تبليغاتX
مدیریت ورهبری
                                                     بسمه تعالی

بخش اول: حمد و ثنای الهی

ستايش خداي را سزاست كه در يگانگي اش بلند مرتبه و در تنهايي اش به آفريدگان نزديك است؛ سلطنتش پرجلال و در اركان آفرينش اش بزرگ است. بى آنكه مكان گيرد و جابه جا شود، بر همه چيز احاطه دارد و بر تمامي آفريدگان به قدرت و برهان خود چيره است.
همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگي او را پاياني نيست. آغاز و انجام از او و برگشت تمامي امور به سوي اوست.
اوست آفريننده آسمان ها و گستراننده زمين ها و حكمران آن ها. دور و منزه از خصايص آفريده هاست و در منزه بودن خود نيز از تقديس همگان برتر است. هموست پروردگار فرشتگان و روح؛ افزوني بخش آفريده ها و نعمت ده ايجاد شده هاست.
به يك نيم نگاه ديده ها را ببيند و ديده ها هرگز او را نبينند.
كريم و بردبار و شكيباست. رحمت اش جهان شمول و عطايش منّت گذار. در انتقام بي شتاب و در كيفر سزاواران عذاب، صبور و شكيباست. بر نهان ها آگاه و بر درون ها دانا. پوشيده ها بر او آشكار و پنهان ها بر او روشن است. او راست فراگيري و چيرگي بر هر هستي. نيروي آفريدگان از او و توانايي بر هر پديده ويژه اوست. او را همانندی نیست و هموست ايجادگر هر موجود در تاريكستان لاشيء. جاودانه و زنده و عدل گستر. جز او خداوندي نباشد و اوست ارجمند و حكيم.
ديده ها را بر او راهي نيست و اوست دريابنده ديده ها. بر پنهاني ها آگاه و بر كارها داناست. كسي از ديدن به وصف او نرسد و بر چگونگي او از نهان و آشكار دست نيابد مگر، او - عزّوجلّ - خود، راه نمايد و بشناساند.
و گواهي مي دهم كه او «الله» است. همو كه تنزّهش سراسر روزگاران را فراگير و نورش ابديت را شامل است. بي مشاور، فرمانش را اجرا، بي شريك تقديرش را امضا و بي ياور سامان دهي فرمايد. صورت آفرينش او را الگويي نبوده و آفريدگان را بدون ياور و رنج و چاره جويي، هستي بخشيده است. جهان با ايجاد او موجود و با آفرينش او پديدار شده است.
پس اوست «الله» كه معبودي به جز او نيست. همو كه صُنعش استوار است و ساختمان آفرينشش زيبا. دادگري است كه ستم روا نمي دارد و كريمي كه كارهابه او بازمي گردد.
و گواهي مي دهم كه او «الله» است كه آفريدگان در برابر بزرگي اش فروتن و در مقابل عزّتش رام و به توانايي اش تسليم و به هيبت و بزرگي اش فروتن اند. پادشاه هستي ها و چرخاننده سپهرها و رام كننده آفتاب و ماه كه هريك تا اَجَل معين جريان يابند. او پردۀ شب را به روز و پردۀ روز را - كه شتابان در پي شب است - به شب پيچد. اوست شكنندۀ هر ستمگر سركش و نابودكنندۀ هر شيطان رانده شده.

نه او را ناسازي باشد و نه برايش انباز و مانندي. يكتا و بي نياز، نه زاده و نه زاييده شده، او را همتايي نبوده، خداوند يگانه و پروردگار بزرگوار است. بخواهد و به انجام رساند. اراده كند و حكم نمايد. بداند و بشمارد. بميراند و زنده كند. نيازمند و بي نياز گرداند. بخنداند و بگرياند. نزديك آورد و دور برد. بازدارد و عطا كند. او راست پادشاهي و ستايش. به دست تواني اوست تمام نيكي. و هموست بر هر چيز توانا.

