تبليغاتX
مدیریت ورهبری
                                           بسمه تعالی

ابراهام لينكن نامه اي به آموزگار پسرش نوشت،كه بخشهايي از آن ايفا د مي گردد:

.......او بايد بداند كه همه مردم عادل و صادق نيستند اما به فرزندم بياموزيد كه به ازاء هر شياد ،انسانهاي درست و صديق هم وجود دارند.به او بگوييد در ازاء هر سياستمدار خودخواه، رهبر با اهميتي نيز وجود دارد.به او بياموزيد كه در ازاء هر دشمن،دوستي نيز هست.                                                مي دانم كه وقت مي گيرداما به او بياموزيد اگر با كارو زحمت خودش يك دلار كاسبي كند بهتر از اين است كه جايي روي زمين پنج دلار پيدا كند.به  او بياموزيد كه ازباختن پندبگيرد و از پيروز شدن لذت ببرد.او را ازغبطه خوردن بر حذر داريد و به او نقش و تاثير مهم خنديدن را ياد آور شويد. اگر مي توانيد به نقش مهم كتاب در زندگي را آموزش دهيد.  به او بگوييد كه تعمق كند.به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود. به گلهاي درون باغچه و به زنبورها كه در هوا پرواز مي كنند دقيق شود.به فرزندم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اين است كه مردود شود اما با تقلب به قبولي نرسد. به پسرم ياد بدهيد با ملايم  ملايم و با گردن كشان،گردن كش باشد.به او بگوييد به عقايدش ايمان داشته باشد،حتي اگر همه در جهت خلاف او حرف بزنند.به پسرم ياد بدهيد كه همه حرفها را بشنود و سخني را كه بنظرش درست مي رسد انتخاب كند.

‹ارزشهاي زندگي را به فرزندم آموزش دهيد›

اگر مي توانيدبه فرزندم ياد دهيد كه در اوج اندوه تبسم كند.  به او بياموزيد كه در اشك ريختن خجالتي وجود ندارد.به او بياموزيد كه مي تواند براي فكر و شعورش مبلغي تعيين كند اما قيمت گذاري براي دل بي معناست. به او بگوئيد تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي داند،پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد.در كار تدريس به فرزندم ملايمت به خرج دهيد اما از او يك ناز پرورده نسازيد،بگذاريد كه شجاع باشد.به او بياموزيد كه به خدا و مردم اعتقاد داشته باشد.....

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 20:21  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                           بسمه تعالی

حضرت علی (ع ) می فرماید :    

"آفت حکومت ها چهار چیز است:
 واگذاشتن و ضایع ساختن اصول
 تمسک به فرعیات و پرداختن به امور غیر مهم
 مقدم ساختن انسان های فرومایه و پست
 به عقب راندن و بی توجهی به انسان ها فرهیخته ".
                      

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 10:13  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                                      بسمه تعالی

رسول گرامی اسلام (ص) می فرماید :

"بهترین یاران کسی است که ناسازگاریش اندک و سازگاریش بسیار باشد" .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 11:36  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                            بسمه تعالی

رهبري يك سازمان براي انطباق با تغييرات و به منظور بقا و رشد در محيطهاي جديد، ويژگيهاي خاصي را مي طلبد كه عموماً مديران براي پاسخ به آنها با مشكلات بسياري مواجه مي شوند. يكي از مهمترين خصيصه ها كه مي تواند به رهبران و مديران در پاسخ به اين تغييرات كمك كند، هوش هيجاني است. هوش هيجاني موضوعي است كه سعي در تشريح و تفسير جايگاه هيجانهاي و احساسات در توانمنديهاي انساني دارد. مديران برخوردار از هوش هيجاني، رهبران مؤثري هستند كه اهداف را با حداكثر بهره وري ، رضايتمندي و تعهد كاركنان محقق مي سازند. با توجه به اهميت هوش هيجاني درمديريت ،اين مقاله به بررسي ابعاد هوش هيجاني درمديريت ،رشد وتوسعه رهبري درمحيط کاروروش آموزش هوش هيجاني درسازمان مي‌پردازد.

مقدمه
امروزه بسياري ازسازمانها دستخوش تغييرند وهرگونه تغيير نيازمند کارکنان ومديراني است که انطباق پذير بوده وباتغييرها سازگار شوند.دراين ميان تعامل اجتماعي به شيوه اي شايسته وثمربخش براي بيشتر مديران و رهبران به عنوان عنصر کليدي درمديريت تغييرهاي سازماني اهميت فزاينده اي دارد.
بررسيها نشان داده است که گوي رقابت آينده را مديراني خواهند برد که بتوانند به طور اثربخش ونتيجه بخش با منابع انساني خودارتباط برقرارکنند.دراين زمينه هوش هيجاني (EMOTIONAL INTELLIGENCE=EI) يکي ازمولفه هايي است که مي تواند به ميزان زيادي درروابط مديران با اعضاي سازمان نقش مهمي ايفا کندوبه گفته گلمن (1998)شرط حتمي واجتناب ناپذير درسازمان به حساب مي آيد.اخيرابرخي ازدانشمندان نيز دريافته‌اند که هوش هيجاني بااهميت تراز بهر ه هوشي (IQ) براي يک مدير ورهبر است .
امروزه هوش هيجاني به عنوان نوعي هوش تبيين شده است که هم شامل درک دقيق هيجانهاي خود شخص وهم تعبير دقيق حالات هيجاني ديگران است .هوش هيجاني ،فرد رااز نظرهيجاني ارزيابي مي كند، به اين معني که فرد به چه ميزاني ازهيجانها واحساسهاي خود آگاهي دارد وچگونه آنها راکنترل واداره مي کند. نکته قابل توجه درراستاي هوش هيجاني اين است که تواناييهاي هوش هيجاني ذاتي نيستند، آنها مي توانند آموخته شوند .

