیم موعظه کنید، قطعا سازنده تر و دارای نتیجه بهتری خواهد بود. چه بسا، موعظه ای که با یک اشاره و یا در قالب کلمه و عبارتی کوتاه و کلیدی (در صورت دارا بودن شروط لازم) بیشتر از پند و اندرزهای طولانی و خسته کننده مفید و موثر باشد.

*جایگاه و ویژگی های خاص او را برایش تعیین کنید تا با انگیزه و شتاب بیشتری در مسیر شکوفایی استعدادها و توانمندی هایش گام بردارد. مثلا بگویید: در شان شما نیست که وقت اذان یا زمان امتحان، سرگرم بازی رایانه باشی

*به فردی باید پند و اندرز داد که پندپذیر باشد و در موقعیتی به او پند دهید که از نظر روانی آمادگی آن را داشته باشد.

به اعتقاد بسیاری از روان‌شناسان وقتی از كسی انتقاد می‌كنی گویی شخصیت وی را جراحی می‌كنی، پس قبول كنید در نگاه اول هیچ‌كس از انتقادكردن خوشش نمی‌آید، بنابراین هرگز در انتقاد از جوان به شخصیت وی یورش نبرید و تنها همان مورد خاص را كالبدشكافی كنید و مورد بحث و بررسی قرار دهید

*موعظه باید رسا و بلیغ باشد و از شرایط بلیغ بودن موعظه این است که سنجیده و بجا و متناسب با وضعیت فکری و حساسیت های روحی جوان باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۳ساعت 22:29  توسط علی   | 
http://media.afsaran.ir/sirF2A_535.jpg

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۳ساعت 9:38  توسط علی   |