شب را در روز و روز را در شب فرو برد. معبودي جز او نيست؛ گران مايه و آمرزنده؛ اجابت كنندۀ دعا و افزايندۀ عطا، بر شمارندۀ نفَس ها؛ پروردگار پري و انسان. چيزي بر او مشكل ننمايد، فرياد فريادكنندگان او را آزرده نكند و اصرارِ اصراركنندگان او را به ستوه نياورد.
نيكوكاران را نگاهدار، رستگاران را يار، مؤمنان را صاحب اختيار و جهانيان را پروردگار است؛ آن كه در همه احوال سزاوار سپاس و ستايش آفريدگان است.
او را ستايش فراوان و سپاس جاودانه مي گويم بر شادي و رنج و بر آسايش و سختي و به او و فرشتگان و نبشته ها و فرستاده هايش ايمان داشته، فرمان او را گردن مي گذارم و اطاعت مي كنم؛ و به سوي خشنودي او مي شتابم و به حكم او تسليمم؛ چرا كه به فرمانبري او شائق و از كيفر او ترسانم. زيرا او خدايي است كه كسي از مكرش در امان نبوده و از بي عدالتيش ترسان نباشد (زيرا او را ستمي نيست).
بخش دوم: فرمان الهی برای مطلبی مهم
و اكنون به عبوديت خويش و پروردگاري او گواهي مي دهم. و وظيفه خود را در آن چه وحي شده انجام مي دهم مباد كه از سوي او عذابي فرود آيد كه كسي ياري دورساختن آن از من نباشد. هر چند توانش بسيار و دوستي اش (با من) خالص باشد.
- معبودي جز او نيست - چرا كه اعلام فرموده كه اگر آن چه (درباره ي علي) نازل كرده به مردم نرسانم، وظيفه رسالتش را انجام نداده ام؛ و خداوند تبارك و تعالي امنيت از [آزار] مردم را برايم تضمين كرده و البته كه او بسنده و بخشنده است.
پس آنگاه خداوند چنين وحي ام فرستاد: «به نام خداوند همه مهرِ مهرورز. اي فرستادۀ ما! آن چه از سوي پروردگارت دربارۀ علي و خلافت او بر تو فرود آمده بر مردم ابلاغ كن، وگرنه رسالت خداوندي را به انجام نرسانده اي؛ و او تو را از آسيب مردمان نگاه مي دارد.»
هان مردمان! آنچه بر من فرود آمده، در تبليغ آن كوتاهي نكرده ام و حال برايتان سبب نزول آيه را بيان مي كنم: همانا جبرئيل سه مرتبه بر من فرود آمد از سوي سلام، پروردگارم - كه تنها او سلام است - فرماني آورد كه در اين مكان به پا خيزم و به هر سفيد و سياهي اعلام كنم كه علي بن ابي طالب برادر، وصي و جانشين من در ميان امّت و امام پس از من بوده. جايگاه او نسبت به من به سان هارون نسبت به موسي است، ليكن پيامبري پس از من نخواهد بود او (علي)، صاحب اختيارتان پس از خدا و رسول است؛
و پروردگارم آيه اي بر من نازل فرموده كه: «همانا ولي، صاحب اختيار و سرپرست شما، خدا و پيامبر او و ايمانياني هستند كه نماز به پا مي دارند و در حال ركوع زكات مي پردازند.» و هر آينه علي بن ابي طالب نماز به پا داشته و در ركوع زكات پرداخته و پيوسته خداخواه است.
و من از جبرئيل درخواستم كه از خداوند سلام اجازه كند و مرا از اين مأموريت معاف فرمايد. زيرا كمي پرهيزگاران و فزوني منافقان و دسيسۀ ملامت گران و مكر مسخره كنندگان اسلام را مي دانم؛ همانان كه خداوند در كتاب خود در وصفشان فرموده: «به زبان آن را مي گويند كه در دل هايشان نيست و آن را اندك و آسان مي شمارند حال آن كه نزد خداوند بس بزرگ است.»
و نيز از آن روي كه منافقان بارها مرا آزار رسانيده تا بدانجا كه مرا اُذُن [سخن شنو و زودباور ]ناميده اند، به خاطر همراهي افزون علي با من و رويكرد من به او و تمايل و پذيرش او از من، تا بدانجا كه خداوند در اين موضوع آيه اي فرو فرستاده: « و از آنانند كساني كه پيامبر خدا را مي آزارند و مي گويند: او سخن شنو و زودباور است. بگو: آري سخن شنو است. - بر عليه آنان كه گمان مي كنند او تنها سخن مي شنود - ليكن به خير شماست، او (پيامبر صلي الله عليه و آله) به خدا ايمان دارد و مؤمنان را تصديق مي كند و راستگو مي انگارد.»
و اگر مي خواستم نام گويندگان چنين سخني را بر زبان آورم و يا به آنان اشارت كنم و يا مردمان را به سويشان هدايت كنم [كه آنان را شناسايي كنند] مي توانستم. ليكن سوگند به خدا در كارشان كرامت نموده لب فروبستم. با اين حال خداوند از من خشنود نخواهد گشت مگر اين كه آن چه در حق علي عیه السّلام فرو فرستاده به گوش شما برسانم. سپس پيامبر صلّي الله عليه و آله چنين خواند: «ي پيامبر ما! آن چه از سوي پروردگارت بر تو نازل شده - در حقّ علي - ابلاغ كن؛ وگرنه كار رسالتش را انجام نداده اي. و البته خداوند تو را از آسيب مردمان نگاه مي دارد.»
بخش سوم: اعلان رسمي ولايت و امامت دوازده امام عليهم السلام
هان مردمان! بدانيد اين آيه دربارۀ اوست. ژرفي آن را فهم كنيد و بدانيد كه خداوند او را برايتان صاحب اختيار و امام قرار داده، پيروي او را بر مهاجران و انصار و آنان كه به نيكي از ايشان پيروي مي كنند و بر صحرانشينان و شهروندان و بر عجم و عرب و آزاد و برده و بر كوچك و بزرگ و سفيد و سياه و بر هر يكتاپرست لازم شمرده است.
[هشدار كه] اجراي فرمان و گفتار او لازم و امرش نافذ است. ناسازگارش رانده، پيرو و باوركننده اش در مهر و شفقت است. هر آينه خداوند، او و شنوايان سخن او و پيروان راهش را آمرزيده است.
هان مردمان! آخرين بار است كه در اين اجتماع به پا ايستاده ام. پس بشنويد و فرمان حق را گردن گذاريد؛ چرا كه خداوند عزّوجلّ صاحب اختيار و ولي و معبود شماست؛ و پس از خداوند ولي شما، فرستاده و پيامبر اوست كه اكنون در برابر شماست و با شما سخن مي گويد. و پس از من به فرمان پروردگار، علي ولي و صاحب اختيار و امام شماست. آن گاه امامت در فرزندان من از نسل علي خواهد بود. اين قانون تا برپايي رستاخيز كه خدا و رسول او را ديدار كنيد دوام دارد.
روا نيست، مگر آن چه خدا و رسول او و امامان روا دانند؛ و ناروا نيست مگر آن چه آنان ناروا دانند. خداوند عزوجل، هم روا و هم ناروا را براي من بيان فرموده و آن چه پروردگارم از كتاب خويش و حلال و حرامش به من آموخته در اختيار علي نهاده ام.
هان مردمان! او را برتر بدانيد. چرا كه هيچ دانشی نيست مگر اينكه خداوند آن را در جان من نبشته و من نيز آن را در جان پيشواي پرهيزكاران، علي، ضبط كرده ام. او (علي) پيشوای روشنگر است كه خداوند او را در سورۀ ياسين ياد كرده كه: «و دانش هر چيز را در امام روشنگر برشمرده ايم...»
هان مردمان! از علی رو برنتابيد. و از امامتش نگريزيد. و از سرپرستی اش رو برنگردانيد. او [شما را] به درستي و راستی خوانده و [خود نيز] بدان عمل نمايد. او نادرستی را نابود كند و از آن بازدارد. در راه خدا نكوهش نكوهش گران او را از كار باز ندارد. او نخستين مؤمن به خدا و رسول اوست و كسي در ايمان، به او سبقت نجسته. و همو جان خود را فداي رسول الله نموده و با او همراه بوده است تنها اوست كه همراه رسول خدا عبادت خداوند مي كرد و جز او كسي چنين نبود.
اولين نمازگزار و پرستشگر خدا به همراه من است. از سوی خداوند به او فرمان دادم تا [در شب هجرت] در بستر من بيارامد و او نيز فرمان برده، پذيرفت كه جان خود را فدای من كند.
هان مردمان! او رابرتر دانيد، كه خداوند او را برگزيده؛ و پيشوايي او را بپذيريد، كه خداوند او را برپا كرده است.
هان مردمان! او از سوی خدا امام است و هرگز خداوند توبه منكر او را نپذيرد و او را نيامرزد. اين است روش قطعي خداوند درباره ناسازگار علی و هرآينه او را به عذاب دردناک پايدار كيفر كند. از مخالفت او بهراسيد و گرنه در آتشی درخواهيد شد كه آتش گيرۀ آن مردمانند؛ و سنگ، كه برای حق ستيزان آماده شده است.