ابعاد هوش هيجاني در مديريت و رهبري
گلمن، بوياتزيس و ري (1999) نيز اجزاي هوش هيجاني را به شرح زيربيان کرده اند:
1) خودآگاهي: خودآگاهي يا تشخيص احساس در همان زمان كه در حال وقوع است، بخش مهم و كليدي هوش هيجاني را تشكيل
مي دهد. توانايي کنترل و اداره لحظه به لحظه احساسها نشان از درک خويشتن و بصيرت روان شناسانه دارد. مديران و رهبراني كه
درجه اي بالا از خود آگاهي دارند، با خود و ديگران صادق هستند و مي دانند كه چگونه احساسهايشان بر آنها، ساير مردم و عملكرد شغلي‌شان تاثير مي گذارد. آنها با يك احساس قوي از خودآگاهي، با اعتماد به نفس و در استفاده از
قابليتهايشان كوشا هستند و مي دانند چه وقت درخواست كمك كنند.
2) خودنظم دهي: كنترل و اداره احساسات مهارتي است كه بر پايه خود آگاهي شكل مي گيرد. مديران ورهبران قادرند محيطي از اعتماد و انصاف خلق كنند. عامل خود نظم دهي به دلايل رقابتي بسيار مهم است، زيرا در محيطي كه سازمانها مستهلك مي شوند و فناوري كار با سرعتي گيج كننده تغيير شكل مي يابد. فقط افرادي كه بر هيجانهايشان تسلط يافته اند، قادر به انطباق با اين تغييرها هستند.
3) انگيزش: هدايت احساسها در جهت هدف خاص براي تمركز توجه و ايجاد انگيزه در خود بسيار مهم است. كنترل احساسها زمينه ساز هر نوع مهارت وموفقيت است و كساني كه قادرند احساسهاي خود را به موقع برانگيزانند، در هر كاري كه به آنان واگذار شود، سعي مي كنند مولد وموثر باشند. رهبران با انگيزه براي رسيدن به ماوراي انتظارهاي خود و هركس ديگر حركت مي كنند. كليد واژه اين رهبران، پيشرفت است. رهبراني كه بالقوه رهبر هستند، ميل به پيشرفت در آنها دروني شده و براي رسيدن به پيشرفت برانگيخته مي شوند. شور، اولين علامت رهبران با انگيزه است كه به وسيله آن عشق به يادگيري دارند، به انجام خوب شغل مبادرت
مي كنند و يك انرژي خستگي ناپذير براي بهتر انجام دادن كارها نشان مي دهند. تعهد سازماني علامت ديگر است. وقتي افراد شغلشان را براي خودش دوست دارند. به سازماني كه در آن مشغول بكارند، احساس تعهد مي كنند و به طور قابل ملاحظه اي موقعي كه علايم بر ضد آنهاست، خوش‌بين باقي مي مانند.
4) همدلي: توانايي ديگري كه براساس خودآگاهي هيجاني شكل مي گيرد، همدلي با ديگران است كه نوعي مهارت مردمي محسوب
مي شود. رهبران همدلي سعي مي كنند همه را راضي كنند. آنها با ملاحظه و فكر، احساسهاي كاركنان را همراه با ساير عوامل در تصميم گيريها در نظر مي گيرند. امروزه همدلي به عنوان جزئي از رهبري بسيار مهم است، رهبران همدل بيشترين همدردي را با افراد اطرافشان نشان مي دهند. آنها دانش خود را براي پيشرفت سازمانشان به روشهاي ظريف اما با اهميت استفاده مي كنند.
5) مهارت هاي اجتماعي يا تنظيم روابط با ديگران: هنر ارتباط با مردم به مقدار زياد، مهارت كنترل و اداره احساسهاي ديگران است. اين مهارت نوعي توانايي است كه محبوبيت، قوه رهبري و نفوذ شخصي را تقويت مي كند. رهبران داراي سطوح بالاي تواناييهاي هيجاني مي باشند. اغلب با روحيه هستند. افراد ماهر از نظر اجتماعي به حوزه وسيعي از آشناييها و همچنين مهارتها براي ايجاد رابطه تمايل دارند. اين افراد در مديريت گروهها ماهر هستند. مهارتهاي اجتماعي مي تواند به عنوان كليد قابليتهاي رهبري در اكثر سازمانها در نظر گرفته شود، زيرا وظيفه رهبر انجام كار از طريق ديگرافراد است. در اين راستا رهبران به مديريت موثر روابط نياز دارند ومهارتهاي اجتماعي آن را ممكن مي سازد.
ماير،سالووي وکارسو (1990)نيز براي هوش هيجاني چهاربعدتشخيص داده اند که عبارتند از:
1) شناسايي هيجانها در خود و ديگران: ضروري ترين توانايي مرتبط با هوش هيجاني اين است كه از هيجانها و احساسهاي خودآگاه باشد. توانايي خودآگاهي به مديران اجازه مي دهد تا نقاط قوت و ضعف خود را بشناسند و به ارزش خود اعتماد پيدا كنند. مديران خود آگاه براي آزمون دقيق روحيات خود از خود آگاهي استفاده مي كنند و به طور شهودي و از راه درك مستقيم مي دانند كه چگونه ديگران را تحت تاثير قرار دهند.
2) كاربرد هيجانها: کاربرد هيجانها،توانايي استفاده از هيجانها درکمک به کسب نتايج مطلوب ،حل مسايل واستفاده ازفرصتهاست. اين مهارت شامل توانايي مهم همدلي و بينش سازماني است. مديراني كه از اين توانايي برخوردارند. هيجانها و احساسهاي ديگران را بيشتر عملي مي سازند تا اينكه آنها را حس كنند. آنان نشان مي دهند كه مراقب هستند. علاوه بر اين، آنان در زمينه شناخت روند سياستهاي اداري تخصص دارند. بنابراين، مديران برخوردار از آگاهي اجتماعي دقيقاً مي دانند كه گفتار و كردارشان برديگران تاثير مي گذارد و آن قدر حساس هستند كه اگر كلام و رفتارشان تاثير منفي داشته باشد، آن را تغيير مي دهند.


