تبليغاتX
مدیریت ورهبری

 

امام محمد باقر از امير المومنين (ع) روايت فرموده: هنگامي كه آيت الكرسي نازل شد رسول خدا (ص) فرمود آيه الكرسي آيه اي است كه از گنج عرش نازل شده و زماني كه اين آيه نازل گشت هر بتي كه در جهان بود با صورت به زمين خورد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 8:57  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                                        بسمه تعالی

ترس جدا شدن افراد از تلفن‌های همراه خود رو به رشد است به طوری‌ که ممکن است فوبیایی که از آن با عنوان Nomophobia یاد می‌کنند به بزرگترین ترس جهان تبدیل شود.
به گزارش گرداب، بسیاری از ما هر روز از تلفتن همراه خود استفاده می کنیم اما تعداد در حال افزایشی از افراد نسبت به این وسیله ارتباطی خود بیش از حد حساس هستند به طوری که 66 درصد از افرادی در یک نظرسنجی شرکت کرده اند به هراس "Nomophobia" یا (ترس همراه نداشتن تلفن همراه) دچار هستند.

بر اساس تحقیقاتی که چهار سال پیش انجام شده آمار این اختلال افزایش یافته است، چرا که چهار سال پیش تعداد افرادی که به این فوبیا دچار بودند تنها 53 درصد بود اما اکنون آنها به 66 درصد رسیده اند.

ما روزانه به طور متوسط تلفن همراه خود را 34 بار چک می کنیم و همواره آن را همراه خود داریم، اما ترس از گم کردن آن، تمام شدن باطری و جلوی چشم نبودن آن نشانه هایی از ابتلا به Nomophobia است.

شاید نامیدن این حالت به عنوان یک نوع فوبیا یا هراس درست نباشد چرا که فوبیا معمولا به یک ترس غیر منطقی گفته می شود و در این دنیای ارتباطی هوشمند اضطراب که هنگامی که تلفن همراهتان با شما نیست یک احساس قابل درک است، اما افرادی که همواره می خواهند تلفن خود را همراه داشته باشند و این وسواس فکری هر دقیقه آنها را به خود مشغول کرده دچار Nomophobia هستند.

اگر فکر می کنید که به هراس Nomophobia مبتلا هستید باید علائم آن را بشناسید: عدم توانایی خاموش نگاه داشتن تلفن همراه خود، وسواس فکری بررسی تمام تماسهای از دست رفته، نامه های الکترونیکی و پیامک و شارژ بیش از حد تلفن از ترس تمام شدن ناگهانی باطری آن از علائمی است که می تواند نشان دهد به این هراس مبتلا شده اید یا خیر.

در جدیدترین تحقیقات انجام شده در بریتانیا یک هزار نفر شرکت کرده اند که 66 نفر آنها به این هراس دچار هستند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 17:2  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                                 بسمه تعالی

رئیس مرکز تحقیقات تابش گفت: استفاده طولانی از تلفن همراه حتماً مضر است، اما در استفاده کوتاه مدت از تلفن همراه اشکالی نیست.
خبرگزاری فارس: استفاده طولانی از تلفن همراه حتماً مضر است/زمان مکالمه را کوتاه کنید

به گزارش خبرنگار فناوری اطلاعات خبرگزاری فارس، رضا فقیهی در همایش ایمنی پرتوهای غیریون‌ساز اظهار داشت: مرکز تحقیقات تابش دانشگاه شیراز در سال 56 و زمانی که ایده کار در این حوزه تنها در بخش فیزیک بهداشت تعریف شده بود، آغاز به کار کرده است.

رئیس مرکز تحقیقات تابش دانشگاه شیراز افزود: در آن زمان موضوع تشعشع موضوع بسیار جدیدی بود و این مرکز یکی از نخستین مراکز مدیریت و حفاظت در برابر اشعه در کشور است.

وی افزود: همایش ایمنی پرتوهای غیریون‌ساز برای پاسخگویی به این پرسش که آیا تابش‌ها خطرناک هستند یا خیر، از سوی مرکز تحقیقات تابش دانشگاه شیراز برگزار شده است.

وی ادامه داد: برای پاسخگویی به این سوال باید در نظر داشته باشیم لازمه هر اظهارنظر، تحقیقات عمیق علمی است؛ هم‌اکنون در کشورهای پیشرفته تحقیقاتی به مراتب قوی‌تر انجام شده و آنها نیز نتایج تحقیقات را به مردم به صورت صحیح اطلاع‌رسانی می‌کنند.

فقیهی تاکید کرد: مردم به مجامع مستقل علمی اطمینان می‌کنند؛ صحبت یک دانشمند یا پژوهشگر به مراتب بیشتر از صحبت دیگران، برای مردم اطمینان‌بخش است.

رئیس مرکز تحقیقات تابش دانشگاه شیراز،‌ تاکید کرد: در ایران نیز در سال‌های اخیر پیشرفت‌های چشمگیری در خصوص حفاظت در برابر اشعه انجام شده که نتیجه این تحقیقات باید برای ایجاد اطمینان خاطر در مردم، اطلاع‌رسانی شود و حقایق بازگو شود.

وی خاطرنشان کرد: بدیهی است که بحث ایمنی، بحثی دوطرفه است؛ به این معنا که یک وسیله هم باید ایمن باشد و هم ایمن استفاده شده باشد.

فقیهی گفت: در پاسخ به این سوال که آیا تابش‌های تلفن همراه خطرناک هستند یا خیر اگر بخواهیم با صداقت صحبت کنیم، پاسخ این است که استفاده طولانی از تلفن همراه حتما مضر است؛ اما استفاده کوتاه‌مدت از تلفن همراه اشکالی ندارد.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 16:17  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                   بسمه تعالی

۱- ۱۱۰ پلیس

۲- ۱۱۵ اورژانس

۳ـ ۱۲۵ آتش نشانی

۴- ۱۲۳ اور ژانس اجتماعی

۵-...........

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391ساعت 20:34  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
     بسمه تعالی

" البته من هم نمی دانم فقط این را می دانم  هر

که پشت به آفتاب  راه برود سایه نادانیش بیشتر

است."

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت 16:31  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                             بسمه تعالی

"هر ملتی که از تاریخ کشور خود آگاهی نداشته باشد به ناچار اشتباهات گذشته را تکرار خواهد کرد ( جواهر لعل نهرو )"

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت 21:55  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                                        بسمه تعالی


 

یا مقلب القلوب والابصار

ای خدای دگرگون کننده دل‏ها و دیده ها

یا مدبر اللیل والنهار

ای تدبیر کننده روز و شب

یا محول الحول والاحوال

ای دگرگون کننده حالی به حال دیگر

حول حالنا الی احسن الحال

حال ما را به بهترین حال دگرگون کن.

۴۵دستور العمل شگفت انگیز برای زندگی

 ۱. به مردم بیش از انتظاراتشان ببخشید و اینکار را با روی خوش انجام دهید.

۲. شعر مورد علاقه تان را از بر کنید.

۳. هر آنچه که میشنوید را باور نکنید، همه دارایی تان را خرج نکنید و هر چقدر که می خواهید نخوابید.

۴. وقتی میگویید "دوستت دارم"، واقعاً داشته باشید.

۵. وقتی میگویید "متاسفم"، در چشم طرف مقابل نگاه کنید.

۶. پیش از ازدواج حداقل شش ماه نامزد بمانید.

۷. به عشق در نگاه اول اعتقاد داشته باشید.

۸. هیچگاه به رویاهای دیگران نخندید.

۹. عمیق و مشتاقانه عشق بورزید. ممکن است صدمه ببینید ولی این تنها راه کامل زندگی کردن است.

۱۰. در اختلافات، منصفانه مبارزه کنید. بدون صدا زدن اسامی افراد.

۱۱. مردم را از روی خویشاوندانشان مورد قضاوت قرار ندهید.

۱۲. آرام صحبت کنید، سریع فکر کنید.

۱۳. وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که تمایلی به پاسخ دادن ندارید، لبخند زده، و سوال کنید، "چرا میخواهی بدانی؟"

۱۴. بیاد داشته باشید که عشق بزرگ و کامیابی های بزرگ ریسک بزرگ می طلبند.

۱۵. با مادرتان در تماس باشید.

۱۶.وقتی کسی عطسه میکند به او بگویید "عافیت باشه!"

۱۷. وقتی شکست میخورید، درسی که از آن شکست می آموزید را فراموش نکنید.

۱۸. سه چیز را بیاد داشته باشید: احترام به خود، احترام به دیگران و پذیرفتن مسئولیت همه کارهایتان.

۱۹. اجازه ندهید یک مشاجره کوچک یک دوستی بزرگ را خراب کند.

۲۰. وقتی متوجه اشتباه خود شدید، قدمهای فوری برای جبران آن بردارید.

۲۱. وقتی گوشی تلفن را برمی دارید لبخند بزنید، فرد تماس گیرنده لبخند شما را در صدایتان خواهد شنید.

۲۲. با زن یا مردی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. وقتی سنتان بالاتر میرود، مهارتهای محاوره ای به اندازه مهارتهای دیگر اهمیت پیدا خواهد کرد.

۲۳. مقدار زمانی را در تنهایی سپری کنید.

۲۴. آغوشتان را برای تغییر باز کنید ولی نه به اندازه ای که ارزشهایتان زیر سوال رود.

۲۵. بیاد داشته باشید که گاهی سکوت بهترین پاسخ است.

۲۶. بیشتر کتاب بخوانید و کمتر تلویزیون تماشا کنید.