هان مردمان! به خدا سوگند كه پيامبران پيشين به ظهورم مژده داده اند و اكنون من فرجام پيامبران و برهان بر آفريدگان آسمانيان و زمينيانم. آن كس كه راستی و درستی مرا باور نكند به كفر جاهلی درآمده و ترديد در سخنان امروزم همسنگ ترديد در تمامی محتوای رسالت من است، و شك و ناباوری در امامت يكی از امامان، به سان شك و ناباوری در تمامی آنان است. و هرآينه جايگاه ناباوران ما آتش دوزخ خواهد بود.
هان مردمان! خداوند عزّوجلّ از روی منّت و احسان خويش اين برتری را به من پيشكش كرد و البته كه خدایی جز او نيست. آگاه باشيد: تمامي ستايش ها در همه روزگاران و در هر حال و مقام ويژۀ اوست.
هان مردمان! عل را برتر دانيد؛ كه او برترين مردمان از مرد و زن پس از من است؛ تا آن هنگام كه آفريدگان پايدارند و روزي شان فرود آيد.
دور دورباد از درگاه مهر خداوند و خشم خشم باد بر آن كه اين گفته را نپذيرد و با من سازگار نباشد!
هان! بدانيد جبرئيل از سوی خداوند خبرم داد: «هر آن كه با علي بستيزد و بر ولايت او گردن نگذارد، نفرين و خشم من بر او باد!» البته بايست كه هر كس بنگرد كه برای فردای رستاخيز خود چه پيش فرستاده. [هان!] تقوا پيشه كنيد و از ناسازگاری با علی بپرهيزيد. مباد كه گام هايتان پس از استواری درلغزد. كه خداوند بر كردارتان آگاه است.
هان مردمان! همانا او هم جوار و همسايه خداوند است كه در نبشته ي عزيز خود او را ياد كرده و دربارۀ ستيزندگان با او فرموده: «تا آنكه مبادا كسي در روز رستخيز بگويد: افسوس كه دربارۀ همجوار و همسايه ي خدا كوتاهي كردم...»
هان مردمان! در قرآن انديشه كنيد و ژرفی آيات آن را دريابيد و بر محكماتش نظر كنيد و از متشابهاتش پيروی ننماييد. پس به خدا سوگند كه باطن ها و تفسير آن را آشكار نمي كند مگر همين كه دست و بازوی او را گرفته و بالا آورده ام و اعلام مي دارم كه: هر آن كه من سرپرست اويم، اين علی سرپرست اوست. و او علي بن ابی طالب است؛ برادر و وصی من كه سرپرستی و ولايت او حكمی است از سوی خدا كه بر من فرستاده شده است.
هان مردمان! همانا علی و پاكان از فرزندانم از نسل او، يادگار گران سنگ كوچك ترند و قرآن يادگار گران سنگ بزرگ تر. هر يك از اين دو از ديگر همراه خود خبر می دهد و با آن سازگار است. آن دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا در حوض كوثر بر من وارد شوند.
هان! بدانيد كه آنان امانتداران خداوند در ميان آفريدگان و حاكمان او در زمين اويند.
هشدار كه من وظيفه ی خود را ادا كردم. هشدار كه من آن چه بر عهده ام بود ابلاغ كردم و به گوشتان رساندم و روشن نمودم. بدانيد كه اين سخن خدا بود و من از سوي او سخن گفتم. هشدار كه هرگز به جز اين برادرم كسي نبايد اميرالمؤمنين خوانده شود. هشدار كه پس از من امارت مؤمنان بري كسي جز او روا نباشد.
سپس فرمود: مردمان! كيست سزاوارتر از شما به شما؟ گفتند خداوند و پيامبر او! سپس فرمود آگاه باشيد! آن كه من سرپرست اويم، پس اين علی سرپرست اوست! خداوندا دوست بدار آن را كه سرپرستي او را بپذيرد و دشمن بدار هر آن كه او را دشمن دارد و ياری كن يار او را؛ و تنها گذار آن را كه او را تنها بگذارد.
بخش چهارم: بلند كردن دست اميرالمومنين عليه السلام بدست رسول خداصلی الله علیه و آله
هان مردمان! اين علی است برادر و وصی و نگاهبان دانش من. و هموست جانشين من در ميان امّت و بر گروندگان به من و بر تفسير كتاب خدا كه مردمان را به سوي او بخواند و به آن چه موجب خشنودي اوست عمل كند و با دشمنانش ستيز نمايد. او پشتيبان فرمانبرداری خداوند و بازدارنده از نافرمانی او باشد. همانا اوست جانشين رسول الله و فرمانروای ايمانيان و پيشوای هدايتگر از سوی خدا و كسی كه به فرمان خدا با پيمان شكنان، رويگردانان از راستی و درستی و به دررفتگان از دين پيكار كند. خداوند فرمايد: «فرمان من دگرگون نخواهدشد.»
پروردگارا! اكنون به فرمان تو چنين مي گويم: خداوندا! دوستداران او را دوست دار. و دشمنان او را دشمن دار. پشتيبانان او را پشتيبانی كن. يارانش را ياری نما. خودداری كنندگان از ياری اش را به خود رها كن. ناباورانش را از مهرت بران و بر آنان خشم خود را فرود آور.
معبودا! تو خود در هنگام برپاداشتن او و بيان ولايتش نازل فرمودي كه: «امروز آيين شما را به كمال، و نعمت خود را بر شما به اتمام رساندم، و اسلام را به عنوان دين شما پسنديدم.» «و آن كه به جز اسلام ديني را بجويد، از او پذيرفته نبوده، در جهان ديگر در شمار زيانكاران خواهد بود.» خداوندا، تو را گواه مي گيرم كه پيام تو را به مردمان رساندم.