3) توانايي درک و فهم هيجانها: توانايي درک هيجانهاي پيچيده وآگاهي ازعلل آنهاوچگونگي تغيير هيجانها ازيک حالت به حالت ديگر رادرک هيجانها مي نامند. مديراني كه از اين توانايي برخوردارند، از اين مهارتها در جهت گسترش شور و اشتياق خود و حل اختلافهااز طريق شوخي و ابراز مهرباني استفاده مي كنند. آنها به كمك اين تواناييها مي توانند بفهمند كه چه چيزي موجب برانگيختن يا عدم برانگيختن افراد يا گروهها مي شود و در نتيجه مي توانند همكاري بهتري را با ديگران برنامه ريزي كنند.
4) مديريت هيجانها: مديريت هيجانها،توانايي کنترل واداره کردن هيجانها درخود و ديگران است. مديراني كه اين توانايي را دارا هستند، اجازه نمي دهند بدخلقي هاي گاه و بيگاه در طول روز از آنها سربزند. آنان از توانايي مديريت هيجانها به اين منظور استفاده مي كنند كه بدخلقي و روحيه بد را به محيط كاري و اداره وارد نكنند يا منشا و علت بروز آن را به شيوه اي منطقي براي مردم توضيح دهند. بنابراين، آنها مي دانند كه منشا اين بدخلقي ها كجاست و چه مدت ممكن است به طول انجامد.
«جردن»، «اشانازي»، «هارتل» و «هوپر» (1999) ابعاد هوش هيجاني در محيط كار را به صورت مدل نشان
داده اند. در اين مدل بر اساس ابعاد ماير، سالووي و كارسو، شاخصهاي فرعي تر تبيين و ارتباط آنها با هوش هيجاني مرتبط با خود و ديگران كه تشكيل دهنده هوش هيجاني محيط كار است. به صورت شكل 1 بيان شده است (شكل شماره يك).

هوش هيجاني و رهبري گروه
توانايي به كارگيري هيجانات يا توليد هيجانها براي تسهيل حل مسئله در كارآيي اعضاي گروه نقش مهمي را ايفا مي كند. در واقع بارساد (2000) از دانشكده مديريت ييل در مطالعه اي كه راجع به شناخت هيجاني انجام داد، دريافت كه گسترش هيجانهاي مثبت در داخل گروهها، همكاري و مشاركت اعضاي گروه را تسهيل كرده، تعارض را كاهش داده و ميزان كارآيي اعضاي گروه را بهبود مي بخشد. رايس (1999) متخصص آمريكايي در زمينه منابع انساني، مقياس چند عاملي هوش هيجاني را روي 164 نفر از كاركنان عادي و 11 نفر از رهبران اين كاركنان كه در يك شركت بيمه مشغول به كار بودند، اجرا كرد و با اين آزمون به ارزيابي هوش هيجاني آنان پرداخت. همبستگي بين نمره هاي مربوط به گروه رهبران درآزمون هوش هيجاني با نمره هاي كارآيي آنان كه توسط مديران اداره درجه بندي شده بود (51/0= r) محاسبه شد. همبستگي بين ميانگين نمره هاي گروه در آزمون هوش هيجاني و امتيازبندي مديران از عملكرد آنان در ارائه خدمات به مشتريان (46/0= r) بود. در اين بررسي، رابطه بين هوش هيجاني و عملكرد پيچيده بود. مثلاً نمره هوش هيجاني بالاتر رهبر گروه كه از طريق آزمون هوش هيجاني اندازه گيري شده بود، با امتياز بندي مديران از نظر دقت گروه در رسيدگي به شكايات مشتريان، رابطه منفي (35/0= r) داشت، در حالي كه عملكرد امتيازبندي شده توسط اعضاي گروه همبستگي مثبت و نسبتاً بالايي (58/0 = r) با هوش هيجاني داشت.
يك گروه تيم تحقيق استراليايي كه توسط «جردن»، «اشانازي»، «هارتل» و «هوپر» (1999) رهبري مي شد. عملكرد 44 گروه را طي دوره زماني 9 هفته‌اي مورد بررسي قرار داد. هوش هيجاني اعضاي گروهها با استفاده از يك مقياس خود سنجي كه براساس مدل ماير و سالووي طراحي شده بود، اندازه گيري شد. محققان، عملكرد گروههايي كه در زمينه هوش هيجاني بالا يا پائين بودند را تحليل كردند. در آغاز مطالعه، عملكرد گروههايي كه هوش هيجاني بالايي داشتند. به طور معناداري بيشتر از عملكرد گروههايي بود كه هوش هيجاني پائيني داشتند و در پايان هفته نهم، عملكرد هر دو گروه در يك سطح قرار داشت.
با توجه به نتايج اين بررسيها و ساير مطالعه ها به نظر مي رسد كه هوش هيجاني به عنوان يك عامل واسطه اي و سازمان دهنده مي تواند موجب بهبود عملكرد گروه شود. زيرا براي گرو ه اين امكان را فراهم مي آورد كه به طور وسيع وموثر به شكل هماهنگ درآيد. همچنين به نظر مي رسد كه گروههايي كه از نظر هوش هيجاني در حد پاييني قرار دارند، به وقت بيشتري نياز داشته باشند تا نحوه كاركردن موثر را در قابل يك گروه هماهنگ تجربه كنند.

روشهاي صحيح اجراي برنامه آموزش هوش هيجاني
در اجراي برنامه هاي هوش هيجاني در سازمان بايد به چند اصل مهم توجه داشت. اين اصول عبارتند از:(كارسو و ولف، 2001).
- مشخص كردن اهداف سازمان به طور واضح؛
- ايجاد پيوند بين آموزش و اهداف سازمان؛
ارزيابي دقيق كاركنان در برنامه آموزشي براي مشخص ساختن تواناييهاي پايه و نيازهاي فردي آنان؛
- انطباق طرح برنامه آموزشي با تواناييها و ضعفهاي كاركنان؛
- تهيه و تدوين ساختار جلسه ها؛
- استفاده از تمرينهاي عملي، مطالعات موردي و روش ايفاي نقش؛
- برقراري ارتباط و پيوند بين آموخته ها و تجارب دنياي واقعي كاركنان؛
- فراهم ساختن فرصتهايي براي تمرين آموخته ها؛
- پيش بيني فرصتهاي متعدد براي دادن بازخورد؛
- استقاده از موقعيتهاي گروهي براي ايفاي نقش و مهمترين رفتارهاي اجتماعي وآموزش آنها؛
- نشان دادن نيازهاي اختصاصي هر فرد به او به طور خصوصي و محرمانه؛
- فراهم ساختن منابع حمايتي و تقويتي براي كاركنان در برنامه طي مرحله پيگيري.