۲۷. شرافتمندانه و خوب زندگی کنید تا در زمان پیری وقتی به گذشته فکر کردید، فرصتی دوباره برای لذت بردن از آن پیدا کنید.

۲۸. به خدا توکل کنید ولی درب ماشینتان را قفل کنید.

۲۹. وجود فضایی عاشقانه در خانه تان بسیار مهم است. هر آنچه که میتوانید برای ایجاد خانه ای آرام، آسوده و امن انجام دهید.

۳۰. در اختلافات با کسی که دوستش دارید، با موقعیت کنونی دست و پنجه نرم کنید. گذشته را پیش نکشید.

۳۱. مفهوم عمیق و ژرف مطالب را درک کنید.

۳۲. دانش خود را به اشتراک بگذارید. این روشی است برای دستیابی به ابدیت.

۳۳. با محیط زیست مهربان باشید.

۳۴. با خدا راز و نیاز کنید. قدرت بیکرانی در این کار است.

۳۵. وقتی کسی از شما تعریف میکند هیچگاه حرفش را قطع نکنید.

۳۶. حواستان به کار خودتان باشد.

۳۷. به کسی که زمان بوسیدن شما چشمانش را نمی بندد اعتماد نکنید.

۳۸. یکبار در سال به جایی بروید که تابحال نرفته اید.

۳۹. اگر درآمد زیادی دارید، بخش از آنرا در زمان زنده بودنتان برای کمک به دیگران اختصاص دهید. این بزرگترین لذت بردن از ثروت است.

۴۰. بخاطر داشته باشید که دست نیافتن به چیزی که دوست دارید گاهی خوش اقبالی است.

۴۱. قوانین را بیاموزید سپس برخی را بشکنید.

۴۲. بیاد داشته باشید بهترین رابطه آنی است که عشق شما به یکدیگر بزرگتر از نیاز شما به یکدیگر باشد.

۴۳. موفقیت خود را اینگونه محک بزنید که چه چیزی را از دست می دهید تا چه چیزی را بدست آورید.

۴۴. بخاطر داشته باشید که شخصیت شما سرنوشت شما است.

۴۵. متهورانه به عشق خود نزدیک شوید.

منبع: افکار نیوز



+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1390ساعت 20:2  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
 

                                             بسمه تعالی

13 مارس 1989 ايده توسعه www در سندي به نام "مديريت اطلاعات: يك طرح پيشنهادي" پذيرفته شده بود و همين نكته باعث شده كه اغلب از روز پذيرفته شدن اين طرح پيشنهادي به عنوان روز تولد وب ياد شود.

اما 12 نوامبر 1990 يك مهندس شوراي تحقيقات هسته اي اروپا (سرن) به نام "تيم برنرز- لي" مفاهيم اساسي يك "مافوق متن چندرسانه اي سياره اي" را در قالب پروتكل HTTP رسما اعلام كرد و به عنوان "پدر وب" شناخته شد.

در نهايت در 6 آگوست 1991 اولين وب سايت با نشانه www بر روي اينترنت راه اندازي شد و در 3 آوريل 1993 وب در اختيار عموم قرار گرفت.

"تيم برنرز- لي" كه امروز 56 سال دارد در لندن به دنيا آمده و در حال حاضر در "ام. آي. تي" (موسسه تكنولوژي ماساچوست) تدريس مي كند.

وي با دريافت "جايزه هزاره" (Millennium Prize) به عنوان يكي از 100 فرد مهم قرن گذشته معرفي شد و لقب "پدر وب" را يدك مي كشد.

اهميت "شبكه جهاني وب" يا "پهناي جهاني وب" كه به اختصار www ناميده مي شود آنچنان بالا است كه بسياري از مردم در سراسر دنيا تصور مي كنند وب و اينترنت دو مفهوم هم معني هستند. اين درحالي است كه وب زيرمجموعه اينترنت است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت 20:38  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                                 بسمه تعالی

گاهی برخی از افراد می‌گویند که حس و حال خواندن نماز ندارند و از آنجایی که «نماز» حق‌ الله است، خداوند از ما می‌گذرد، این در حالی است که «نماز» تنها واجبی است که در هیچ شرایطی ترک آن جایز نیست.
اینکه انسان می‌تواند نماز خود را ترک کند و هر موقعی که خواست، نماز بگذارد! یا اینکه گفته می‌شود نماز در بهترین حالات اقامه شود و برخی حس و حال به جا آوردن نماز را ندارند، به راستی می‌توان هر موقع که انسان اراده کرد، نماز بخواند؟ مرکز تخصصی نماز این گونه پاسخ می‌دهد:

نماز در بین عبادات از جایگاه خاصی برخوردار بوده و خداوند اهمیتی که به نماز داده است به هیچکدام از عبادات دیگر نداده است، وجوب همه عبادات مثل حج، روزه، زکات، خمس و ... مشروط به شرایطی است و با نبود بعضی از شرایط وجوب آن برداشته می‌شود، ولی وجوب نماز آن هم روزانه در پنج نوبت در هیچ حالتی از انسان برداشته نمی شود، در حالت سفر و حضر، سلامتی و مریضی، فقر و غنی، جنگ و صلح و...تنها در سخت‌ترین شرایط، کیفیت نماز تغییر کرده و خداوند اجازه به اقامه نماز در حال نشسته، دراز کشیده و بر روی مرکب داده است، ولی اصل نماز ترک نمی شود، خداوند در آیه 239 سوره بقره به وجوب نماز در حال جنگ اشاره کرده و فرموده است:

«فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجالاً أَوْ رُکْباناً فَإِذا أَمِنْتُمْ فَاذْکُرُوا اللَّهَ کَما عَلَّمَکُمْ ما لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ»؛ «و اگر (به خاطر جنگ، یا خطر دیگرى) بترسید، (نماز را) در حال پیاده یا سواره انجام دهید! اما هنگامى که امنیت خود را باز یافتید، خدا را یاد کنید! [نماز را به صورت معمولى بخوانید!] همانگونه که خداوند، چیزهایى را که نمى‏دانستید، به شما تعلیم داد»1.
                                 منبع:خبر گزاری فارس
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند 1390ساعت 12:27  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                            بسمه تعالی

          جناب آقای دکتر محمد حسن نژاد

 

 

قطعا پیروزی شما پیروزی تمام تلاشگران عرصه خدمت صادقانه به مردم شریف و محروم و زحمتکش مرند و جلفا می باشد و از اینکه موفقیت حضرتعالی  موجب  شادمانی  مردم مرند و جلفا خصوصا" جوانان منطقه  گردید مایه مباهات بنده و دوستانم  بوده و امید وارم تلاشهای هم جهت شما و سایر مسئولین رونق و آبادانی و رفاه آسایش مردم فهیم منطقه را فراهم آورد .

بنده نیز به نوبه خود راهیابی شما را به مجلس شورای اسلامی تبریک گفته و از خداوند متعال سلامتی و توفیق خدمت آرزومندم .

                                   زین العابدین حرفتی گرگری  

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 21:36  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                بسمه تعالي

                 

در دنيا هر عملي انجام ميدهيم دو پيامد دارد  ۱-كسب تجربه براي زندگی دنيا ۲- ذخيره حسنات برای آخرت پس بيائيم در بهار انتخابات باذكر دعا شريفه  ( يا مقلب القلوب والبصار ويا محول حول والاحوال و.........) به پيشواز انتخابات رفته و نگذاريم زندگی مدرن ما را از فطرت انسانی خويش دور نمايد و لكن پيام بهار كه داراي طبيعت لطيف بوده و سرشار از تولد خوبيها است  انسان سرگردان  و آزمند را متوجه سرشت خويش  می گرداند و به صفا وصميميت فرا  می خواند البته اين امر بستگی به خود انسان دارد تا چه حد متنبه گردد و پيام  بهار را دريابد وخصوصيات انسانی را در خود زنده كرده و همچون بهار ايثار از خود گذشتگی از خود نسان دهد.

از مردم عزیز و باهوش  ایران در سراسر جهان میخواهم در  انتخابات سال ۱۳۹۰ انسانهای بهاری  برای بهارستان(مجلس شورای اسلامی) باخصوصیات ذیل را برگزینند.که با نیتی پاک و عزمی راسخ برای نظام اسلامی وآینده کشور و فرزندان ایران زمین تلاش و کوشش مینماید و این آدمها همچون بهار شکوفا وهمچون باران حیات بخش و همچون باد فرح بخش و مانند شمع فروزان وهمچون ماه تابان وچون خورشید درخشان بوده و تنها به خاطر دیگران می شکوفند می بارند ومی وزندو  می سوزند می گدازند تا لبی را خندان دلی را شاد  روحی را زنده نمایند و یا کلبه ای را روشن ومحفلی را رونق ودیاری را حیات بخشند . شهید مطهری در مورد نفاق  می فرما ید: اگر میوه ها را با سینی روبروی تو آوردند دلت میوه بهتر و بزرگتر در سینی را خواست ولی کوچک را برداشتی  نفاق کردی .

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1390ساعت 23:28  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                             بسمه تعالی

" در احکام دین اسلام به تمام واجبات و مستحبات " معروف "

و به تمام محرمات و مکروهات " منکر " گفته می شود بنابراین

فر آیند وا داشتن افراد جامعه به انجام کارهای واجب و مستحب

" امر به معروف "و باز داشتن آنها از کار های حرام و مکروه

" نهی از منکر " است نگرش جامعه به این فر آیند و اثرات

مترتب بر آن بدون توجه به شرایط و مراتب و احکام و آداب

آن خالی از وجه است زیرا به واسطه آن است که حدود الهی

احیا می شود ." 

