تبليغاتX
مدیریت ورهبری
                                  بسمه تعالی

میلاد  باسعادت امام زمان (عج) به تمامی دوستداران و منتظران آن حضرت در سراسرجهان مبارک باد .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 17:29  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                      بسمه تعالی

حضرت علی (ع) می فرماید:

کسی که خود را رهبر مردم قرار داد باید پیش از آنکه به تعلیم دیگران پردازد خود را بسازد و پیش از آنکه به گفتار تربیت کند با کردار تعلیم دهد زیرا آن کس که خود را تعلیم دهد و ادب کند سزاوار تر به تعظیم است از آنکه دیگری را تعلیم دهد و ادب بیاموزد .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 17:4  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                                  بسمه تعالی

( این مطلب در سایت بازیاب خواندم به نظرم مطلب مفیدی است برای آگاهی بینندگان عینا آوردم .)
هميشه در صحبت ها و مقالاتم به اين نكته بسيار مهم اشاره كرده ام كه ما بايد مردم را نسبت به اينترنت آگاه كنيم و آنان را با اين شمشير دو لبه، اين سكه دو رو بيشتر آشنا سازيم. در اين مقاله تنها قصد دارم از آن روى ترسناك و وحشتناك اين سكه بنويسم. اين مقاله هشدارى است براى آنان كه اينترنت را خيلى ساده انگاشته اند. اصلاً اينطور نيست. چندى پيش، بيش از يك ششم مردم دنيا ده سالگى اينترنت را با اولين تماس صبحگاهى شان به آن و چك كردن صندوق پست الكترونيك شان، يا نوشتن در وبلاگ مثلاً خصوصى شان جشن گرفتند. آن روز، من هم از خواب بيدار شدم و پشت كامپيوترم نشستم و به كامپيوترى كه هنوز بيدار نشده، صبح بخيرى گفتم و تمام مدت در اين انديشه بودم كه ده سال ديگر كداميك از ما (من و كامپيوترم) به آن ديگرى سلام و صبح بخير مى گوييم؟ در اين انديشه بودم كه ده سال، بيست سال يا سى سال بعد، - اگر عمرى باشد سى سال ديگر من بايد پير مردى ۶۸ ساله باشم - نمى دانم شايد اين كامپيوتر و موبايل و امواج ماهواره اى و... تا رسيدن به آن زمان دمار از روزگارم درآورده باشند، اما اگر شانس بياورم و اصلاً اين دور و اطراف باشم، كامپيوترها و اين اينترنت كذايى به كجا رسيده است تا چه حد پيشرفت كرده و تا چه اندازه امن تر شده است.  نمى دانم، اما اين روزها، با شك ترديد، گاه با وحشت و گيجى از خواب بيدار مى شوم. نه به امروز اعتمادى دارم و نه به فردا، گرچه هميشه سعى مى كنم خوش بين باشم، اما هر اتفاقى، هر چند كوچك و بى اهميت، مرا به فكر فرو مى برد: آيا ده سال ديگر اين مشكل از ميان رفته است؟ آيا ده سال ديگر، اين محيط (اينترنت)امن تر از اين خواهد بود؟ آيا بيست سال ديگر كامپيوتر من آنقدر با ادب خواهد بود كه ابتدا او به من سلام كند يا اينكه نه اين من و ما هستم كه بايد براى روشن كردن و اتصال به فضاى سايبر به او خوش آمد بگوييم تا كه بيايد: خرامان و آهسته، يا سريع و پر شتاب.
مى خواهم شما را با آن روى ترسناك و وحشتناك اين سكه دو روى اينترنت آشنا سازم. شايد بسيارى از شما نيز پيش از اين با اين روى سكه آشنا شده باشيد - كه در اينصورت اين مقاله براى شما نيست - اما اگر به تازگى است كه وارد اين فضا شده ايد، اجازه دهيد كه اين بار، اين من باشم - انسانى آن سوى اين دستگاه و اين رشته سيم ها - كه به شما خوش آمد مى گويد. امروز، اينترنت، ابزارى بسيار قوى است براى جستجو و يافتن اطلاعات، هر آنچه هست و نيست، براى جستجو و يافتن آدمها، هر آن كس كه باشد، براى ياد گرفتن و ياد دادن، براى كسب شهرت، يا محبوبيت، يا براى كسب ثروت، پول درآوردن و زندگى راحت تر ساختن و داشتن، - از همه چيز و همه كس - براى حضور و براى صعود و براى پيشرفت و ترقى! اما غير از اينها، اينترنت روى ديگرى نيز دارد: اختلاف، درگيرى، خشم، انحتاء انحراف، ضرر و زيان، ورشكستگى، بى آبرويى و فقر! آرى، اينترنت به عقيده من، هيولاى زيبا و فوق العاده اى است. با روشن كردن كامپيوتر، اينترنت مرا به درون گرداب گسترده گيتى مى كشاند به فضايى كه اگر بخواهد مى تواند رحم نكند... ابزار ها هر روز ساده تر و سهل تر براى استفاده... كاشكى اين ابزار اما، هميشه مى توانست در دست آدمهايى خوب باشد! اما اين چنين نيست و مطمئن هستم كه - حداقل به اين زودى ها - چنين نيز نخواهد شد كه اين ابزار فقط به آدمهاى خوب سلام كند و به تنها به آنان خوش آمد بگويد و به نوعى - مثلاً با استفاده يك برنامه (فرضى) روانشناسى از راه دور به صورت بى سيم - مانع از ورود يا استفاده انسانهاى بد به سيستم يا فضاى سايبر شود. مى خواهم به زمان حال باز گردم. مرا چه كار با آينده! مى خواهم به شما هشدارى بدهم: مواظب خودتان و خانواده تان باشيد! مواظب دستگاههايتان باشيد! مواظب رمز و راز هايتان باشيد! ساده ترين ابزارها، مثلاً همين موتورهاى جستجو - خصوصاً بهترين آنها يعنى همين گوگل - امن نيست. نقل از سایت  بازیاب
 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 12:45  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                 بسمه تعالی