نتيجه گيري
سازمانها براي اينكه بتوانند درمحيط پرتلاطم ورقابتي امروزباقي بمانند، بايدخودرابه تفكرهاي نوين كسب وكارمجهزسازند و به طورمستمر خود را بهبود بخشند. رهبري اين گونه سازمانها بسيار حساس و پيچيده است وزماني اين حساسيت دو چندان مي شود كه رهبر با تغييرهاي انطباقي روبه رو باشد كه بسيار متفاوت از تغييرهاي فني است. مشكلات فني از طريق دانش فني و فرآيندهاي متداول حل مسئله قابل حل هستند، در حالي كه مشكلات انطباقي در برابر اين گونه راه حلها متفاوت است. رهبري يك سازمان براي انطباق پذيري با تغييرها و به منظور بقا و رشد در محيطهاي جديد كسب و كار، ويژگيهاي خاصي را مي طلبد كه عموماً مديران براي پاسخ به آنها با مشكلات بسياري مواجه مي شوند. در اين زمينه يكي از مهمترين مولفه هاي شخصيتي كه مي تواند به رهبران و مديران كمك كند. هوش هيجاني است. با توجه به اينكه هوش هيجاني، توان استفاده از احساس و هيجان خود وديگران دررفتار فردي و گروهي در جهت كسب حداكثر نتايج با حداكثر رضايت است. بنابراين، تلفيق دانش مديريتي و تواناييهاي هيجاني در مديريت مي تواند در سوق دادن افراد به سوي دستيابي به هدف كارساز و مفيد باشد. 
                       ( مطلب عینا" از ماهنامه تدبیر نقل شده است .)

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 14:8  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                              بسمه تعالی

۱ـ تقوی

۲- تذکر

۳- توکل

۴-اخلاص

۵- تضرع.

         " نقل از کتاب استعاذه شهید دستغیب "

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 9:39  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                                بسمه تعالی

 بر اساس تحقیات به عمل آمده بر روی هزار نفر از مدیران ارشد

در سازمانهای مختلف ثابت شده است که رابطه مستقیمی بین

کارایی مدیران با مسئولین دفاترشان وجود دارد در این تحقیق

ثابت می شود که در برخی موارد حتی تا ۳۰۰درصد کارایی یک

مدیر با انتخاب مسئول دفتر توانمند و آموزش دیده  افزایش می یابد .

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 10:32  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                                بسمه تعالی

غلام و بنده آنم که زیر چرخ کبود

       ز هر چه قید تعلق پذیرد آزاد است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 10:24  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                                         بسمه تعالی  
 بشر با وجود سالهای طولانی که صرف دانش آموختن کرده است در برابر بسیاری از سئوالات موجود در جهان همچنان ناتوان است، سئوالاتی که توانایی های علمی انسان را در زمینه های فیزیک، ریاضی، شناختی، و نجوم زیر سئوال می برد.

به گزارش مهر، پروژه کشف برترین رازهای علم در حدود دو سال پیش توسط نشریه لایو ساینس آغاز شد و طی آن از چندین دانشمند در زمینه های مختلف در این باره سئوالهایی پرسیده شد. در نهایت از میان 14 پدیده مطرح شده 10 پدیده به عنوان برترین سئوالهای بی جوابی که انسان همچنان در جستجوی آن به سر می برد توسط این نشریه ارائه شده است.

عامل تکامل چیست: بارها تکرار شده است که عامل شکل گیری تکامل انتخاب طبیعی است. این دلیل به عنوان موتور اصلی که تولید ارگانیسمها و موجودات پیچیده را به عهده دارد و همچنین به عنوان یکی از برترین تئوری های علمی شناخته می شود. اما آیا تکامل بر اساس انتخاب طبیعی تنها توضیح برای شکل گیری ارگانیسمهای پیچیده است؟ به گفته ماسیمو پیگلیوجی از بخش اکولوژی و تکامل دانشگاه استونی بروک در نیویورک، این سئوال یکی از برترین رازهای کنونی علم به شمار می رود. آیا تکامل تنها تحت تاثیر انتخاب طبیعی قرار دارد یا خصوصیات دیگری نیز در شکل گیری آن دخیل هستند؟

در درون یک زلزله چه رخ می دهد: قرارگیری چنین سئوالی در لیست رازهای علمی جهان کمی دور از ذهن به نظر می آید. اما واقعیت این است که انسان تا کنون اطلاعات دقیقی از آنچه در اعماق سیاره زادگاهش در حال وقوع است، ندارد. متخصصان می توانند با دقتی بالا مکان آغاز و نوع گسلی که در آغاز زلزله شرکت داشته است را تعیین کنند. حتی امکان پیش بینی مدت پس لرزه ها نیز وجود دارد. اما تا کنون به صورت قطعی آنچه در هنگام زلزله در حال وقوع است مشخص نشده است. طبیعت و نیروهای طبیعی که گسلها را حفظ کرده و سپس آنها را رها می کنند، همچنان ناشناخته باقی مانده اند.

تام هیتون زمین شناس دانشگاه کلتک معتقد است مشکل لغزش اصطکاکی در زلزله ها یکی از اصلی ترین مشکلات موجود در علوم زمینی است و اکنون به یکی از بزرگترینها رازها در اصول فیزیکی زلزله تبدیل شده است.

من کیستم: طبیعت خودآگاهی از گذشته های دور روانشناسان و دانشمندان شناختی را پریشان و سردرگم کرده بود. جوزف دیلاکس عصب شناس دانشگاه نیویورک معتقد است در حالیکه انسان بر این باور است که عاملی مستقل به حساب می آید، اینگونه نیست. تمامی اعمال انسان تحت تاثیر فرایندی ناخودآگاه و محیطی قرار دارد. درک چگونگی تصمیم گیری هشیارانه، داشتن ذهنی مستقل و شخصی، روح و ... از عواملی هستند که پاسخ آنها بیش از چندین دهه از انسان فاصله دارند. اینگونه به نظر می رسد که بشر زمان زیادی را برای پاسخ دادن به حیاتی ترین سئوال زندگی خود نیاز خواهد داشت.