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1390ساعت 16:33  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                             بسمه تعالی

قال الله تعالی :

مَن طَلَبَنی ، وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی ، عَرَفَنی

وَ مَن عَرَفَنی ، اَحَبَّنی وَ مَن اَحَبَّنی ، عَشَقنَی

وَ مَن عَشَقتَنی ، عَشَقتَهُ وَ مَن عَشَقتَهُ ، قَتَلتَهُ

وَ مَن قَتَلتَهُ ، فَعَلّی ديَتَهَ وَ مَن ديَتَهُ عَلَیّ ديَتَهُ

فاَنَا ديَتَهُ

 

خداوند متعال می فرمايد :

کسی که مرا طلب کند ، مرا پيدا می کند

و کسی که مرا پيدا کند ، مرا می شناسد

و کسی که مرا بشناسد ، مرا دوست دارد

و کسی که من را دوست دارد ، عاشقم می شود

و کسی که عاشق من شود ، من عاشق او می شوم

و کسی که من عاشق او شوم ، می کشمش

و کسی که من او را می کشم ديه دارد و ديه او بر من است .

من ديه او هستم .

آنکس که تو را شناخت، جان را چه کند

فرزند و عیال و خانمان را چه کند

دیوانه کنی، هر دو جهانش بخشی


دیوانه تو، هر دو جهان را چه کند.


 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 20:18  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 

                                                  بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

جناب آقای گورباچف صدر هیأت رئیسه اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی
با امید خوشبختی و سعادت برای شما و ملت شوروی، از آنجا که پس از روی کار آمدن شما چنین احساس می‌شود که جنابعالی در تحلیل حوادث سیاسی جهان، خصوصاً در رابطه با مسائل شوروی، در دور جدیدی از بازنگری و تحول و برخورد قرار گرفته‌اید، و جسارت و گستاخی شما در برخورد با واقعیات جهان چه‌ بسا منشأ تحولات و موجب به هم خوردن معادلات فعلی حاکم بر جهان گردد، لازم دیدم نکاتی را یادآور شوم. هر چند ممکن است حیطه تفکر و تصمیمات جدید شما تنها روشی برای حل معضلات حزبی و در کنار آن حل پاره‌ای از مشکلات مردمتان باشد، ولی به همین اندازه هم شهامت تجدیدنظر در مورد مکتبی که سالیان سال فرزندان انقلابی جهان را در حصارهای آهنین زندانی نموده بود قابل ستایش است. و اگر به فراتر از این مقدار فکر می‌کنید، اولین مسأله‌ای که مطمئناً باعث موفقیت شما خواهد شد این است که در سیاست اسلاف خود دایر بر «خدازدایی» و «دین‌زدایی» از جامعه، که تحقیقاً بزرگترین و بالاترین ضربه را بر پیکر مردم کشور شوروی وارد کرده است، تجدیدنظر نمایید؛ و بدانید که برخورد واقعی با قضایای جهان جز از این طریق میسر نیست. البته ممکن است از شیوه‌های ناصحیح و عملکرد غلط قدرتمندان پیشین کمونیسم در زمینه اقتصاد، باغ سبز دنیای غرب رخ بنماید، ولی حقیقت جای دیگری است. شما اگر بخواهید در این مقطع تنها گره‌های کور اقتصادی سوسیالیسم و کمونیسم را با پناه بردن به کانون سرمایه‌داری غرب حل کنید، نه تنها دردی از جامعه خویش را دوا نکرده‌اید، که دیگران باید بیایند و اشتباهات شما را جبران کنند؛ چرا که امروز اگر مارکسیسم در روشهای اقتصادی و اجتماعی به بن‌بست رسیده است، دنیای غرب هم در همین مسائل، البته به شکل دیگر، و نیز در مسائل دیگر گرفتار حادثه است.
جناب آقای گورباچف، باید به حقیقت رو آورد. مشکل اصلی کشور شما مسئله مالکیت و اقتصاد و آزادی نیست. مشکل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست. همان مشکلی که غرب را هم به ابتذال و بن‌بست کشیده و یا خواهند کشید. مشکل اصلی شما مبارزه طولانی و بیهوده با خدا و مبدأ هستی و آفرینش است. جناب آقای گورباچف، برای همه روشن است که از این پس کمونیسم را باید در موزه‌های تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد؛ چرا که مارکسیسم جوابگوی هیچ نیازی از نیازهای واقعی انسان نیست؛ چرا که مکتبی است مادی، و با مادیت نمی‌توان بشریت را از بحران عدم اعتقاد به معنویت، که اساسی‌ترین درد جامعه بشری در غرب و شرق است، به در آورد. حضرت آقای گورباچف، ممکن است شما اثباتاً در بعضی جهات به مارکسیسم پشت نکرده‌ باشید و از این پس هم در مصاحبه‌ها اعتقاد کامل خودتان را به آن ابراز کنید؛ ولی خود می‌دانید که ثبوتاً این‌گونه نیست. رهبر چین اولین ضربه را به کمونیسم زد؛ و شما دومین و علی‌الظاهر آخرین ضربه را بر پیکر آن نواختید. امروز دیگر چیزی به نام کمونیسم در جهان نداریم. ولی از شما جداً می‌خواهم که در شکستن دیوارهای خیالات مارکسیسم، گرفتار زندان غرب و شیطان بزرگ نشوید. امیدوارم افتخار واقعی این مطلب را پیدا کنید که آخرین لایه‌های پوسیده هفتاد سال کژی جهان کمونیسم را از چهره تاریخ و کشور خود بزدایید. امروز دیگر دولتهای همسو با شما که دلشان برای وطن و مردمشان می‌تپد هرگز حاضر نخواهند شد بیش از این منابع زیرزمینی و رو زمینی کشورشان را برای اثبات موفقیت کمونیسم، که صدای شکستن استخوان‌هایش هم به گوش فرزندانشان رسیده است، مصرف کنند. آقای گورباچف وقتی از گلدسته‌های مساجد بعضی از جمهوری‌های شما پس از هفتاد سال بانگ «الله‌اکبر» و شهادت به رسالت حضرت ختمی‌ مرتبت ـ صلی‌الله علیه و آله و سلم ـ به گوش رسید، تمامی طرفداران اسلام ناب محمدی (ص) را از شوق به گریه انداخت. لذا لازم دانستم این موضوع را به شما گوشزد کنم که بار دیگر به دو جهان‌بینی مادی و الهی بیندیشید. مادیون معیار شناخت در جهان‌بینی خویش را «حس» دانسته و چیزی را که ماده ندارد موجود نمی‌دانند. قهراً جهان غیب، مانند وجود خداوند تعالی و وحی و نبوت و قیامت، را یکسره افسانه می‌دانند. در حالی که معیار شناخت در جهان‌بینی الهی اعم از «حس و عقل» می‌باشد، و چیزی که معقول باشد داخل در قلمرو علم می‌باشد گرچه محسوس نباشد. لذا هستی اعم از غیب و شهادت است، و چیزی که ماده ندارد، می‌تواند موجود باشد. و همان‌طور که موجود مادی به «مجرد» استناد دارد، شناخت حسی نیز به شناخت عقلی متکی است. قرآن مجید اساس تفکر مادی را نقد می‌کند، و به آنان که بر این پندارند که خدا نیست و گرنه دیده می‌شد. لن‌ نومن‌لک حتی نری‌الله جهره می‌فرماید: لاتدرکه الابصار و هو یدرک الابصار و هو اللطیف‌الخبیر. از قرآن عزیز و کریم و استدلالات آن در موارد وحی و نبوت و قیامت بگذریم، که از نظر شما اول بحث است، اصولاً میل نداشتم شما را در پیچ و تاب مسائل فلاسفه، بخصوص فلاسفة اسلامی، بیندازم. فقط به یکی ـ دو مثال ساده و فطری و وجدانی که سیاسیون هم می‌توانند از آن بهره‌ای ببرند بسنده می‌کنم. این از بدیهیات است که ماده و جسم هر چه باشد از خود بیخبر است. یک مجسمه سنگی یا مجسمه مادی انسان هر طرف آن از طرف دیگرش محجوب است. در صورتی که به عیان می‌بینیم که انسان و حیوان از همه اطراف خود آگاه است. می‌داند کجاست؛ در محیطش چه می‌گذرد؛ در جهان چه غوغایی است. پس، در حیوان و انسان چیز دیگری است که فوق ماده است و از عالم ماده جدا است و با مردن ماده نمی‌میرد و باقی است. انسان در فطرت خود هر کمالی را به طور مطلق می‌خواهد. و شما خوب می‌دانید که انسان می‌خواهد قدرت مطلق جهان باشد و به هیچ قدرتی که ناقص است دل نبسته است. اگر عالم را در اختیار داشته باشد و گفته شود جهان دیگری هم هست، فطرتاً مایل است آن جهان را هم در اختیار داشته باشد. انسان هر اندازه دانشمند باشد و گفته شود علوم دیگری هم هست، فطرتاً مایل است آن علوم را هم بیاموزد. پس قدرت مطلق و علم مطلق باید باشد تا آدمی دل به آن ببندد. آن خداوند متعال است که همه به آن متوجهیم، گرچه خود ندانیم. انسان می‌خواهد به «حق مطلق» برسد تا فانی در خدا شود. اصولاً اشتیاق به زندگی ابدی در نهاد هر انسانی نشانه وجود جهان جاوید و مصون از مرگ است. اگر جنابعالی میل داشته باشید در این زمینه‌ها تحقیق کنید، می‌توانید دستور دهید که صاحبان این‌گونه علوم علاوه بر کتب فلاسفه غرب در این زمینه، به نوشته‌های فارابی و بوعلی‌سینا ـ رحمت‌الله علیهما ـ در حکمت مشاء مراجعه کنند، تا روشن شود که قانون علیت و معلولیت که هرگونه شناختی بر آن استوار است، معقول است نه محسوس؛ و ادراک معانی کلی و نیز قوانین کلی که هرگونه استدلال بر آن تکیه دارد، معقول است نه محسوس، و نیز به کتابهای سهروردی ـ رحمت‌الله علیه ـ در حکمت اشراق مراجعه نموده، و برای جنابعالی شرح کنند که جسم و هر موجود مادی دیگر به نور صرف که منزه از حس می‌باشد نیازمند است؛ و ادراک شهودی ذات انسان از حقیقت خویش مبرا از پدیده حسی است. از اساتید بزرگ بخواهید تا به حکمت متعالیه صدرالمتألهین ـ رضوان‌الله تعالی علیه و حشره‌الله مع‌النبیین و‌الصالحین ـ مراجعه نمایند، تا معلوم گردد که: حقیقت علم همانا وجودی است مجرد از ماده؛ و هرگونه اندیشه از ماده منزه است و به احکام ماده محکوم نخواهد شد. دیگر شما را خسته نمی‌کنم و از کتب عرفا و بخصوص محی‌الدین ابن‌عربی‌ نام نمی‌برم؛ که اگر خواستید از مباحث این بزرگمرد مطلع گردید، تنی چند از خبرگان تیزهوش خود را که در این‌گونه مسائل قویاً دست دارند، راهی قم گردانید، تا پس از چند سالی با توکل به خدا از عمق لطیف باریکتر از موی منازل معرفت آگاه گردند، که بدون این سفر آگاهی از آن امکان ندارد. جناب آقای گورباچف، اکنون بعد از ذکر این مسائل و مقدمات، از شما می‌خواهم درباره اسلام به صورت جدی تحقیق و تفحص کنید. و این نه به خاطر نیاز اسلام و مسلمین به شما، که به جهت ارزشهای والا و جهان شمول اسلام است که می‌تواند وسیله راحتی و نجات همه ملتها باشد و گره مشکلات اساسی بشریت را باز نماید. نگرش جدی به اسلام ممکن است شما را برای همیشه از مسئله افغانستان و مسائلی از این قبیل در جهان نجات دهد. ما مسلمانان جهان را مانند مسلمانان کشور خود دانسته و همیشه خود را در سرنوشت آنان شریک می‌دانیم. با آزادی نسبی مراسم مذهبی در بعضی از جمهوریهای شوروی، نشان دادید که دیگر این‌گونه فکر نمی‌کنید که مذهب مخدر جامعه است.راستی مذهبی که ایران را در مقابل ابرقدرتها چون کوه استوار کرده است مخدر جامعه است؟ آیا مذهبی که طالب اجرای عدالت در جهان و خواهان آزادی انسان از قیود مادی و معنوی است مخدر جامعه است؟آری، مذهبی که وسیله شود تا سرمایه‌های مادی و معنوی کشورهای اسلامی و غیراسلامی، در اختیار ابرقدرتها و قدرتها قرار گیرد و بر سر مردم فریاد کشد که دین از سیاست جدا است مخدر جامعه است. ولی این دیگر مذهب واقعی نیست؛ بلکه مذهبی است که مردم ما آن را «مذهب امریکایی» می‌نامند.
در خاتمه صریحاً اعلام می‌کنم که جمهوری اسلامی ایران به عنوان بزرگترین و قدرتمندترین پایگاه جهان اسلام به راحتی می‌‌تواند خلأ اعتقادی نظام شما را پر نماید. و در هر صورت، کشور ما همچون گذشته به حسن‌ همجواری روابط متقابل معتقد است و آن را محترم می‌شمارد. والسلام‌ علی‌من‌اتبع الهدی.


