تبليغاتX
مدیریت ورهبری

                                             بسمه تعالی

 

جان اپلگيت كسي است كه يك مدير متولد شده است. اين نقشي است كه او اصرار دارد با كسي كه  خيلي متفاوت به نظر مي رسد - نقش يك رهبر - اشتباه گرفته نشود.

طبق نظر اپلگيت اگرچه مديريت و رهبري تكنيك هاي مشتركي دارند، اما وقتي كه با وظيفه نظارت بر كارمندان سروكار دارند كاملاً با يكديگر متفاوت هستند.

اگر شما فكر مي كنيد كه تصور يك مدير موثربودن، بدون اينكه يك رهبر موثر باشيد، دشوار است، جان اپلگيت مي خواهد كه اين تفكر شما را تغيير داده و احتمالاً سبك مديريتي شما را نيز عوض كند. از زماني كه جان اپلگيت اولين تجارت جسورانه خود را كه يك دكه كوچك آب ميوه فروشي در گوشه خيابان بود در يازده سالگي شروع كرد، چيزهايي كه براي اداره كردن كاركنان و به كارگيري آنان به عنوان يك گروه لازم است را كشف كرد.

درواقع اين آب ميوه هاي تازه او نبود كه جسارت او را به پيروزي تبديل كرد بلكه توانايي شخصي منحصر به فردش در مديريت گروه بچه هاي مدرسه اي بود كه بالاخره توانست گروه او را به يك گروه كارا تبديل كند.

او مي گويد: »من همواره اين توانايي را داشته ام كه انواع شخصيتها را بشناسم و با موفقيت با افراد و تيپ هاي مختلف مردم ارتباط برقرار كنم«. حتي در يازده سالگي او قادر بود كه خصوصيات گروه جوانش را شناسايي كرده و از ايـن اطلاعات به سود خود استفاده كند. او مي افزايد، »من بلافاصله متوجه شدم كه دوستانم خصوصيات رفتاري متفاوتي دارند يك نفر به راحتي راه مي آمد و نفر بعدي به خاطر تفكر كنترلي كه داشت ستيزه جو بود و ديگري فقط يك ياري گر واقعي خوب بود«.

شخصيت اصلي يا انواع رفتارها در هر كارمندي فطري است. اين وظيفه مديريت است كه تيپ شخصيتي هر فرد را شناسايي كرده و بداند كه چگونه بايد با آن كارمند برخورد كند. در ميان تيپ هاي رفتاري اصلي شما بايد به دنبال ياري دهندگان، جلو برنده ها، خوش برخوردها و افراد كاري (اجرايي) باشيد.

هر نوع شخصيتي از يك نوع انگيزش (محرك) خاص بهره مي گيرد و بسته به نوع ارتباطي كه با او برقرار مي شود پاسخ متفاوتي مي دهد.

به عنوان مثال: يك مدير بايستي هنگامي كه با كارمنداني مواجه مي شود كه فقط به موفقيت شخصي اش توجه دارد، اخلاق گروهي را تشويق كند.

به عنوان يك مدير بايد ابتدا تكنيك هاي خاصي كه براي تشويق اخلاق شخصي كارمندان و بازدهي كاري لازم است، را شناخت و بر كاري كه انجام مي شود نظارت كرد و هدف نهايي تشويق اشخاص براي دنبال كردن اهدافشان باشد.

مديران خوب به موفقيت هر فرد علاقه مند بوده كه از اين طريق در نهايت منافع تمام گروه تامين خواهدشد ولي رهبران توجه كمتري به اشخاص دارند و درعوض بيشتر به هدف نهايي گروه اهميت مي دهند.

اپلگيت مي گويد: رهبران، كاركنان را به پيروان كنترل شده تبديل مي كنند درحالي كه مديران به كاركنان توان موثر بودن، با انگيزه و كارا بودن را اعطا مي كنند.

براي كساني كه در آغاز راه هستند، اگر شما قبلاً هيچ تجربه مديريتي حتي نظارت بر فعاليتهاي روزانه يك كارمند، را هم نداشته ايد، قبل از اينكه مسئوليتي را بپذيرند بايد مهارتهايي را امتحــان كنند. در كنار سبكهاي متنوع، فلسفه ها و تكنيك هاي موجود، مديريت به هيچ وجه مثل آشپزي و خياطي نيست. هر نوع تقاضايي با نيازها و شخصيت هر مدير و كارمندي سازگار نيست. ولي اگر شما به دنبال اين هستيد كه بفهميد آيا شرايط مديريت كاركنان را داريد يا نه؟ اين سوالات را از خود بپرسيد:

آيا شما قادر هستيد يك ارزيابي بدون غرض انجام دهيد؟

مدير بودن به اين معناست كه رفتار مثبت كاركنان را تشويق و همچنين مواردي را كه كارمند نياز به بهبودي دارد را شناسايي كنيد.