زندگی چگونه بر روی زمین شکل گرفته است: شواهد اولیه نشان می دهد حیات اولیه میکروبها در زمین به بیش از سه بیلیون سال پیش باز می گردد و هیچکس از چگونگی آغاز آن آگاه نیست. ایده های مختلفی مانند واکنشهای شیمیایی زنجیره ای در بستر دریاها وجود دارند. دیانا نورتآپ از بیولوژیستهای دانشگاه نیومکزیکو معتقد است تئوری های زیادی درباره منشا حیات ارائه شده است که اثبات و یا رد آنها بسیار سخت و پیچیده خواهد بود.

مغز انسان چگونه عمل می کند: برخی بر این باورند که تسلط کاملی بر پاسخ علمی این سئوال ایجاد شده است. در واقع نمی توان انکار کرد که نسبت به دهه های گذشته اطلاعات بسیار بیشتری از عملکرد مغز در اختیار انسان قرار گرفته است اما با وجود بیلیونها نرون عصبی که هریک از هزاران اتصال برخوردارند نمی توان گفت که انسان درباره عملکرد مغز به قطعیت رسیده است.
به گزارش مهر، اسکات هیوتل از مرکز علوم عصب شناختی در دانشگاه داک در باره این موضوع می گوید: انسان بر این باور است که مغز را به طور کامل درک کرده است یا حداقل هر فرد با توجه به تجربیاتی که داشته مغز خود را درک کرده است. اما تجربیات شخصی هر انسان، راهنمای بسیار ضعیفی برای کشف عملکرد کامل مغز به شمار می رود. سئوالات زیادی از جمله چگونگی مطالعه، چگونگی تشکیل شبکه های نرونی، چگونگی یادگیری، به خاطر سپردن، عشق ورزیدن، شنیدن، حرکت کردن و یا هر عمل دیگری درباره مغز انسان بی پاسخ باقی مانده است. درصورتی که بتوان مغز را درک کرد، انسان خواهد توانست تمامی ظرفیتها و محدودیتهای فکری، احساسی، استدلالی، عشق و تمامی جنبه های حیات را درک کند.

بقیه جهان کجاست: دانشمندان پاسخ این سئوال را با توجه به پدیده های مرموز ماده و انرژی تاریک، بخش تاریک جهان می نامند. در واقع تنها تمامی گونه های ماده و انرژی که تا کنون در جهان یافته شده اند، تنها چهار درصد از کل ماده و انرژی واقعی و موجود جهان را تشکیل می دهند. میزانی که با هیچ برابری می کند. 96 درصد باقی مانده همچنان ناشناخته اند و دانشمندان برای یافتن آن به دورترین نقاط فضا و عمیق ترین نقاط زمین روی آورده اند.

عامل گرانش چیست: شاید گمان برود که جاذبه زمین کاملا درک شده و هیچ نکته مرموزی ندارد زیرا نیوتون آن را در زمانهای بسیار گذشته کشف کرده است. نیروی گرانش یکی از ضعیفترین نیروهایی است که تا کنون در جهان شناسایی شده و در حالت استاندارد فیزیکی هیچ توضیحی برای چگونگی عملکرد آن وجود ندارد. نظریه پردازان معتقدند شاید این نیرو در اثر ذرات بی حجم و کوچکی به نام گراویتونها که در میدانهای گرانشی جریان دارند، شکل گرفته است.
مارک جکسون، یکی از نظریه پردازان فیزیک در لابراتوار فرمی درایلینویز معتقد است گرانش از آنچه در حالت استاندارد فیزیک توضیح داده می شود، کاملا متفاوت است. زمانی که درباره تعاملات کوچک گرانشی محاسباتی انجام می گیرد جوابهای غیر عقلانی به دست می آید و می توان گفت علم ریاضی در توضیح این مسائل کاملا ناتوان است.

آیا نظریه ای برای توضیح همه چیز وجود دارد: فیزیکدانان از مدلهای استاندارد خوبی برخوردارند که می توانند جهان هستی را به صورت ذراتی ترسیم کند تا به این وسیله بتوان کوچکترین جرم و ماده موجود در جهان را از مغناطیس گرفته تا اتم توضیح داد. مدلهای استاندارد فیزیکی ذرات را نقاطی بسیار خرد می پندارند که اکثر آنها حامل نیروهای بنیانی هستند. دو مشکل بزرگی که این مدلها در پی دارند عدم توانایی توضیح گرانش و نامفهوم شدن در توضیح نیروهای بزرگ است. درصورتی که نظریه ای با توانایی توضیح انرژی های خارق العاده جهان اولیه به وجود آید که بسیاری ارائه چنین نظریه ای را غیر ممکن می دانند می توان گفت تئوری جهانی فیزیک به واقعیت پیوسته است.

آیا حیات بیگانگان واقعیت دارد: حیات همه جا، حداقل در سیاره زمین حضور دارد. در این صورت بسط دادن آن در تمامی جهان امری منطقی به نظر می رسد. با این حال نمونه ها و مطالعات انجام گرفته تنها در محدوده زمینی بوده است و به همین دلیل بسیار کوچک به شمار می روند. انسان اکنون آگاه است که عناصر حیات به صورت وسیعی پراکنده شده است و منظومه خورشیدی مشابه منظومه خورشیدی زمین وجود دارد.
جیل تارتر مدیر مرکز تحقیقات SETI در کالیفرنیا معتقد است انسان از تخیلات مملو و ساخته شده است، پس حداقل می توان تصور کرد که حیات دیگری نیز دور از چشمان انسان وجود دارد. به گفته فرانک ویلژک، برنده جایزه نوبل موسسه ام آی تی، نوع بشر از میان 4.5 بیلیون سال تاریخ شکل گیری زمین تنها طی 200 سال گذشته به تمدن علمی تکنولوژیکی دست یافته است. بر این اساس می توان انتظار داشت تمدنهای علمی و تکنولوژیکی زیادی وجود داشته باشند که به میلیونها و شاید بیلیونها سال زمان برای توسعه یافتن نیاز خواهند داشت.