برچسب‌ها: نامه
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 20:12  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                   بسمه تعالی

"در دنیا هیچ بن بستی وجود ندارد یا راهی بیابید یا راهی بسازید".

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390ساعت 19:46  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                          بسمه تعالی

             استرس

 

زندگی‌کردن  مهارتهایی را می‌طلبد که اندوختن آنها هیچ‌گاه پایانی ندارد و آموختن آنها تنها با زندگی در دنیای واقعی ممکن است. یکی از این مهارتها توان آرامش‌یابی است، یعنی قابلیت بازتولید قوای جسمی و روانی که در طول شبانه روز در برخورد با استرسهای مختلف از مقدار کارائی آنها کاسته می‌شود.

 

 

                                                         


خلاصه‌ای در باره استرس

 استرس پدیده‌ای خاص زمان ما نیست. استرس که معناهای مختلفی دارد (تنش, فشار, اضطراب, نگرانی و فشار روحی) در واقع به عکس‌العملهایی گفته می‌شود که موجودات زنده هنگام روبرو شدن با تغییراتی که تعادل درونی آنها را برهم می‌زنند همیشه از خود نشان می‌دهند. این عکس‌العملها بسیار متفاوت هستند و بروز بیرونی آنها می‌تواند به شکل ترسیدن و به وحشت افتادن و یا به شکل رفتارهای عصبانیت و خشم ظاهر شود. هنگام استرس قلب تندتند می‌زند، آدم به نفس تنگه می‌افتد، عضلات بدن سخت می‌شوند، انسان احساس گرگرفتگی می‌کند یا بدنش یخ می‌کند، رنگ و روی انسان بشدت سرخ می‌شود و یا بسیار رنگ‌پریده به نظر می‌رسد، احساس گریه می‌کند یا بغض گلویش را می‌گیرد و به گریه می‌افتد، دستپاچه می‌شود، احساس جاری شدن ادرار می‌کند یا مدام باید به توالت برود، دهانش خشک می‌شود، ممکن است در ناحیه شکم احساس درد بکند، حرکات بدنی‌اش حالت خشک پیدا می‌کنند و غیره.  همه این تغییرات به خاطر فعال شدن سیستمی در بدن اتفاق می‌افتد که به آن سیستم استرس می‌گویند و این سیستم بدنبال ترشح هورمون آدرنالین و نورآدرنالین در خون فعال می‌شود.

اگرچه استرس بعنوان یک سیستم واکنش نسبت به چیزهایی که ارگانیسم را تهدید می‌کنند، اولین بار در دهه شصت قرن گذشته میلادی توسط فیزیولوپیست کانادایی بنام هانس سلیه مطرح شد ولی حتی انسانها (و کلا جانداران) همیشه این واکنش را نشان می‌دادند و اساسا هیچ موجود زنده‌ای بدون استرس قادر به ادامه زندگی نبوده و نیست. سیستم استرس در موجودات زنده وظایف ویژه‌ای را بعهده دارد که از مهمترین آنها بالابردن سطح هوشیاری و توجه نسبت به تغییرات است. بدون استرس اساسا هیچ موجودی توان یادگیری ندارد و نمی‌تواند نسبت به تغییرات پیرامون خود واکنش نشان دهد. مثلا بدون سیستم استرس موجود زنده نمی‌تواند در مواجه با خطر مکانیسم حمله و یا فرار را بکار بگیرد.

نه تنها هنگام  برهم خوردن تعادل دنیای بیرون بلکه هنگام بهم خوردن تعادل دنیای درون نیز موجود زنده زنجیره‌ای از واکنشهای مختلفی را که آنها را استرس می‌نامیم نشان می‌دهد. مثلا زمانی که میکروبی وارد بدن می‌شود و بدن برای مقابله با آن در کارکرد طبیعی خود تغییراتی را می‌دهد تا بتواند با آن میکروب مقابله کند (و بعنوان نشانه بیرونی  مثلا تب می‌کند) دچار استرس می‌شود.

استرس‌های کوچک جسمی را هم باید در این راستا دید. چرا وقتی می‌خواهید استراحت کنید چشم خود را می‌بندید و چرا با چشم باز نمی‌شود استراحت کرد؟

برای مثال همانطور که نشسته‌اید حواس خود را متوجه بدن خود کنید و حسهایی را که در تمام اندامتان در جریان است «لمس» کنید. بعد برای دودقیقه چشمان خود را ببندید و اینبار با چشمهای بسته حواس خود را متوجه تمام اندام خود کنید. وقتی دوباره چشمهای خود را باز کردید تغییراتی را در نوع حس خود نسبت به اندام خود حس خواهید کرد. یعنی با بستن چشمها از رسیدن امواج نور به مغز جلوگیری کرده‌اید. حالا که دوباره این امواج از طریق چشمها به مغز می‌رسند تعادل قبلی بهم می‌خورد و چنین احساسی نیز بوجود می‌آید.

اما این نوع استرس خفیف بقدری عادی است که ما بشدت به آن عادت کرده‌ایم. ولی معنای آن برای فعال کردن سیستم استرس  همان است که برای استرس‌های بزرگ.