يك مدير لايق و موثر همچنين بايد تغييرات دلخواهش را هدايت كند. اين مطلب به اين معني است كه بتوان هر كارمند را به درستي طبق توانايي شخصي و مشاركت كاريش ارزيابي كرد.

مديران خوب به كارمندان كمك مي كنند تا اهداف كاري كوتاه مدت و بلندمدت را تحقق بخشيده و همچنين به كاركنان درباره كاري كه بايد درجهت رشد در سازمان انجام دهند كمك مي كنند. ارزيابي عملكرد يك وسيله عالي براي شروع تغييرات و استراتژي هاي سازمان است.

آيا شما مي توانيد يك فرهنگ اداري مثبت ايجاد كنيد؟

يك مدير درصورتي ازنظر مديريت فردي برتر محسوب مي شود كه بتواند با موفقيت در محيط كار، فرهنگي ايجاد كند كه مدافع اركان سازمان باشد.

مديران عالي نياز دارند كه از حمايت ناظرين مطمئن باشند و همه سطوح از بالا تا پايين يك نوع نظم و انضباط را رعايت كنند.

آيا شما يك شنونده دقيق هستيد؟

يك مدير خوب بايد بتواند چيزهايي كه كاركنانش مي گويند را بشنود و تفكراتشان را درك كند. لازمه اين امر توان تمركز روي موضوع جاري و درك حقايق است.

يك مدير خوب نه تنها بايد موقعيتهايي كه نيازمند عكس العملهاي فوري مديريتي و يا تغيير خط مشي هستند را در يابد بلكه بايد جاهايي كه نياز به تفكر دارد را نيز شناسايي كند.

آيا قادريد با موقعيتهاي مشكل ساز مبارزه كنيد؟

به عنوان يك مدير براي شما خيلي حياتي است كه نسبت به عصبانيت و واكنش كارمندانتان جبهه نگيريد.

در تمام شرايط حرفه اي باشيد و آرامش خود را حفظ كنيد و اجازه ندهيد كه حرفهاي نامربوط كاركنان باعث نااميدي شما شود.

آيا شما مي توانيد به واقعيتها بدون واكنش به احساسات شخصي خود پاسخ دهيد؟

يك مدير بايد بتواند به مسايل كاري پرداخته و در زمان مناسب راه حلهاي قابل اجرا را پيشنهاد كند، در غير اين صورت كارمندان تغيير ماهيت داده و سطوح عملكردشان كاهش مي يابد.

آيا شما قادريد كه به مجموعه اي از موضوعهاي شخصي واكنش نشان دهيد؟

شناخت اهداف شخصي كارمند براي شروع خوب است ولي يك مدير ممتاز بايد دستور كارها را با هم تلفيق كند و آنها را به سمت يك هدف مشترك كاري رهبري كند.

نبايد از كارمندان انتظار داشته باشيد كه همان اهداف شما را داشته باشند. اغلب درباره اهداف شركت صحبت مي شود درحالي كه بايد درباره چيزهايي كه براي كارمندان اهميت دارد نيز بحث شود.

آيا شما مي دانيد چه موقع بايد شروع به ايجاد تغييرات كنيد؟

معمولاً اين مدير است كه مي تواند نظر بدهد كه آيا سياست يا موقعيت فعلي نيازمند ايجاد تغييرات در ساختار شركت هست يا نه.