یک ضرب المثل چینی می گوید.برای هر مشکل سه راه حل وجود دارد :

۱- راه حلی که من ارائه می دهم.

۲- راه حلی که شما ارئه می دهید .

۳- راه حلی که درست است .

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 9:54  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 

                بسمه تعالی 

1- وقتي كاركنان، خوب كار مي‌كنند، مديران اصلاً توجه نمي‌كنند، ولي در صورت خطا، آنها را سرزنش و بعضاً تنبيه مي‌كنند.

2- مديران ناكارآمد، واقعيت‌ها را براي كاركنان بازگو نمي‌كنند. آنها در حالي كه اخبار خوشايند را بزك كرده و به شكل بزرگنمايي شده به كاركنان خود نشان مي‌دهند، سعي مي‌كنند اخبار ناگوار را كوچك يا پنهان كنند.

3- ارزيابي عملكرد افراد را عموماً براساس عملكرد انفرادي آنان محاسبه مي‌كنند، ولي براي سينرژي و فرهنگ توان افزايي و هم افزايي ارزشي قائل نيستند.

4- با افراد باكاركرد ناچيز و كاركرد برجسته، يكسان برخورد مي‌كنند. اين برخورد باعث مي‌شود كاركناني با موقعيت اول هميشه در حال تمسخر و پوزخند و كاركناني با موقعيت دوم، هميشه بي‌انگيزه باشند.

5-با اجراي سياست تفرقه ‌بينداز و حكومت كن، بر تيرگي روابط افراد سازمان دامن مي‌ز‌نند.

6- كارهاي كوچك را به آدم‌هاي بزرگ و شايسته و كارهاي بزرگ را به آدم‌هاي نالايق مي‌سپارند.

7- با ديكته كردن قدم به قدم فعاليت‌ها، ابتكار عمل و خلاقيت را از كاركنانشان سلب مي‌كنند.

8- با عدم انعطاف‌پذيري و عدم استقبال از انتقادات با روي باز، شجاعت و جسارت در نظريات و بيان عقايد را از كاركنان سلب مي‌كنند.

9- به دليل عدم تشخيص فرصت‌ها و تهديدها،‌ از انجام به موقع و حركت‌هاي توام با ريسك معذور است.

10- نداشتن برنامه ريزي استراتژيك و چشم‌اندازهاي لازم، سبب ناتواني در برداشتن موانع از سر راه و در نتيجه بزرگ شدن مشكلات مي‌شود    

     ( به نقل از وبلاگ مدیرستان )                    

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 12:4  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                                                      بسمه تعالی

    سر قبر شخصي نوشته شده بود : کودک که بودم مي خواستم دنيا را تغيير بدهم وقتي بزرگتر شدم متوجه شدم که دنيا خيلي بزرگ است من بايد کشورم را تغيير بدهم بعد ها کشورم را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم . در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول کنم . اينک من در آستانه مرگ هستم مي فهمم که اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم.

 

                                           
+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 11:21  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                                    بسمه تعالی

در كارهاي كارمند بنگر و چون آنان را آزمايش كردي به كار گير، نه از راه بخشش و خودكامگي؛ بطور دلخواه اينان را از ميان اهل تجربه تعيين نما، زيرا آنها در سنجش عواقب كارها بيناترند.

حضرت علی (ع)
+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 11:7  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  |