 اگر استرس را فقط در مورد انسان مد نظر قرار دهیم می‌توان دید که پیش‌آمدهای مختلفی با درجه استرس متفاوت از یکدیگر همواره تعادل درونی انسان را برهم می‌زنند. مثلا  طبق برآوردهای تحقیقات مختلف در تمام دنیا مرگ همسر و یا از دست دادن فردی دلبند از درجه استرس بسیار بالایی برخوردار است (و به درجات خفیفتر وقایعی مانند طلاق، دوری از همسر، آسیب یا بیماری خاص، از دست دادن محل کار، بارداری، مشکلات مالی، تغییر محل زندگی، تغییر عادات غذا و خواب، جشن عید، عروسی، و غیره). معمولا انسان قارد است با این سطح از استرس‌های این چنینی نیز در عرض زمان محدودی به نوعی کنار بیاید و دوباره حالتی از تعادل را در درون خود برقرار کند. برای اینکار نیز هر انسانی از یک سری امکانات روانی، جسمی و فرهنگی برخوردار است که با کمک آنها می‌تواند رفته‌رفته استرس‌های ناشی از این اتفاقات را تغییر دهد. در این موارد اگر فشارهای ناشی از این وقایع در عرض زمان محدودی بر طرف نشوند و فرد نتواند به یک نوع تعادل جدید دست پیدا کند استفاده از کمک تخصصی اجتناب ناپذیر است.

پیش‌آمدهایی نیز وجود دارند که باید حساب آنها از بشدت از  پیش‌آمدهای دیگر جدا کرد و بندرت انسان می‌تواند بار آنرا تحمل و یا اثرات آنرا بدون به خطرافتادن جدی سلامتی خود تغییر دهد، مانند شاهد مرگ یکی از عزیزان بودن، مواجه شدن با خطر جانی، زندانی و شکنجه شدن، مورد تجاوز قراگرفتن و غیره. در این مواقع استرس‌های شدیدی که در اثر این پیش‌آمدها بوجود می‌آیند اثرات زیادی برجای می‌گذارند و سلامتی انسان را بنحو غیرقابل جبرانی به خطر می‌اندازند (که می‌توانند به تراوماهای روانی منجر شوند). این موضوع را می‌توان در این مثال بیشتر توضیح داد: هر کسی که از بلندی یک متری پایین بپرد حداقل قدری  پاهایش درد می‌گیرند. اگر از بلندی دو متری پایین بپرد درد بیشتری را تجربه می‌کند و زمانی را لازم دارد تا دوباره به حالت بدون درد برگردد. ولی اگر از چهارمتری و ده‌متری پایین بپرد فقط درد نحواهد داشت بلکه پپاهایش صدمه دیده و می‌شکنند.

 

استرس روانی حاصل واکنش درونی فرد است در روبرو شدن با پیش‌آمدها

استرس آن پیش‌آمدی نیست که در بیرون اتفاق می‌افتد. برای اینکه یک پیش‌آمد تبدیل به استرس روانی بشود فاکتورهای دیگری را هم لازم دارد. میزان وجود این فاکتورها همچنین تعیین می‌کنند که حد و اندازه آن استرس چقدر باشد.

یکی از مهمترین فاکتورها نوع تلقی فرد از قابل کنترل بودن و یا غیر قابل کنترل بودن آن پیش‌آمد است.

فرد اول: هفته دیگر امتحان دارم. تا به امروز هیچ کاری برای آن نکردم و در این مدت باقی‌مانده هم کاری نمی‌توانم بکنم.

فرد دوم: هفته دیگر امتحان دارم. تا به امروز هیچ کاری برای آن نکردم. باید از این هفته به بهترین نحو استفاده کنم.

دومین فاکتور تعیین‌کننده برخوردار بودن از مهارتهای کارآمد و اعتماد فرد به آن مهارتها برای روبرو شدن با پیش‌آمدها است.

فرد اول: ممکن نیست در امتحان موفق بشوم و زندگی آینده‌ام دیگر خراب شده‌است.

فرد دوم: وقتم بسیار کم است. باید زمانی را که دارم تقسیم کنم، مطالب اساسی را از مطالب متفرقه سوا کنم، آنها را بخش بخش کنم و در هر نوبت بخشی از مطالبی را که برای امتحان لازم دارم بخوانم و در انتها نیز آنچه را که یاد گرفته‌ام یکبار مرور کنم.

هر کدام از این دو فاکتور تعیین می‌کنند که فرد با آن پیش‌آمد چگونه روبرو شود و اساسا چه حدی از استرس را تجربه کند. مشخص است که شدت استرس برای فرد دوم بسیار کمتر خواهد بود، زیرا این پیش‌آمد برای این فرد غیر قابل کنترل نیست. طبیعی است که نتیجه‌ای که فرد از این راه کسب می‌کند بر نوع عکس‌العمل وی در مواقع مشابه بعدی تاثیر جدی خواهند گذارد.

در اینجا اساسا موضوع مثبت دیدن چیزها مطرح نیست. هیچ فردی که در روبرو شدن با پیشامدها مانند فرد اول در مثال بالا عکس‌العمل نشان می‌دهد را  نمی‌توان با گفتن این پند عامیانه تغییر داد که «چیزها را مثبت ببین همه چیز بهتر می‌شود». اگر چیزی بعنوان مثبت دیدن و منفی دیدن معنا داشته‌باشد هم نمی‌توان آنرا با پند و اندرز بوجود آورد. موضوع اساسی در این راه نوع تجربه‌های تاکنونی فرد در زندگی اوست. یعنی تاکنون به چه شکلی این پیش‌آمدها و خود را تجربه کرده‌است. اگر فرد منفی‌بین تغییر می‌کند به این دلیل است که امکان تجربه‌های دیگری را پیدا کرده‌است و اگر فرد مثبت‌بین به فردی منفی‌باف تبدیل می‌شود نیز به حکم تجربه‌هایی متفاوتی است که شروع به انجام آنها کرده‌است. می‌توان راه و شرایط تجربه کردن چیزها را به نوعی تغییر داد (که همراه با آنکار فرد در این راه رفته‌رفته تغییر می‌کند) ولی هرگز نمی‌توان با خیال مثبت‌بین شدن  انتظار تغییری را داشت.

 

تمرین‌های آرامش‌یابی

در دنیای مدرن سرعت تغییر چیزها شدید شده‌است و انسان در عرض زمان کوتاهی در معرض تغییرات مختلف قرار دارد: تنوع شدید دیدنیها، شنیدنیها و ... در این حال زمان کمتری برای بودن با خود و تجربه هوشیار لحظه‌های زندگی باقی می‌ماند. در این حال هر کسی نیاز به رابطه بیشتر با خود  دارد. البته این نیاز نیز چیز تازه‌ای نیست و در بسیاری از فرهنگ‌ها از زمانهای بسیار دور راههایی برای این نوع «با خودخلوت‌کردنها»  بوجود آمده‌اند (مثل مدیتاتسیون و یا ذن در بودیسم که نشاندهنده وجود این نیاز در گذشته هستند) . آرامش‌یابی نقطه مقابل فشار است و این دو، دو کفه یک ترازو را می‌سازند. همانطوری که هیچ آدم زنده‌ای نمی‌تواند دائم در  معرض فشار باشد و از آن صدمه نبیند، هیچ کس نیز نمی‌تواند دائم در آرامش بسر ببرد و سالم باشد. موضوع اساسی در این میان تعادلی است که باید هر زمان بین این دو کفه ترازو برقرار شود تا اگر فشار زیاد شد قابل کنترل باشد و در عین حال آرامش نیز آنقدر زیاد نشود که انسان به خلسه فرو برود.

 

دو شیوه‌ آرامش‌یابی (تمرینات آتوگین و تمدد عضلات) را می‌توان نوع سازمانداده‌شده و تکامل‌داده‌شده روش‌هایی دانست که تاکنون نیز در فرهنگهای مختلف (بخصوص فرهنگ‌های شرق) وجود داشته‌اند. این شیوه‌ها که ابتدا برای کارهای درمانی در غرب درست شده‌اند رفته‌رفته در زمینه‌های غیر درمانی نیز رشد وسیعی  یافته‌اند و با تغییراتی که در آنها بوجود آمده می‌توان از آنها برای آرامش‌یابی و بعضا پیش‌گیری اختلالات روانی و جسمی استفاده کرد.

طبیعی است تمرینهایی که در اینجا معرفی شده‌اند از نوعی که در کارهای بالینی در روان‌درمانی بکار می‌روند متفاوت هستند. مهمترین تفاوت آنها در این است که این تکنیک‌ها در  روان‌درمانی در چهارچوب یک برنامه درمانی (ترکیبی از شیوه‌ها و تکنیکهای دیگر برای مشکلات خاص فرد مراجعه‌کننده) اجرا می‌شوند و مثلا از آنها برای آماده‌سازی فرد برای ازبین بردن ترس، اضطراب، افسردگی و اختلال‌های روان‌تنی استفاده می‌شود. نقش اصلی این شیوه‌ها در روان‌درمانی این است که در مدتی کوتاه سطح هیجانها و احساسات مزاحم را کم کرد تا مراجعه‌کننده توسط کنترلی که بر هیجان‌های خود پیدا می‌کند آماده بکارگیری اقدامات درمانی دیگر برای فارق شدن بر مشکلاتش بشود؛ طبیعی است که برای اینکار باید به متخصص روان‌درمانی مراجعه کرد و تمام تمرینهایی که در بازار ارائه می‌شوند جنبه عمومی دارند.

این تمرین‌ها در کل امکانات مختلفی را برای در کنترل قراردادن حالات روانی و جسمی فراهم می‌آورند و فرد با آموختن آنها می‌تواند در مواقع لازم کنترل‌های سالم خود را بر حالات خود اعمال کند. علاوه بر اینها توسط این تمرینات قدرت تمرکز نیز افزایش می‌یابد و فرد با کسب توان تشخیص چیزهای مهم از چیزهای کمتر مهم قادر می‌شود تا نیروی خود  را بر چیزهای مهم متمرکز کند و بارآوری خود را در آن کارها بیشتر کند.