بخش پنجم: تاكيد بر توجه امت به مسئله امامت
هان مردمان! خداوند عزّوجلّ دين را با امامت علي تكميل فرمود. اينك آنان كه از او و جانشينانش از فرزندان من و از نسل او - تا برپايي رستاخيز و عرضه ي بر خدا - پيروي نكنند، در دو جهان كرده هايشان بيهوده بوده در آتش دوزخ ابدي خواهند بود، به گونه ي كه نه از عذابشان كاسته و نه برايشان فرصتي خواهد بود.
هان مردمان! اين علي ياورترين، سزاوارترين و نزديك ترين و عزيزترين شما نسبت به من است. خداوند عزّوجلّ و من از او خشنوديم. آيه رضايتي در قرآن نيست مگر اين كه درباره ي اوست. و خدا هرگاه ايمان آوردگان را خطابي نموده به او آغاز كرده [و او اولين شخص مورد نظر خدي متعال بوده است ] . و آيه ي ستايشي نازل نگشته مگر درباره ي او. و خداوند در سوره ي «هل أتي علي الإنسان» گواهي بر بهشت [رفتن ] نداده مگر بري او، و آن را در حق غير او نازل نكرده و به آن جز او را نستوده است.
هان مردمان! او ياور دين خدا و دفاع كننده ي از رسول اوست. او پرهيزكار پاكيزه و رهنمي ارشاد شده [به دست خود خدا] است. پيامبرتان برترين پيامبر، وصي او برترين وصي و فرزندان او برترين اوصيايند.
هان مردمان! فرزندان هرپيامبر از نسل اويند و فرزندان من از صلب و نسل اميرالمؤمنين علي است.
هان مردمان! به راستي كه شيطانِ اغواگر، آدم را با رشك از بهشت رانده مبادا شما به علي رشك ورزيد كه كرده هايتان نابود و گام هايتان لغزان خواهدشد. آدم به خاطر يك اشتباه به زمين هبوط كرد و حال آن كه برگزيده ي خدي عزّوجلّ بود. پس چگونه خواهيد بود شما و حال آن كه شما شماييد و دشمنان خدا نيز از ميان شمايند.
آگاه باشيد! كه با علي نمي ستيزد مگر بي سعادت. و سرپرستي او را نمي پذيرد مگر رستگار پرهيزگار. و به او نمي گرود مگر ايمان دار بي آلايش.
و سوگند به خدا كه سوره ي والعصر درباره ي اوست: «به نام خداوند همه مهر مهر ورز. قسم به زمان كه انسان در زيان است.» مگر علي كه ايمان آورده و به درستي و شكيبايي آراسته است.
هان مردمان! خدا را گواه گرفتم و پيام او را به شما رسانيدم. و بر فرستاده وظيفه ي جز بيان و ابلاغ روشن نباشد!
هان مردمان! تقوا پيشه كنيد همان گونه كه بايسته است. و نميريد جز با شرفِ اسلام.
بخش ششم: اشاره به كارشكني هاي منافقين
هان مردمان! «به خدا و رسول و نور همراهش ايمان آوريد پيش از آن كه چهره ها را تباه و باژگونه كنيم يا چونان اصحاب روز شنبه [يهودياني كه بر خدا نيرنگ آوردند] رانده شويد.«به خدا سوگند كه مقصود خداوند از اين آيه گروهي از صحابه اند كه آنان را با نام و نَسَب مي شناسم ليكن به پرده پوشي كارشان مأمورم. آنك هر كس پايه كار خويش را مهر و يا خشم علي در دل قرار دهد [و بداند كه ارزش عمل او وابسته به آن است.] .
مردمان! نور از سوي خداوند عزّوجل در جان من، سپس در جان علي بن ابي طالب، آن گاه در نسل او تا قائم مهدي - كه حق خدا و ما را مي ستاند - جي گرفته. چرا كه خداوند عزّوجل ما را بر كوتاهي كنندگان، ستيزه گران، ناسازگاران، خائنان و گنهكاران و ستمكاران و غاصبان از تمامي جهانيان دليل و راهنما و حجت آورده است.
هان مردمان! هشدارتان مي دهم: همانا من رسول خدايم. پيش از من نيز رسولاني آمده و سپري گشته اند. آيا اگر من بميرم يا كشته شوم، به جاهليت عقب گرد مي كنيد؟ آن كه به قهقرا برگردد، هرگز خدا را زياني نخواهد رسانيد و خداوند سپاسگزاران شكيباگر را پاداش خواهد داد. بدانيد كه علي و پس از او فرزندان من از نسل او، داري كمال شكيبايي و سپاسگزاري اند.
هان مردمان! اسلامتان را بر من منت نگذاريد؛ كه اعمال شما را بيهوده و تباه خواهد كرد و خداوند بر شما خشم خواهد گرفت و سپس شما را به شعله ي از آتش و مس گداخته گرفتار خواهد نمود. همانا پروردگار شما در كمين گاه است.
مردمان! به زودي پس از من پيشواياني خواهند بود كه شما را به سوي آتش مي خوانند و در روز رستاخيز تنها وبدون ياور خواهند ماند.
هان مردمان! خداوند و من از آنان بيزاريم.
هان مردمان! آنان و ياران و پيروانشان در بدترين جي جهنم، جايگاه متكبّران خواهند بود. بدانيد آنان اصحاب صحيفه اند. اكنون هر كس در صحيفه ي خود نظر كند.
هان مردمان! اينك جانشيني خود را به عنوان امامت و وراثت به امانت به جي مي گذارم در نسل خود تا برپايي روز رستاخيز. و حال، مأموريت تبليغي خود را انجام مي دهم تا برهان بر هر شاهد و غايب و بر آنان كه زاده شده يا نشده اند و بر تمامي مردمان باشد. پس بايسته است اين سخن را حاضران به غايبان و پدران به فرزندان تا برپايي رستاخيز برسانند.