جهان چگونه آغاز شد: مهمترین، اصلی ترین، مرموزترین و قدیمی ترین سئوال بی پاسخ در میان انسانها است که تمامی اسرار دیگر جهان را تحت الشعاع خود قرار داده است. برخی نظریه ها اعلام کرده اند که جهان در حدود 13.7 بیلیون سال پیش و پس از پدیده ای به نام انفجار بزرگ آغاز شده است. پس از این انفجار همه چیز در مدت کوتاهی شکل گرفت و در کمتر از یک چشم به هم زدن تحت تاثیر پدیده ای به نام تورم کیهانی، ابعاد کیهانی به خود گرفت. تئوری تورم کیهانی از ایده های بسیار قدرتمندی است که تا کنون امکان اثبات و بررسی شکل گیری آن به وجود نیامده است. تا زمان بی جواب باقی ماندن چنین سئوالی در علم محدود بشر، هیچ یک از دیگر سئوالها نیز مجالی برای یافته شدن و کشف شدن پیدا نخواهند کرد.
                               منبع : عصر ایران
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 11:58  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                 بسمه تعالی

۱-آرامش قلبی و قدرت روحی

۲-نورانیت و بصیرت دل

۳-وارستگی از لذات مادی

۴-جلب نظر الهی

۵-دوری از گناه

۶-خود یابی .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 23:10  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                                   بسمه تعالی

مراقب افکارت باش که گفتارت می شود

مراقب گفتارت باش که رفتارت می شود

مراقب رفتارت باش که شخصیتت می شود

مراقب شخصیتت باش که سرنوشت می شود .

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 9:9  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 

                                                   بسمه تعالی

آیا هیچ اندیشیده ایدکه سرچشمه اختلاف و تشت در میان انسانها چیست ؟ و چرا جنگ هفتاد دو ملت در میان بشریت در گرفته آنها را به گروههای متخاصم تبدیل کرده است ؟و حتی چرا در میان پیروان یک شخصیت آسمانی این همه اختلاف و جدایی به وجود آمده است آنها را از رسیدن به وحدت بازداشته است؟چرا عده ای که با نیت اولیه خدمت و انجام کار مثبت گرد هم می آیندوگروه و انجمن و حزب وسازمانی ...... تشکیل می دهند پس از اندک مدتی دچار اختلاف و چند دستگی می شوند و همان افراد متحد دیروز به گروههای متخاصم امروز تبدیل می گردند ؟این مساله تا آنجا پیش می رود که عده ای از هر گونه کار گروهی وحشت داشته و از بیم اختلافات محتوم بعدی از هر گونه کار دسته جمعی پر هیز می کنند وریشه آن وحشت و این پر هیز را در کجا باید جستجو کرد ؟

گر چه گاهی اختلاف در میان انسانها ناشی از عوامل فکری و اختلاف در تشخییص است ولی این نوع اختلاف با رجوع به موازین عقلی و منطقی و تسلیم به حق قابل حل است و در هر حال منتهی به مخاصمات و درگیریها و تشتت ها نمی گردد . آنچه سبب می شود اختلاف و خصومت در میان انسانها حکومت کند اسارت آنها در دام انواع خود خواهیها و تعصبات و عقده های منشعب از خودخواهی است وقتی هر کس در عالم خود به اسارت افتد و بر حول محور خود بچر خد و حاضر نشود از خود خواهی به نفع حق و حقیقت صرف نظر کند به خضوع در برابر حق بپر دازد در این صورت نه تنها اختلاف ا مری خلاف انتظار نیست بلکه طبیعی و قهری هم هست .

اگر با کنجکاوی در مباحثات و مناظرات نظر شود معلوم خواهد گردید که در اغلب موارد گرچه به ظاهر بحث و گفتگو به نیت روشن شدن حقیقت آغاز می شود اما در عمل در مسیر خود به تبدیل به منازعه بین (خود) ها می گردد به همین جهت اغلب به نتیجه مطلوب نمی رسد .

امام خمینی (ره) می فرمودند :

اگر تمامی انبیا را در یک شهر جمع کنند کوچکترین اختلافی باهم پیدا نمی کنند زیرا آنها از دام خود رسته اند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 13:4  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                             بسمه تعالی

" کسیکه چهل روز خودش را برای خدا خالص کند نفس و هوی را کنار بگذارد اثرش این است که چشمه های حکمت از دلش بر زبانش جاری شود ."

                          نقل از کتاب توحید شهید دستغیب

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 11:45  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
آقای رئیس جمهور در وبلاگ اش نوشت : 1388/03/09


بسم الله الرحمن الرحیم

ایام سوگواری فاطمیه را به پیشگاه حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و تمامی محبان حقیقی ایشان تسلیت می گویم و از خداوند متعال می خواهم که همه  ما را از رهروان آن وجود نورانی و پاک قرار دهد. ان شاء الله

مدت ها بود فشردگی برنامه های کاری اجازه نمی داد که در کنار مطالعه و بررسی دیدگاه های مردمی در این پایگاه، یادداشت جدیدی منتشر کنم. نوشته هایی داشتم، اما فرصتی مناسبی دست نمی داد تا آنها را برای انتشار آماده سازم.

فرا رسیدن ایام انتخابات، موجب شد تا به درخواست های مکرر مخاطبان و رسانه هایی که در این مدت همواره لطف داشته اند و خواستار فعالیت بیشتر این پایگاه بوده اند عمل کنم.

از طرف دیگر حقیقت این است که امکانات مالی برای هزینه های تبلیغات انتخاباتی ندارم و شخصا نیز از قبول کمک های مالی انتخاباتی به لطف خدا خودداری کرده ام و اصولا اعتقادی به این هزینه های هنگفت و سرسام آوری که امروزه  شاهد آن هستیم نداشته و ندارم. ستاد شخصی انتخاباتی هم ندارم. لذا شاید این پایگاه مجازی، در کنار فرصتی که صدا و سیما در اختیار نامزدها قرار می دهد مناسب ترین رسانه برای پاسخ به سوالات و اعلام دیدگاه ها و برنامه ها و گزارش عملکردها باشد.