 

                                        تنظیم از :  دکترعمراني

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 19:35  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                  بسمه تعالی

حکمت ۴۲۳ نهج البلاغه :

" کسی که نهان خود را اصلاح کند خداوند آشکار او را

نیکو گرداند و کسی که برای دین خود کار کند خدا دنیای

اورا کفایت فرماید و کسی که میان خود و خدا را نیکو گرداند

خدا میان او مردم را اصلاح خواهد کرد ."

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 22:17  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                  بسمه تعالی

سخنی از بزرگان:

خداوند چهار چیز را در چهار چیز مخفی نموده :

دوست خود را در میان مردم : پس به هیچ کسی بی اعتنایی نکنید شاید هم اودوست خدا باشد و شما نشناسیدش

-رضایت خود را در طاعت ها: پس هیچ عبادتی را کم نشمارید شاید همان مورد رضایت خدا باشد

-غضبش را در گناهان: پس هیچ گناهی را کوچک نشمارید شاید همان مورد غضب او باشد

- استجابت خود را در دعاها: پس هیچ دعایی را اندک مپندارید شاید همان مستجاب باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 10:19  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                                  بسمه تعالی

آخرین نیوز: در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی را می توانید در سجیه دید، این شمالی ترین شهر دانمارکیهاست، جایی که دریای بالتیک و دریای شمال بهم میپیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمی شوند و بنابرین این راستا بوجود می آید.

و این همان چیزی است که در قرآن آمده است.

سورة مبارکه الرحمن
مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (۱۹) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (۲۰) فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (۲۱) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (۲۲)
۱۹٫ دو دریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کنند.۲۰٫ اما میان آن دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی کنند.۲۱٫ پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‏کنید؟ ۲۲٫ از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏شود.

سوره مبارکه فرقان آیه ۵۳:
« و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»
و اوست کسی که دو دریا را موج زنان به سوی هم روان کرد این یکی شیرین و آن یکی شور و تلخ است ومیان آندو حریمی استوار قرار داد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 16:28  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
        

                                        بسمه تعالی

 

حضرت محمد (ص) در خصوص حقوق همسایه می فرمایند:

1- اگرترا بخواند اجابت کنی

2-اگر درویش شود دستگیری کنی

3-اگر قرض خواهد بدهی

4-اگر خیری به اوبرسد تهنیت گوئی

5-اگرمصیبتی به او برسد تعزیت گوئی

6-اگر بمیرد در تشییع جنازه اش حاضر شوی

7-دیوار به بالای دیوار او بلند نسازی

8- اورا نرنجانی .

                         نقل از:مجمع البیان

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1390ساعت 11:29  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                               بسمه تعالی

" اوج پیشرفت زمانی حاصل میشود که پیشکسوتی با تمام تجربیات

خود در نهایت فروتنی دست جوانان کم تجر به را بگیرد تا آینده این

سرزمین سرسبز تر و آباد تر گردد."

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 9:44  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 10:0  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                       بسمه تعالی

مقام معظم رهبری درخصوص پدافند غیر عامل میفرمایند :

"پدافند غیر عامل همانند شعله ای بلند است ."

پدافند غیر عامل فقط در حوزه نظامی نیست باستی در

حوزه های دیگری نیز مد نظر قرار گیردکه عبارتند از :

۱-اطلاعاتی

۲- سیاسی

۳- ارتباطات

۴- اقتصادی

۵-تبلیغاتی

۶-زیست محیطی.......

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 8:30  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                     بسمه تعالی

 


5 S خلاصه عبارات Seiri ( سازماندهي ), Seition ( نظم و ترتيب ), Shitsuke (انضباط), Seiso (پاكيزه سازي) و Seiketus  (استانداردسازي) مي باشد. 5 S نظامي است كه در ژاپن

بصورت نهادينه مورد استفاده قرار گرفته و نتايج بسيار خوبي را براي واحدهاي صنعتي و خدماتي به ارمغان آورده است. نتايجي كه معمولاً با استفاده از اين روش حاصل مي گردد را مي توان به اختصار به پيشگيري از حوادث , كاهش وقفه كاري , كنترل عمليات توليد و افزايش بهره وري در محيط كار عنوان نمود. بطور كلي هدف نهايي 5 S پيشگيري از اتلاف است. عليرغم اينكه سيستم 5 S به ظاهر خيلي ساده و قابل فهم است و انجام آن اصول نيز خيلي ساده به نظر مي آيد ولي عموماً سازمانها و واحدها براي پياده كردن آن در عمل با مشكلات فراوان روبرو هستند. دليل اين امر را بايد در ظاهر ساده آن جستجو كرد. در واقع تحقق 5 S از آن رو دشوار است كه مديران و پرسنل اجرايي از اهداف و ماموريتهاي آن بصورت صحيح اطلاع كاملي ندارند. بنابراين اجراي نظام 5 S و تدارك بستر مناسب براي انجام آن تا زماني كه اصول آن به خوبي شناخته نشده كاري بسيار دشوار است. به همين خاطر به منظور آشنايي مختصر مديران با اين روش هر يك از اين اصول به اختصار معرفي مي گردند.


1) سازماندهي ( Seiri )

سازماندهي در عام ترين مفهوم آن عبارت است از نظم دادن به كليه اجزاي يك سازمان جهت نيل به اهداف. از ديدگاه 5 S سازماندهي به معناي تشخيص ضرور از غير ضرور , اتخاذ تصميمات قاطع و اعمال مديريت اولويتها براي رهايي از غير ضروريهاست. نمونه هايي از اجراي اين S را مي توان بصورت زير فهرست نمود:

• دور ريختن اشيايي كه به آنها نياز نداريد ( جمع آوري و بايگاني مناسب روزنامه ها و صورتجلسات ...).

• رفع عيوب و خرابيها ( تعمير ملزومات اداري , تجهيزات فني و خودروهاي مورد استفاده...).

• مبارزه با علل آلودگيها ( استفاده از دستگاههاي تهويه مطبوع , ممنوع كردن كشيدن سيگار در محل كار , حمل و نقل مناسب غذا , استفاده بهداشتي از ذخيره آب... ).

• بازبيني پوششها و محفظه ها به منظور پيشگيري از علل آلودگي ( بسته بندي مناسب قطعات در انبار , استفاده از درزگير در پنجره ها و درپوش براي فاضلابها... ).

• تميز كردن محل كار ( شستشوي مرتب با مواد ضدعفوني كننده , نظافت در انبار , جمع آوري روغنهاي مستعمل... ).

• جلوگيري از آلودگيهاي كف سالنها (شستشوي منظم سالن تعميرگاه , مشبك نمودن جايگاههايي كه آلوده كننده هستند مثل تعويض روغني و نقاشي... ).

• حذف آلودگيهاي گرد و غبار ( استفاده از تهويه مطلوب در انبار و سالن تعميرگاهها , استغاده از فيلترهاي صافي هوا... ).

• سازماندهي انبارها ( استفاده از سيستمهاي نوين انبارداري... ).

 

2) نظم و ترتيب ( Seito )

نظم و ترتيب به معني قرار دادن اشياء در مكانهاي مناسب و مرتب به نحوي كه بتوان از آنها به بهترين وجه استفاده كرد. نظم و ترتيب راهي است براي يافتن و بكار بردن اشياي مورد نياز , بدون انجام جستجوهاي بيهوده. هنگامي كه هر چيز با توجه به كاركرد و در نظر گرفتن كيفيت و ايمني كار , در جاي مناسب و مشخص قرار داشته باشد , محل كار همواره منظم و مرتب خواهد بود. بدين منظور بايد همه وسايل مورد نياز را دقيقاً شناسايي كرده و كاركرد هر يك از آنها را نيز مشخص نماييم. نمونه هايي از اجراي اين S را مي توان بصورت زير فهرست نمود:

• اشيايي را كه غالباً استفاده مي كنيم , در محل كار قرارداده يا با خود حمل كنيم. ( نصب ابزار آلات بر روي بوردهاي مخصوص در تعميرگاهها , تجهيز ميزهاي افراد به ملزومات اداري... )

• اشيايي را كه به ندرت استفاده مي كنيم , در جايي دور از دسترس قرار دهيم. (استفاده از سيستم بايگاني مناسب به طوري كه سوابق كاري سالهاي گذشته در جاهاي دورتري قرار گيرد... )

• اشيايي را كه استفاده نمي كنيم دور بريزيم( دور ريختن برگهاي زائد... ).

• استقرار هر چيز در جاي مشخص و مخصوص به خود ( استفاده از فايلها و قرار دادن ملزومات اداري در جاي خود , استقرار ابزار آلات و تجهيزات در جاي مناسب در تعميرگاهها پس از استفاده... ).

• آوردن و بازگرداندن هر چيز در حداقل زمان ( يافتن سوابق از بايگاني , سهولت دسترسي به ابزار در تعميرگاه... ).

• علامت گذاري محدوده ها و محل استقرار اشياء ( نشانه ها و علائم مربوط به تعميرات در سالن تعميرگاهها , مشخص شدن محل استقرار خودروهاي شركت ).

• نظم و ترتيب در تابلوي اعلانات ( نصب پلاكاردهاي تبليغاتي شركت در جاهاي مناسب... ).