 

                                   نقل از وبلاگ: ( آنچه مدیران باید بدانند )

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 12:0  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                    

                                      بسمه تعالی

هر روز در شبکه های تلویزیونی  رادیوئی و روزنامه ها و سایت های خبری بیانات و اظهار نظر های رهبران و دست اندر کاران امور سیاسی دنیا را می بینیم و می شنویم با کمی دقت متوجه می شویم که عالم سیاست در دنیا مدیریت نمی شود هر کس برای خوش آمد مخاطبان حاضر یک چیزی مطابق وضع می گوید حال باید به این مسئله پی برد که در قرن ۲۱ و عصر اطلاعات وظیفه مدیران رسانه ها خیلی سنگین است فضای سیاسی را باید مدیریت  کنند  هر فرد صاحب تریبون را همیشه متوجه این نکته  نمایند  که جمله ای بیان میدارد در کل جهان انتشار می یابد و فرمایشات اش مخاطب بخشی ندارد دیگر نباید رهبران دنیا تراوشات ذهنی بیان نمایند دیگر نباید مسئولین رسانه ها خوراکی مانند آش برای مردم دنیا بپزند دیگر نباید گذاشت  ذهن مردم دنیا را مسموم نمایند . 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 11:24  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 

                                                 بسمه تعالی  

بر اساس تحقیقات هفتاد ساله  پژوهشگران دانشگاه هاروارد عناصر خوشبختی عبارتند از:

۱- ایمان     ۲- عشق    ۳- سلامتی    ۴- بخشش. 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:59  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 

                                                            بسمه تعالی      

به اعتقاد يك مدرس دانشگاه حاكم شدن اخلاق در حوزه‌ وبلاگ‌نگاري، در شعله‌ور كردن نيازهاي اين عرصه و پاسخ به آنها تاثير دارد.

دكتر عطاءالله ابطحي در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با بيان اينكه وبلاگ‌نويسي يك عرصه‌ روزنامه‌نگاري يا رسانه‌نگاري جديد است، اظهار كرد: جديد بودن اين عرصه مستلزم جا افتادن آن است و تحقق اين امر، نياز به كسب اعتبار دارد. به دليل آنکه حوزه وبلاگ‌نگاري همانند حوزه‌هاي سنتي روزنامه‌نگاري قانون‌بردار نيست و تمام تلاش‌هايي كه براي قانونگذاري در اين حوزه شده، كاملا شكست خورده است. بايد خود وبلاگ‌نگارها يا رسانه‌نگارهاي حوزه‌ وبلاگ، حد و مرزها و قوانين نوشته يا نانوشته‌اي را تعيين و رعايت کنند تا براي اين عرصه اعتبار ايجاد كنند.  بهترين اصطلاحي كه مي‌تواند چارچوب‌هاي اخلاقي را تعيين كند، اخلاق وب‌نگاري يا رسانه‌نگاري است كه تحقق آن جان تازه‌اي را به وبلاگ‌ها خواهد بخشيد. چراكه با توجه به كاربردهاي وبلاگ در زندگي روزمره و تاثيرات آن در عرصه‌هاي رسمي رسانه‌نگاري، اين حوزه ناچار است براي بقاي خود به سمت اخلاقيات رو بياورد. به گفته‌ي وي، براي تعيين اين چارچوب‌هاي اخلاقي مي‌توان از حوزه‌ مطبوعات و رسانه‌هاي سنتي مانند مطبوعات و راديو و تلويزيون - به عنوان تجارب بشري - كمك گرفت. البته واضح است كه اين اخلاقيات مي‌تواند از مباني ديني، اجتماعي يا انساني بر گرفته شود.  طي ساليان اخير، رشد اوليه حوزه وبلاگ‌نگاري با كندي مواجه شده است، به طوري كه تعداد زيادي از وبلاگ‌ها به‌روز نمي‌شوند و وبلاگ‌هاي مرده به حساب مي‏آيند. تعداد وبلاگ هاي فعال و تاثيرگذار بسيار كم است که برخي از همين شمار اندک نيز مرزهاي اخلاقي را مي‏شکنند و اعتبار وبلاگ‌ها را به عنوان يک رسانه تأثيرگذار خدشه‌دار مي کنند. ايجاد نفرت، افشاگري، مچ گيري و ... مرزهاي اخلاقي هستند كه در وبلاگ‌ها شكسته مي‌شوند و به اين عرصه ضربه مي‌زند. اكنون در وبلاگ‌هاي فارسي بسيار ديده مي‌شود افرادي كه نمي‌توانند در محيط واقعي با ديگران تسويه حساب كنند، در وبلاگ‌ها با افشاگري و شکستن حريم‌هاي خصوصي اين کار را مي‌كنند. يك جامعه براي توسعه علاوه بر فن‌آوري روز و تجهيزات، به تفكر سالم و اخلاق نيز نيازمند است. وبلاگ‌نويسي هم به عنوان بخشي زنده و پويا از جامعه امروزي نيازمند كار حرفه‌اي است و کار حرفه‌اي نيز با اخلاق تحقق مي‏يابد. فراموش نکنيم كه اگر كار حرفه‌اي نباشد، وبلاگ‌نگاري مي‌ميرد. البته اين هم واضح است که در جامعه‌اي که اخلاق رعايت مي‏شود، وبلاگ‌نگاري هم سالم خواهد بود.