آگاه باشيد! به زودي پس از من امامت را با پادشاهي جابه جا نموده. آن را غصب كرده و به تصرف خويش درآورند.
هان! نفرين و خشم خدا بر غاصبان و چپاول گران! و البته در آن هنگام خداوند آتش عذاب - شعله هي آتش و مس گداخته - بر سر شما جن و انس خواهد ريخت. آن جاست كه ديگر ياري نخواهيد شد.
هان مردمان! هر آينه خداوند عزوجل شما را به حالتان رها نخواهد كرد تا ناپاك را ازپاك جدا كند. و خداوند نمي خواهد شما را بر غيب آگاه گرداند.(1)
هان مردمان! هيچ سرزميني نيست مگر اين كه خداوند به خاطر تكذيب اهل آن [حق را] ، آنان را پيش از روز رستاخيز نابود خواهد فرمود و به امام مهدي خواهد سپرد. و هر آينه خداوند وعده ي خود را انجام خواهد داد.
هان مردمان! پيش از شما، شمار فزوني از گذشتگان گمراه شدند و خداوند آنان را نابود كرد. و همو نابودكننده ي آيندگان است.
1) اشاره به آيه ى 179 / آل عمران است.
او خود در كتابش آورده: «آيا پيشينيان را تباه نكرديم و به دنبال آنان آيندگان را گرفتار نساختيم؟ با مجرمان اين چنين كنيم. وي بر ناباوران!»
هان مردمان! همانا خداوند امر و نهي خود را به من فرموده و من نيز به دستور او دانش آن را نزد علي نهادم. پس فرمان او را بشنويد و گردن نهيد و پيرويش نماييد و از آنچه بازتان دارد خودداري كنيد تا راه يابيد. به سوي هدف او حركت كنيد. راه هي گونه گون شما را از راه او بازندارد!
بخش هفتم: پيروان اهل بيت عليهم السلام و دشمنان ايشان
هان مردمان! صراط مستقيم خداوند منم كه شما را به پيروي آن امر فرموده. و پس از من علي است و آن گاه فرزندانم از نسل او، پيشوايان راه راستند كه به درستي و راستي راهنمايند و به آن حكم و دعوت كنند.
هان! به خدا سوگند اين سوره درباره ي من نازل شده و شامل امامان مي باشد و به آنان اختصاص دارد. آنان اوليي خدايند كه ترس و اندوهي برايشان نيست، آگاه باشيد: البته حزب خدا چيره و غالب خواهد بود. هشدار كه: ستيزندگان با امامان، گمراه و همكاران شياطين اند. بري گمراهي مردمان، سخنان بيهوده و پوچ را به يكديگر مي رسانند. بدانيد كه خداوند از دوستان امامان در كتاب خود چنين ياد كرده: «[ي پيامبر ما] نمي يابي ايمانيان به خدا و روز بازپسين، كه ستيزه گران خدا و رسول را دوست ندارند، گرچه آنان پدران، برادران و خويشانشان باشند. آنان [كه چنين اند] خداوند ايمان را در دل هايشان نبشته است.» - تا آخر آيه.
هان! دوستداران امامان ايمانيان اند كه قرآن چنان توصيف فرموده: «آنان كه ايمان آورده و باور خود را به شرك نيالوده اند، در امان و در راه راست هستند.»
هشدار! ياران پيشوايان كساني هستند كه به باور رسيده و از ترديد و انكار دور خواهند بود.
هشدار! اوليي امامان آنانند كه با آرامش و سلام به بهشت درخواهند شد و فرشتگان با سلام آنان را پذيرفته، خواهند گفت: «درود بر شما كه پاك شده ايد. اينك داخل شويد كه در بهشت، جاودانه خواهيد بود.»
هان! بهشت پاداش اوليي آنان است و در آن بي حساب روزي داده خواهند شد.
هان! دشمنان آنان آن كساني اند كه در آتش درآيند. و همانا ناله ي افروزش جهنم را مي شنوند در حالي كه شعله هي آتش زبانه مي كشد و زفير (صدي بازدم) جهنم را نيز درمي يابند.
هان! خداوند درباره ي ستيزگران با آنان فرموده: «هرگاه امتي داخل جهنم شود همتي خود را نفرين كند.»
هشدار! كه دشمنان امامان همانانند كه خداوند درباره ي آنان فرموده: «هر گروهي از آنان داخل جهنم شود نگاهبانان مي پرسند: مگر برايتان ترساننده ي نيامد؟! مي گويند: چرا ترساننده آمد ليكن تكذيب كرديم و گفتيم: خداوند وحي نفرستاده و شما نيستيد مگر در گمراهي بزرگ!» تا آن جا كه فرمايد: «هان! نابود باد دوزخيان!»
هان! ياران امامان در نهان، از پروردگار خويش ترسانند، آمرزش و پاداش بزرگ بري آنان خواهد بود.
هان مردمان! چه بسيارراه است ميان آتش و پاداش بزرگ!
هان مردمان! خداوند ستيزه جويان ما را ناستوده و نفرين فرموده و دوستان ما را ستوده و دوست دارد.
هان مردمان! بدانيد كه همانا من انذارگرم و علي مژده دهنده.
هان! كه من بيم دهنده ام و علي راهنما.
هان مردمان! بدانيد كه من پيامبرم و علي وصي من است.
هان مردمان! بدانيد كه همانا من فرستاده و علي امام و وصي پس از من است. و امامان پس از او فرزندان اويند.
آگاه باشيد! من والد آنانم ولي ايشان از نسل علي خواهند بود.