• طراحي اعلانات به نحوي كه خواندن آنها آسان باشد ( استقرار مناسب مانند در معرض ديد بودن , طراحي زيبا و خوانا بودن... ).

• استقرار كاركردي مواد , قطعات در قفسه ها و نظم بخشي به ابزارها و تجهيزات.
( جدا نمودن قطعات معيوب از بقيه در انبارها , چيدن قطعاتها در پالتهاي انبار مطابق با اصول انبارداري , استفاده از سيستم fifo )


3) پاكيزه سازي ( Seiso )

در ديدگاه 5S پاكيزه سازي عبارت از دور ريختن زوائد و پاكيزه كردن اشياء از آلودگيها و مواد خارجي است. به عبارت ديگر پاكيزه سازي نوعي بازرسي است بازبيني و پاكيزگي محيط كار براي حذف آلودگي مورد تاكيد در اين بخش از نظام 5S قرار دارد. برخي از لوازم , تجهييزات و مكانها , لزوماً بايد بسيار پاكيزه و عاري از هر نوع آلودگي نگهداري شوند , بنابراين لازم است كه آنها را دقيقاً شناسايي نموده و بر اين باور بود كه پاكيزه سازي تنها تميز كردن محل كار و لوازم موجود در آن نيست , بلكه پاكيزه سازي امكان انجام بازرسي و بازبيني را نيز بايستي فراهم آورد. نمونه هايي از اجراي اين S را مي توان بصورت زير فهرست نمود:

• آسان سازي و پاكيزه سازي و بازبيني ( بازرسي و بازديد مديريتها از مجموعه تحت پوشش خود ...).

• مسئوليتهاي تمامي افراد براي پاكيزگي محل كار ( حفظ نظافت و پاكيزگي محيط كار هر يك از پرسنل ...).
• انجام بازبيني و پاكيزه سازي مستمر جهت رفع مشكلات جزئي

• پاكيزه كردن محلهايي كه از چشم افراد به دور است ( زير ميزها , گوشه هاي اتاق , زير ملزومات اداري و تجهيزات فني ...).

• فعاليتهاي لازم توام با مسابقاتي براي تميز كردن هر چه بهتر ( در نظر گرفتن يك معيار در ارزيابي نمايندگيها و تعيين واحد نمونه در شركت و اختصاص يكي از پارامترهاي ارزيابي ماهيانه پرسنل به امر پاكيزگي محل كار... ).


4) استانداردسازي ( Seiketus )

استانداردسازي عبارت است از كنترل و اصلاح دائمي , سازماندهي , نظم , ترتيب و پاكيزگي. تاكيد اصلي در استانداردسازي متوجه مديريت است كه با استفاده از چك ليستهاي مناسب و استاندارد كردن مقررات با استفاده از نوآوري و خلاقيت , محيط كار را به نحوي استاندارد و كنترل نمايد كه همواره همه عوامل با سرعت و دقت لازم مورد استفاده قرار گيرند. نمونه هايي از اجراي اين S را مي توان بصورت زير فهرست نمود:

• استفاده از علائم و نشانه ها ( در سالن تعميرگاهها , انبار و دفاتر اداري... ).

• علامتگذاري محدوده هاي خطر و يا مراقبت خاص ( در انبار مواد شيميايي , تجهيزات با فشار كاركرد با لا ... ).

• علائم نشاندهنده جهت و راهنما ( جهت حركت خودروها در تعميرگاه و استفاده از تابلوي راهنماي واحدهاي طبقات در معابر ورودي ساختمانها... ).

• برچسبهاي نشاندهنده قطعات اصلي ( استفاده از برچسبهاي ويژه شركت از قبيل هولوگرام , باركد و ... ).

• رنگهاي هشدار دهنده.

• علايم مربوط به تجهيزات خاموش كننده (علائم مربوط به زنگ خطر و و.سايل ايمني و راهنماي از سيستم اطفاي حريق ... ).

• تمهيدات پيشگيري از خطا و اشتباه ( آموزش پرسنل در خصوص بروز خطر , تدوين دستورالعملهاي كاري براي استفاده از ابزار آلات و تجهيزات ويژه .. ).

• برچسب مواد حساس.

• برچسبهاي نشاندهنده ميزان دقت ابزار ( نصب ميزان دقت تجهيزات و تاريخ اعتبار و كنترل براي آنها ... ).

• استقرار اشياء به نحوي كه بتوان از آنها سريعاً استفاده نمود و آنها را كنترل كرد.


5) انضباط ( Shitsuke )

انضباط عبارت است از آموزش عادات و توانايي هايي جهت انجام يك وظيفه خاص. نكته اصلي در اينجا ايجاد عادات درست به جاي عادات نادرست است. اين كار را بايد از طريق آموزش شيوه هاي درست انجام كار به افراد و تمرين دادن آنان در اين زمينه , آغاز نمود. همچنين اين تمرينها از طريق وضع مقررات و پيروي جدي از آنها تحقق مي پذيرد. به عبارت ديگر انضباط فرآيندي , تكرار و تمرين انجام يك كار است. مثلاً كاملاً ضروري است كه رعايت مقررات ايمني براي افراد به صورت يك عادت درست درآيد و به اين نكته تاكيد شود كه : انضباط اصلي جدايي ناپذير از ايمني صنعتي است. نمونه هايي از اجراي اين S را مي توان بصورت زير فهرست نمود:

• تمرين نظم و ترتيب ( آموزش , نظارت مستمر , ارزيابي و پاداش به پرسنل جهت نظم و انضباط ... ).

• تمرين وقت شناسي ( آموزش , استفاده بهينه از زمان , بخصوص در بخش تعميرات در سالنها و برقراري جلسات ... ).

• پوشيدن كفش ايمني.

• تمرين اقدامات ضروري ( استفاده از تجهيزات ايمني ... ).

• توجه به زيباييها و رعايت ظواهر ( استفاده از لباسهاي كار مناسب در تعميرگاه وشركت ... ).

• نگرش مديريت به فضاهاي عمومي ( ايجاد فضاهاي سبز و يا امكانات رفاهي در محل كار... )

 

 

منبع : http://www.hamedmonsef.com

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1390ساعت 11:49  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                         بسمه تعالی

آیت الله جوادی آملی خطاب به سفرا ء:
اگر جرات ندارید سفیر نشوید

سرویس سیاست خارجی - یکی از مراجع تقلید خطاب به سفرای جمهوری اسلامی ایران گفت: اگر زرق و برق شما را می‌گیرد و حرفی برای گفتن ندارید و از توحید و آغاز و انجام نمی‌توانید حرف بزنید سفیر نیستید و اگر جرئت ندارید سمت سفارت را نپذیرید.

به گزارش تابناک ، آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی بعد از ظهر سه شنبه در دیدار تعدادی از سفرا و روسای نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در کشورهای خارجی اظهار داشت: شما که سفرای جمهوری اسلامی ایران هستید باید برنامه اسلام را ترویج کنید.

وی ادامه داد: هیچ چیزی نباید شما را مرعوب کند؛ نه هراسی نه اسلام هراسی و نه زرق و برق آنها نباید شما را مرعوب کند.

این مرجع تقلید تاکید کرد: اگر شما سفیر ایران باشید مثل قبل از انقلاب به اندازه ایران حرف بزنید، اگر سفیر جمهوری باشید به اندازه مردم حرف بزنید و اگر سفیر جمهوری اسلامی ایران هستید باید بدانید اسلام تا کجا حرف دارد و به جامعه گفته شما با مردن نمی پوسید بلکه از پوست به در می آئید.

آیت الله جوادی آملی گفت: اگر به این مسئله توجه داشته باشید نه پیشرفت آنها می‌تواند شما را تحقیر کند و نه برخی از مشکلات زمان و زمین می‌تواند شما را زمین گیر کند.

استاد برجسته حوزه با اشاره به سالگرد تقدیم نامه تاریخی امام خمینی(ره) به گورباچف اظهار داشت: وقتی این نامه توسط هیئتی از جمهوری اسلامی ایران به جناب میخائیل گورباچف تعلیم داده شد، صورت گورباچف سرخ شد و هیچ حرفی برای گفتن نداشت.

وی خطاب به سفرای جمهوری اسلامی ایران گفت: شما هم باید بدانید که در چه فضایی تنفس می کشید. اگر جرئت ندارید سمت را نپذیرید و اگر این عرضه را دارید بدانید که اسلام از سوسیال شرق و کاپیتال غرب بلندتر است.

آیت الله جوادی آملی تاکید کرد: گورباچف تنها حرفی که زد این بود که نامه امام دخالتی در امور داخلی شوروی است. گورباچف فکر می کرد امام برای بازسازی ایران جنگ زده درخواست کمک دارد ولی وقتی این نامه به ایشان تعلیم داده شد فهمید که او را به توحید دعوت کرده است.

وی اظهار داشت: هیئت ایرانی به گورباچف گفت که از اعماق خاک تا اوج سپهر روسیه در خدمت شماست و کسی کاری به شما ندارد و نامه امام مربوط به جان روسیه است، یعنی روح شما بعد از مرگ از پوست به در می آید و مثل مرغ پرواز می کند.

اگر نمی توانید، سمت جزئی در داخل کشور داشته باشید

این مرجع تقلید خطاب به سفرای جمهوری اسلامی تاکید کرد: اگر در همین حد فکر می کنید سفرای جمهوری اسلامی ایران هستید وگرنه یک سمت جزئی در داخل کشور داشته باشید.