از این رو بنا دارم به امید خدا در این فرصت باقی مانده تا انتخابات وقت بیشتری را صرف انتشار مطالب جدید کنم.

در عین حال می دانم که مردم فهیم کشورمان، از من انتظار ندارند مانند سایر نامزدهایی که از مدتها قبل به امر انتخابات مشغولند، با فراغ بال و خیالی آسوده بر انتخابات متمرکز شوم، چرا که نمی توانم به خود اجازه دهم بواسطه انتخابات، خللی در امور جاری کشور و انجام وظیفه دستگاه اجرایی حاصل شود. امیدوارم مردم بزرگوارمان عذر مرا در این زمینه بپذیرند.

اکنون مایلم درادامه نکاتی را درباره انتخابات متذکر شوم و برای روزهای بعد هم گفتنی ها بسیار دارم که اگر عمری بود با شما درمیان خواهم گذاشت.

***

رقابت های انتخاباتی در یک نظام الهی و آرمانی، به لحاظ روش ها و منش ها و اهداف و انگیزه ها، با مبارزات انتخاباتی در نظام های لیبرال تفاوت مبنایی و ماهوی دارد.

تمسخرو تخریب و دروغ و فریب، اگرچه در دنیای امروز از طرف بسیاری از سیاستمداران جهان به عنوان  ابزارهای مناسبی برای کسب قدرت شناخته می شوند، اما هیچ انسان آزاده ای باور نخواهد کرد که از این حربه ها برای خدمت به خلق بهره برداری شود.

باید از خود بپرسیم که در یک نظام دینی نامزدها با کدام انگیزه با هم رقابت می کنند؟ و اساسا رقابت بر سر چیست؟ آیا برای پیروزی از هر روشی می توان بهره برد؟ آیا امکان دارد نامزدی با هدف خیر پا به عرصه رقابت گذاشته باشد اما برای جلب اعتماد مردم و کسب آرای آنان به هر روش غیر اخلاقی متوسل شود و خدا را ناظر بر رفتار خود نبیند؟ مگر نه این است که در اندیشه دینی هدف وسیله را توجیه نمی کند؟

برایم سخت است که باور کنم افرادی برای رضای خدا و به قصد خدمت به مردم و رفع مشکلات آنان و یا به هر عنوان وارد عرصه انتخابات شوند ولی اخلاق را زیر پا گذاشته و دانسته دروغ بگویند و بدون هیچ خط قرمزی به دیگران تهمت بزنند.

چرخش برخی چهره ها و شعارها نیز برایم جالب است. جای بسی خوشحالی و در عین حال تعجب است که برخی سیاسیون که تا دیروز شعارهای عدالت طلبانه این دولت را به سخره می گرفتند امروز هر کدام در گرد یکی از نامزدها به تکرار همین شعارهای مردمی متوسل شده اند. امیدوارم که این مواضع جدید از سر صداقت و پشیمانی باشد و خدای ناکرده اغراض دیگری در میان نباشد.

اینکه اکنون برخی سیاسیون شعارخدمت به محرومان سر می دهند، و پس از اهانت های سخیفی که در سالهای قبل به دینداران و مراجع شد، امروز به یاد معنویت و مراجع عظام افتاده اند فی نفسه دستاورد مبارکی برای ملت  است،  اما فراموش نکنیم که در  منطق اسلامی هیچگاه هدف وسیله را توجیه نمیکند.

اگر فعالین انتخاباتی و رسانه ای در این مسیر مقدس،  بد اخلاقی را ترویج کنند، آنگاه بزرگترین خیانت را به فرهنگ و اخلاق عمومی جامعه روا داشته اند و واضح است که خیانت هرگز نمی تواند مقدمه خدمت باشد.

باید به جای توسل به دروغ و تخریب و نا امید کردن نسل جوان کشور که هزینه فرهنگی سنگینی را به جامعه فرهیخته و انقلابی ایران تحمیل می کند، از ابزارهای صحیح و منطقی رقابت و گفتگو بهره برد.

 چرا عده ای حتی دستاوردهایی را  که دشمنان ما را وادار به اعتراف به عظمت و توانایی ملت ایران کرد منکر می شوند و این افتخارات غرور آمیز را وارونه جلوه می دهند؟

چرا گروهی اصرار دارند فضای انتخاباتی کشور را با دروغ و تهمت و ناسزا بیالایند؟ چرا نمی گذارند مردم دوستانه سلیقه های مختلف خود را به معرض رقابت بگذارند؟ تخریب گران مطمئن باشند که این شیوه های غیر اخلاقی در جامعه اخلاقی ایران نتیجه معکوس خواهد داد.

مگر نه این است که انتخابات در کشور ما حقیقتا یک جشن ملی و عرصه نمایش شور و شعور و حماسه است؟ این حقیقت افتخار آمیز همان چیزی است که دشمنان ما را عصبانی و وحشت زده می کند و به همین دلیل است که نهایت تلاش خود را برای غبار آلود کردن فضا و ایجاد یاس و ناامیدی در آستانه هر انتخابات به کار می گیرند. متاسفانه عده ای نیز در داخل دانسته یا ندانسته دشمنان این ملت را یاری می کنند. این جشن ملی متعلق به تمام مردم ایران است و همه در آن دعوتند و هیچ کس حق ندارد خودخواهانه مانع حضور مردم شود و یا نشاط و شور و امید آنان را خدشه دار کند.

من تا کنون از حق خود گذشته ام، اما از همکاران خدوم و زحمت کش خود در سراسر دستگاه اجرایی کشور که این روزها، به واسطه برخی غرض ورزی ها و کینه توزی ها خدمات شایانشان نادیده گرفته می شود پوزش می طلبم و از آنها نیز می خواهم تا این ناملایمات را برای رضای خدا تحمل کنند.

البته شایعه سازان و تخریب گران را به خوبی می شناسم و میدانم که چرا تا این حد از این دولت کینه دارند و عصبانی هستند و البته به آنها حق می دهم!

از کسانی که دولت نهم منافع نامشروعشان را تهدید کرده است انتظاری جز هزینه کردن های بی حد و حساب برای تخریب دولت نمی رود. صادقانه می گویم که به کینه و حسادتی که اینان از من به دل دارند افتخار می کنم و خدا نیاورد آن روزی را که این گروه اندک و لی پرهیاهو، از من و همکارانم راضی باشند و بخواهند از تلاش های دولت قدردانی کنند.