 وبلاگ‌نگاري يك فرصت تاريخي است براي تمرين خوب بودن، خوب شدن و رشد جامعه‏مان؛ پس آن را از کف ندهيم.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 10:40  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                    بسمه تعالی

 

" کشف خود مهم تر از کشف جهان است ".

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 13:16  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 

                                                           بسمه تعالی

به مدیران توصیه می شود زمانی فرد جدیدی به سازمان یا واحد تحت سرپرستی آنها  اضافه  میگردداز او انتظار فکر کردن نداشته باشند بلکه وی را به کاری که انجام خواهد داد استخدام کنند البته او برای خودش صاحب فکر و اندیشه است بدینوسیله شما به ایشان یاد میدهید که چه طرز تفکری دارید وقتی شخص تازه وارد با شیوه های شما آشنا شد و آنگاه یاد گرفت که شما چگونه فکر میکنید  اولین حرکت و قدم را برای تبدیل شدن به یک کارمند خوب برداشته و آن فردی میشود که شما میخواستید و درست آن کاری را میکند که شما میخواهید مدیر باید دریابد که سازمان وی برای این کارمند یک دنیای ناشناخته است او بدون هیچ تجربه ای مرجعی برای تصمیم گیری ندارد . 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 12:21  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                                       بسمه تعالی

مسئولی که تلاش میکند به یک روش بر کارکنان خود سرپرستی نماید بایستی خود را آماده رویاروئی با ناکامی ها و شکست ها کند و چنین شخصی هرگز در برنامه های خود موفق نخواهد شد و نمی داند چرا !  اما یک مسئول و مدیر موفق به اصول روانشاسی آگاه بوده و به تفاوت های ذاتی کارمندان خود آشناست و شناختی که از نقاط ضعف و قوت آنها دارد به صورت نفر به نفر به آنها ریاست میکند .

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 11:58  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 

                             بسمه تعالی 

مقایسه خصوصیات مدیران سازنده و مدیران سلطه گر یا تحت نفوذ قرار دهنده

              مدیر سازنده                   مدیر تحت نفوذ قرار دهنده

   - صادقانه نگران دیگران است           -  یک بعد نگر

  - مهربان و دلسوز                           - خود بین

 - خوش بین نسبت به اهداف دیگران   - تشنه قدرت

 - ترقی دهنده                                 - مشغول تهدید

   -سازگار                                        - ظالم

  - منظم                                         - استفاده کننده از دیگران

 -معقول با انحرافات بر خورد میکند        -روی مشکلات تکیه می کند نه اهداف

 -پر شور و شوق                              - تنگ نظر

- صبور                                           - در برابر تغییر مقاومت می کند

-تصویر خوبی از خود دارد                   - برون نگرا

-حسن یاب                                   - داشتن فکر (اول من )

-قدر دان موفقیت است                   - غیر معقول و بی صبر

-  رقابت مفید و تغییر یک فرصت است        - حسود و خود خواه

- حدس می زند                                   - غیر قابل اعتماد بوده و آینده نگر نیست 

- زندگی را یک حقیقت میداند                -  اختیاراتش را واگذار نمیکند.   

                    (  نقل از کتاب ۱۳ اشتباه مهلک مدیران نوشته استیون بران )

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 9:3  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                            بسمه تعالی

شخصی تا به حال نگفته که مدیریت کار ساده ای است اگر اینطور بود هر کسی می توانست این کار را انجام دهد و مدیر بیشتر از سایرین حقوق و مزایا نمی گرفت مسئو لیت اغلب یک تجربه درد ناک است و شما می توانید با افزایش توان فکری مورد نیاز مدیریت این درد را تحمل کنید مدیران نه تنها تصمیم در مورد سازمان و کارکنان میگیرند بلکه در مورد خودشان نیز تصمیم سخت می گیرند گاهی اوقات پیش می آید که تصمیم آنها موجب مشکلاتی برای خانواده خود و کارمندان به وجود آید به طور مثال  نتوانند در مراسم جشن یا ..... عزیز شان شرکت نمایند در تاریخ نمونه های زیادی داریم  .

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 10:42  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  |