آیت الله جوادی آملی گفت: اگر زرق و برق شما را می گیرد و حرفی برای گفتن ندارید و از توحید و آغاز و انجام نمی توانید حرف بزنید سفیر نیستید.

وی با بیان اینکه سفرا نباید خودشان را سبک بشمارند تاکید کرد: ما که در جمهوری اسلامی ایران زندگی می کنیم، باید در حد خود پیام پیغمبر اسلام را برسانیم و این سمت را خداوند به ما داده است.

وی ادامه داد: پیغمبر اسلام حرف خودش را با فرهنگ مردم آن زمان و زمین عجین کرد و تحویل مردم داد و اگر خدای نکرده سفرا مرعوب پیشرفت های دیگر کشورها شوند و طبق مردم آن کشور حرف بزنند درست نیست بلکه باید حرف اسلام و جمهوری اسلامی را با زبان مردم این کشورها به آنها بفهمانید.

پیام جمهوری اسلامی را به جهانیان برسانید

این مرجع تقلید با بیان اینکه سفرای جمهوری اسلامی باید پیام استقلال، آزادی، امنیت و امانت را به دنیا برسانند تصریح کرد: قرآن کریم برای جهان آمده است و فرمود مردم جهان سه بخش محلی، منطقه ای و بین المللی تشکیل می شوند و می داند که بسیاری از مردم روی زمین ملحد هستند و خدا و آینده را قبول ندارند.

وی گفت: قرآن برای مردم محلی، منطقه ای و بین المللی دستورات اسلامی و انسانی دارد و شما باید به آنهایی که از منشورات و جوامع بین المللی سخن می گویند ثابت کنید حقوق بشر پایه علمی ندارد.

مشکلات داخلی حل می‌شود؛ شما نلغزید

آیت الله جوادی آملی گفت: اگر کسی معارف اسلامی را درست درک نکرد عظمت و جلال و شکوه خودش را جاری نکرد.

وی با اشاره به برخی مشکلات داخلی و خارجی تصریح کرد: ممکن است ما مشکل داخلی داشته باشیم ولی شما که سفرای جمهوری اسلامی هستید همیشه یک سر و گردن بلندتر از دیگران باشید.

این مرجع تقلید با بیان اینکه مشکلات داخلی ما قابل حل است و هرگز شما نلغزید، تصریح کرد: ملتها با شما هستند.

آیت الله جوادی آملی با اشاره به جنبش های اخیر در کشورهای اروپایی و آمریکایی گفت: گرچه آنها برای اقتصاد قیام کردند نه برای اعتقاد، ولی اگر کسی برای اقتصاد قیام کند امید هست اعتقاد هم آنها را در نوردد.

این مرجع تقلید تاکید کرد: شما باید حرف اسلام و قرآن و نهج البلاغه را بیان کنید و با این کار هم خودتان از این آموزه ها بهره مند می شوید و هم در کارتان موفق خواهید بود.

                             منبع : تابناک

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 12:7  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                   بسمه تعالی

علل پیوستن افراد به گروهها و احزاب :

۱- رسیدن به امنیت نسبی

۲- داشتن پایگاه مردمی

۳-کسب مقام

۴- احساس ارزش

۵- وابستگی

۶-کسب قدرت

۷-رسیدن به هدف :

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت 22:1  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                              بسمه تعالی

۱- زمانی که تصور کنند مدیر قدرت ندارد.

۲- زمانیکه تصور کنند مدیر نمی خواهد از قدرت خود استفاده کند.

۳- زمانی که زیر دستان تصور کنند که مدیر نمی تواند از قدرت خود استفاده کند .

ترس یا عدم ترس زیر دستان به قدرت مدیر ارتباط ندارد بلکه تصور

هست و این چیزی است که ابر قدرت ها (امریکا و .....)سالهاست

که با آن نان می خورند .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 18:37  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                    بسمه تعالی

      تاکتیک های سیاسی:

۱-حمله به دیگران یا سرزنش دیگران

۲- استفاده از اطلاعات به عنوان یک ابزار سیاسی

۳- ایجاد تصویر مطلوب از خود

۴-ایجاد پایگاه حمایتی

۵- ستایش دیگران

۶-ائتلاف قدرت با هم پیمانان قوی

۷-معاشرت با افراد بانفوذ

۸-ایجادالزام اخلاقی .

                                   تاکتیک های نفوذ:

1- فشار یا پیگیری

2-توسل به مقامات عالیه و مافوق

3-بده بستان

4-ائتلاف سازی

5-جلب نظر

6-تشویق منطقی

7-تقاضای الهام بخش

8-مشورت.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 12:6  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                          بسم الله الرحمن الرحیم
                         

وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ وَ آخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْ‏ءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُون‏

( و آماده كنيد براى (كار زار با) ايشان هر چه را مى ‏توانيد از نيرو و از اسبان بسته شده كه بترسانيد با آن دشمن خدا و دشمن خود را و ديگران را از غير ايشان كه شما آنان را نمى ‏شناسيد و خدا مى ‏شناسد، و آنچه كه در راه خدا خرج كنيد به شما پرداخت مى‏ شود و به شما ظلم نخواهد شد ).
(آيه 60)- افزايش قدرت جنگى و هدف آن: به تناسب دستورات گذشته در زمينه جهاد اسلامى، در اين آيه به يك اصل حياتى كه در عصر و زمان بايد مورد توجه مسلمانان باشد اشاره مى‏كند، و آن لزوم آمادگى رزمى كافى در برابر دشمنان است.

نخست مى‏گويد: «در برابر دشمنان هر قدر توانايى داريد از نيرو و قدرت و اسبهاى ورزيده براى ميدان آماده سازيد» (وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ).

يعنى در انتظار نمانيد تا دشمن به شما حمله كند و آنگاه آماده مقابله شويد، بلكه از پيش بايد به حدّ كافى آمادگى در برابر هجومهاى احتمالى دشمن داشته باشيد.

تعبير آيه به قدرى وسيع است كه بر هر عصر و زمان و مكانى كاملا تطبيق مى‏كند و اگر اين دستور بزرگ اسلامى «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» به عنوان يك شعار همگانى در همه جا تبليغ شود و مسلمانان از كوچك و بزرگ، عالم و غير عالم، نويسنده و گوينده، سرباز و افسر، كشاورز و بازرگان، در زندگى خود آن را به كار بندند، براى جبران عقب ماندگيشان كافى است.

سيره عملى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و پيشوايان بزرگ اسلام نيز نشان مى‏دهد كه آنها براى مقابله با دشمن از هيچ فرصتى غفلت نمى‏كردند، در تهيه سلاح و نفرات، تقويت روحيه سربازان، انتخاب محل اردوگاه، و انتخاب زمان مناسب براى حمله به دشمن و به كار بستن هرگونه تاكتيك جنگى، هيچ مطلب كوچك و بزرگى را از نظر دور نمى‏داشتند.

سپس قرآن به دنبال اين دستور اشاره به هدف منطقى و انسانى اين موضوع                        برگزيده تفسير نمونه، ج‏2، ص: 165

 مى‏كند و مى‏گويد هدف اين نيست كه مردم جهان و حتى ملت خود را با انواع سلاحهاى مخرب و ويرانگر درو كنيد، آباديها و زمينها را به ويرانى بكشانيد، سرزمينها و اموال ديگران را تصاحب كنيد، اصول بردگى و استعمار را در جهان گسترش دهيد، بلكه هدف اين است كه «با اين وسايل دشمن خدا و دشمن خود را بترسانيد» (تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ).

زيرا غالب دشمنان گوششان بدهكار حرف حساب و منطق و اصول انسانى نيست، آنها چيزى جز منطق زور نمى‏فهمند! سپس اضافه مى‏كند، علاوه بر اين دشمنانى كه مى‏شناسيد «دشمنان ديگرى غير از اينها نيز داريد كه آنها را نمى‏شناسيد ولى خدا مى‏شناسد» و با افزايش آمادگى جنگى شما آنها نيز مى‏ترسند و بر سر جاى خود مى‏نشينند (وَ آخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ).

اين تعبير متضمن دستورى براى امروز مسلمانان نيز هست و آن اين كه تنها نبايد روى دشمنان شناخته شده خود تكيه كنند و آمادگى خويش را در سر حد مبارزه با آنها محدود سازند بلكه دشمنان احتمالى و بالقوه را نيز بايد در نظر بگيرند و حد اكثر نيرو و قدرت لازم را فراهم كنند.

و در پايان اين آيه اشاره به موضوع مهم ديگرى مى‏كند و آن اينكه تهيه نيرو و قوه كافى و ابزار و اسلحه جنگى، و وسايل مختلف دفاعى، نياز به سرمايه مالى دارد، لذا به مسلمانان دستور مى‏دهد كه بايد با همكارى عمومى اين سرمايه را فراهم سازيد، و بدانيد هر چه در اين راه بدهيد در راه خدا داده‏ايد و هرگز گم نخواهد شد «و آنچه در راه خدا انفاق كنيد به شما پس داده خواهد شد» (وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْ‏ءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ).

و تمام آن و بيشتر از آن به شما مى‏رسد «و هيچ گونه ستمى بر شما وارد نمى‏گردد» (وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ).

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1390ساعت 11:18  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                            بسمه تعالی

هر آنکس قدم زد در آستان حسین

                        عزیز هر دو جهان شد قسم به جان حسین .

 

از مدینه تا کربلا همراه با کاروان سید الشهدا (ع)

نقل ازوبلاگ شهرستان جلفا

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آذر 1390ساعت 12:46  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  |