بخش هشتم: حضرت مهدي عجل الله فرجه الشریف
آگاه باشيد! همانا آخرين امام، قائم مهدي از ماست. هان! او بر تمامي اديان چيره خواهد بود.
هشدار! كه اوست انتقام گيرنده از ستمكاران.
هشدار! كه اوست فاتح دژها و منهدم كننده ي آنها.
هشدار! كه اوست چيره بر تمامي قبايل مشركان و راهنمي آنان.
هشدار! كه او خونخواه تمام اوليي خداست.
آگاه باشيد! اوست ياور دين خدا.
هشدار! كه از دريايي ژرف پيمانه هايي افزون گيرد.
هشدار! كه او به هر ارزشمندي به اندازه ي ارزش او، و به هر نادان و بي ارزشي به اندازه ي ناداني اش نيكي كند.
هشدار! كه او نيكو و برگزيده ي خداوند است.
هشدار! كه او وارث دانش ها و حاكم بر ادراك هاست.
هان! بدانيد كه او از سوي پروردگارش سخن مي گويد و آيات و نشانه هي او را برپا كند. بدانيد همانا اوست باليده و استوار.
بيدار باشيد! هموست كه [اختيار امور جهانيان و آيين آنان ] به او واگذار شده است.
آگاه باشيد! كه تمامي گذشتگان ظهور او را پيشگويي كرده اند.
آگاه باشيد! كه اوست حجّت پايدار و پس از او حجّتي نخواهد بود.(2) درستي و راستي و نور و روشنايي تنها نزد اوست.
هان! كسي بر او پيروز نخواهد شد و ستيزنده ي او ياري نخواهد گشت.
آگاه باشيد كه او ولي خدا در زمين، داور او در ميان مردم و امانتدار امور آشكار و نهان است.
2) اين تعبير به عنوان حجّت و امامت است و نظرى به رجعت ديگر امامان ندارد زيرا آنان حجّت هاى پيشين اند كه دوباره رجعت خواهند نمود.
بخش نهم: مطرح كردن بيعت
هان مردمان! من پيام خدا را برايتان آشكار كرده تفهيم نمودم. و اين علي است كه پس از من شما را آگاه مي كند. اينك شما را مي خوانم كه پس از پايان خطبه با من و سپس با علي دست دهيد تا با او بيعت كرده به امامت او اقرار نماييد. آگاه باشيد من با خداوند و علي با من پيمان بسته و من اكنون از سوي خدي عزّوجل بري امامت او پيمان مي گيرم. «[ي پيامبر ]آنان كه با تو بيعت كنند هر آينه با خدا بيعت كرده اند. دست خدا بالي دستان آنان است. و هر كس بيعت شكند، بر زيان خود شكسته، و آن كس كه بر پيمان خداوند استوار و باوفا باشد، خداوند به او پاداش بزرگي خواهد داد.
بخش دهم: حلال و حرام، واجبات و محرمات
هان مردمان! همانا حج و عمره از شعائر و آداب و رسوم خدايي است. پس زائران خانه ي خدا و عمره كنندگان بر صفا و مروه بسيار طواف كنند.
هان مردمان! در خانه ي خدا حج گزاريد؛ كه هيچ خانداني داخل آن نشد مگر بي نياز شد و مژده گرفت، و كسي از آن روي برنگردانيد مگر بي بهره و نيازمند گرديد.
هان مردمان! مؤمني در موقف (عرفات، مشعر، منا) نمانَد مگر اين كه خدا گناهان گذشته ي او را بيامرزد و بايسته است كه پس از پايان اعمال حج [با پرونده ي پاك ] كار خود را از سر گيرد.
هان مردمان! حاجيان دستگيري شده اند و هزينه هي سفرشان جبران مي شود و جايگزين آن به آنان خواهد رسيد. و البته خداوند پاداش نيكوكاران را تباه نخواهد كرد.
هان مردمان! خانه ي خدا را با دين كامل و دانش ژرفي آن ديدار كنيد و از زيارتگاهها جز با توبه و بازايستادن [از گناهان ] برنگرديد.
هان مردمان! نماز را به پا داريد و زكات بپردازيد همان سان كه خداوند عزّوجل امر فرموده. پس اگر زمان بر شما دراز شد و كوتاهي كرديد يا از ياد برديد، علي صاحب اختيار و تبيين كننده ي بر شماست. خداوند عزّوجل او راپس از من امانتدار خويش در ميان آفريدگانش نهاده. همانا او از من و من از اويم. و او و فرزندان من از جانشينان او، پرسش هي شما راپاسخ دهند و آن چه را نمي دانيد به شما مي آموزند.
هان! روا و ناروا بيش از آن است كه من شمارش كنم و بشناسانم و در اين جا يكباره به روا فرمان دهم و از ناروا بازدارم. از اين روي مأمورم از شما بيعت بگيرم كه دست در دست من نهيد در مورد پذيرش آن چه از سوي خداوند آورده ام دربارۀ علي اميرالمؤمنين و اوصياي پس از او كه آنان از من و اويند. و اين امامت به وراثت پايدار است و فرجام امامان، مهدي است و استواري امامت تا روزي است كه او با خداوند قدر و قضا ديدار كند.
هان مردمان! شما را به هرگونه روا و ناروا راهنمايي كردم و از آن هرگز برنمي گردم. بدانيد و آگاه باشيد! آن ها را ياد كنيد و نگه داريد و يكديگر را به آن توصيه نماييد و در آن [احكام خدا ]دگرگوني راه ندهيد. هشدار كه دوباره مي گويم: بيدار باشيد! نماز را به پا داريد. و زكات بپردازيد. و امر به معروف كنيد و از منكر بازداريد.