اینان پس از هر موفقیت و دستاورد ملی، سراسیمه تشکیل جلسه می دهند که چگونه پیروزی ها را به کام مردم تلخ کنند اما در محاسبات خود اشتباه می کنند و هوشیاری و قدرت تحلیل مردم را همواره نادیده می گیرند. قدرت تحلیلی که در میان اقشار مختلف جامعه به وضوح دیده می شود و همواره قوت قلبی برای خدمتگذاران ملت است و باعث خنثی شدن توطئه ها می گردد.

البته در زمینه بداخلاقی های انتخاباتی و و پولهای ناپاکی که برای تخریبهای سازماندهی شده به جریان افتاده اند نیز گفتنی ها بسیار دارم، اما حقیقتا نمی خواهم در این ایام جشن ملی حضور سیاسی مردم، کام هموطنانم را با بیان این قبیل مسائل تلخ کنم.

این دولت تاکنون  ترجیح داده است  به جای آنکه وقت و انرژی خود را صرف پاسخ گویی به این مسایل کند، تمرکز خود را برای خدمت رسانی حفظ کند و ذهن خود را از اساس مشغول این شیطنت های رسانه ای ننماید.

اگر امروز دربرابر این هجمه های زهرآگین سکوت کرده ام برای مصالح مردم عزیزمان بوده است و اگر روزی این سکوت را بشکنم، از خدا می خواهم که جز برای دفاع از منافع و مصالح مردم صبورمان نباشد.

از اینکه خواسته های دیروز تخریبگران امروز را بر منافع ملت ترجیح نداده ام خرسندم و هرگز احساس پشیمانی نمی  کنم.

به نوبه خود از همه مردم عزیزمان می خواهم تا با حضور حماسی و فراگیر خود باردیگر نگذارند بدخواهان با ادبیات سیاه خود فضای انتخابات را مصادره کنند و یاس و ترس و تردید را اشاعه دهند. البته تجربه به ما ثابت کرده است که هرکجا مساله خیر و صلاح عموم مردم در میان باشد، شیطنت ها و کارشکنی ها نیز بیشتر خواهد بود. اما از مردم می خواهم که دربرابر این بداخلاقی های انتخاباتی، بدخواهان و غافلان را مایوس سازند. حضور گسترده مردم در انتخابات، فارغ از نتیجه آن خیر است و برای کشور نتیجه ای جز عزت و صلاح و سربلندی نخواهد داشت.

برای همه کسانی که صادقانه و از سر اخلاص به حمایت از نامزدهای مختلف میپردازند احترام می گذارم و اطمینان دارم  این اختلاف دیدگاه ها و سلیقه ها میان مردم ما کدورتی که دشمنان ملت انتظار آن را دارند ایجاد نخواهد کرد، و همه مردم پس از انتخابات فارغ از اینکه نتیجه حماسه حضورشان چه باشد، همچون گذشته در صفی واحد حامی و پشتیبان کشور و خدمتگزاران خود خواهند بود. والسلام
+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 14:52  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                                 

                 بسمه تعالی 

۱- مردم

۲- رهبری

۳- ایدئولوژی اسلامی انقلاب .

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 11:59  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 

                                                     بسمه تعالی

" هیچگاه از حجم زیاد کار نترسید زیرا هر قدر هم کار زیاد باشد در برابر اراده انسان ناچیز

است اگر عالم را بگردی خسته تر از من پیدا نمیکنی لیکن خدمت به اسلام و مسلمین

از همه بالاتر است کسی که دنبال حق میگردد و برای رضای خدا کار میکند نباید به فکر

این باشد که به او چه گفته اند و یا چه می گویند ." 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 10:21  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                       بسمه تعالی

ارزش هر کس به توانایی و تخصص اوست .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 11:51  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                             بسمه تعالی

اگر می خواهید کارمند موفقی باشید باید نکات زیر را رعایت نمائید .

۱- روحیات رئیس خود را شناسایی کنید

۲- به کارمندانی که سن آنها بالاتر از شماست احترام بگذارید

۳-عیوب کارمندان قبلی به طور مستقیم بازگو نکنید

۴-فقط به کار خود مشغول باشید

۵-کار هایت را به نحو احسن انجام دهید

۶-سطح علمی خود را بالا ببرید

۷-علاوه بر کار در شرکت به استراحت و تفریح بپردازید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:3  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                         بسمه تعالی

قضا چون نقش هستی با قلم کرد

برات گنج غم بر من رقم کرد

به جاهم گر رسانید از ته چاه

به خاکم گاه چون نقش قدم کرد

به زندانم گهی چون یوسف افکند

به تخت ملک گاهی محترم کرد .

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:45  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                             بسمه تعالی

فرآیند مدیریت استراتژیک شامل شش گام متوالی و مستمر است.

۱-تجزیه و تحلیل محیطی

۲- پایه گذاری جهت گیری سازمانی

۳- هدف گذاری

۴- تعین و تدوین استراتژی ها

۵- بستر سازی و اجرای استراتژی ها

۶- کنترل استراتژی ها .

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:36  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                               بسمه تعالی

پیامبر اسلام (ص) می فرماید :

هرگاه ده صفت در امت من پدید آید به ده کیفر دچار شوند .گفته شده یا رسول الله این صفات چیست فرمودند چون دعا کم کنند بلا نازل شود چون صدقه ندهند مرض فراوان شود هنگامی که از پرداخت زکات خودداری کنند حیوانات تلف شوند هرگاه پادشاه ستم کندباران نبارد  وقتی زنا شیوع یابد مرگ نابهنگام بسیار شود موقعی تظاهر و ریا زیاد شود زلزله فراوان گردد زمانی که به غیر حکم خدا حکم دهند دشمن بر انها مسلط گردد چون پیمان بشکنند ادم کشی رواج پیدا کند وچون کم فروشی کنند به قطحی دچار شوند .

                       ۰ نقل از کتاب هزار و یک سخن از انتشارات پیام اسلام قم ۰

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 19:11  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  |