و بدانيد كه ريشه ي امر به معروف اين است كه به گفته ي من [درباره ي امامت ] برسيد و سخن مرا به ديگران برسانيد و غايبان را به پذيرش فرمان من توصيه كنيد و آنان را از ناسازگاري سخنان من بازداريد؛ همانا سخن من فرمان خدا و من است و هيچ امر به معروف و نهي از منكري جز با امام معصوم تحقق و كمال نمي يابد.
هان مردمان! قرآن بر شما روشن مي كند كه امامان پس از علي فرزندان اويند و من به شما شناساندم كه آنان از او و از من اند. چرا كه خداوند در كتاب خود مي گويد: «امامت را فرماني پايدار در نسل او قرار داد...» و من نيز گفته ام كه: «مادام كه به قرآن و امامان تمسك كنيد، گمراه نخواهيد شد.»
هان مردمان! تقوا را، تقوا را رعايت كرده از سختي رستخيز بهراسيد همان گونه كه خداوند عزّوجل فرمود: «البته زمين لرزه ي روز رستاخيز حادثه ي بزرگ است...»
مرگ، قيامت، و حساب و ميزان و محاسبه ي در برابر پروردگار جهانيان و پاداش كيفر را ياد كنيد. آن كه نيكي آورد، پاداش گيرد. و آن كه بدي كرد، بهره ي از بهشت نخواهد برد.
بخش یازدهم: بيعت گرفتن رسمي
هان مردمان! شما بيش از آنيد كه در يك زمان با يك دست من بيعت نماييد. از اين روي خداوند عزّوجل به من دستور داده كه از زبان شما اقرار بگيرم و پيمان ولايت علي اميرالمؤمنين را محكم كنم و نيز بر امامان پس از او كه از نسل من و اويند؛ همان گونه كه اعلام كردم كه ذرّيّه من از نسل اوست.
پس همگان بگوييد: «البتّه كه سخنان تو را شنيده پيروي مي كنيم و از آن ها خشنوديم و بر آن گردن گذار و بر آن چه از سوي پروردگارمان در امامت اماممان علي اميرالمؤمنين و امامان ديگر - از صلب او - به ما ابلاغ كردي، با تو پيمان مي بنديم با دل و جان و زبان و دست هايمان. با اين پيمان زنده ايم و با آن خواهيم مرد و با آن اعتقاد برانگيخته مي شويم. و هرگز آن را دگرگون نكرده شكّ و انكار نخواهيم داشت و از عهد و پيمان خود برنمي گرديم.
[ي رسول خدا] ما را به فرمان خدا پند دادي درباره ي علي اميرالمؤمنين و امامان از نسل خود و او، كه حسن و حسين و آنان كه خداوند پس از آنان برپا كرده است. پس عهد و پيمان از ما گرفته شد از دل و جان و زبان و روح و دستانمان. هر كس توانست با دست وگرنه با زبان پيمان بست. و هرگز پيمانمان را دگرگون نخواهيم كرد و خداوند از ما شكست عهد نبيند. و نيز فرمان تو را به نزديك و دور از فرزندان و خويشان خود خواهيم رسانيد و خداوند را بر آن گواه خواهيم گرفت. و هر آينه خداوند بر گواهي كافي است و تو نيز بر ما گواه باش.»
هان مردمان! چه مي گوييد؟ همانا خداوند هر صدايي را مي شنود و آن را كه از دل ها مي گذرد مي داند. «هر آن كس هدايت پذيرفت، به خير خويش پذيرفته. و آن كه گمراه شد، به زيان خود رفته.» و هر كس بيعت كند، هر آينه با خداوند پيمان بسته؛ كه «دست خدا بالي دستان آن هاست.»
هان مردمان! اینك با خداوند بيعت كنيد و با من پيمان بنديد و با علي اميرالمؤمنين و حسن و حسين و امامان پس از آنان از نسل آنان كه نشانه ي پايدارند در دنيا و آخرت.
خداوند مكّاران را تباه مي كند و به باوفايان مهر مي ورزد. «هر كه پيمان شكند»
جز اين نيست كه به زيان خود گام برداشته، و هر كه بر عهدي كه با خدا بسته پابرجا ماند، به زودي خدا او را پاداش بزرگي خواهد داد.»
هان مردمان! آن چه بر شما برگفتم بگوييد و به علي با لقب اميرالمؤمنين سلام كنيد و بگوييد: «شنيديم و فرمان مي بريم پروردگارا، آمرزشت خواهيم و بازگشت به سوي تو است.» و نيز بگوييد: «تمام سپاس و ستايش خدايي راست كه ما را به اين راهنمايي فرمود وگرنه راه نمي يافتيم» - تا آخر آيه.
هان مردمان! هر آينه برتري هي علي بن ابي طالب نزد خداوند عزّوجل - كه در قرآن نازل فرموده - بيش از آن است كه من يكباره برشمارم. پس هر كس از مقامات او خبر داد و آن ها را شناخت او را تصديق و تأييد كنيد.
هان مردمان! آن كس كه از خدا و رسولش و علي و اماماني كه نام بردم پيروي كند، به رستگاري بزرگي دست يافته است.
هان مردمان! سبقت جويان به بيعت و پيمان و سرپرستي او و سلام بر او با لقب اميرالمؤمنين، رستگارانند و در بهشت هي پربهره خواهند بود.
هان مردمان! آن چه خدا را خشنود كند بگوييد. پس اگر شما و تمامي زمينيان كفران ورزند، خدا را زياني نخواهد رسانيد.
پروردگارا، آنان را كه به آن چه ادا كردم و فرمان دادم ايمان آوردند، بيامرز. و بر منكران كافر خشم گير! و الحمدللّه ربّ العالمين.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 13:39  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                         بسمه تعالی

 اميرالمؤمنين علي (ع) مي فرمايند :

« خداوند بر رهبران حق واجب كرد كه خود را با افراد ضعيف تطبيق دهند تا تنگدستي بر فقير سنگيني نكند»

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 13:10  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                                      بسمه تعالی

45 جمله مدیریتی از 45 کتاب مدیریت

1- اجرا بزرگ‌ترین مسالهء مطرح نشده در مدیریت امروز است و نبود آن بزرگ‌ترین مانع موفقیت و بیش‌تر ناکامی‌هایی است که به اشتباه به گردن علل دیگر گذاشته می‌شود.

2- شرکت‌هایی که برای کارهای درست وقف شده‌اند و برای مسوولیت‌های اجتماعی خود تعهدنامه‌ای دارند که براساس آن کار کنند سودآورتر از آن‌ها‌یی هستند که این کارها را نمی‌کنند. ...

3-به جای پرداختن به برنامهء استراتژیک, به تفکر و ایده‌های استراتژیک روی آورید.

4-در بازاریابی نوین )بازاردانی(به جای داشتن سبد محصولات باید به داشتن سبد مشتریان توجه داشت.

5- رمز برد و پیروزی روشن است: بکوشیم تا در یک زمینه دوبار بازنده نشویم.

6- انسان در بازی گاهی می‌برد و گاهی چیز یاد می‌گیرد.

7- هنر بازاریابی امروز< ,فروش یخچال به اسکیمو نیست,> بلکه اسکیمو را به عنوان یک مشتری خشنود همواره در کنار داشتن است.

8- مشتریان زبان گویایی دارند, اگر بی‌واسطه با آن‌ها در ارتباط بوده و گوشی شنوا داشته باشیم می‌توان از ایشان چیزهای زیادی یاد گرفت.

9- مسیر ناهموار تحول باید به‌کوشش خود مدیر پیموده شود, زیرا تحول چیزی نیست که مدیر فرمان دهد و دیگران اجرا کنند.

10- به جای شغل, در پی مشتری باشید, اگر انسان بتواند محصولی عرضه کند که خواهان داشته باشد, از بیکاری نجات‌یافته است.

11- دنیا را دوگونه می‌توان تغییر داد: با قلم(کاربست اندیشه) و با شمشیر (کاربست زور)

12- می‌توان مدیر مردم نبود ولی آنان را دوست داشت,‌اما بدون عشق به مردم نمی‌توان آن‌ها را مدیریت کرد.

13- مدیریت یعنی هنر جلب پیروی داوطلبانهء دیگران.

14- موفقیت اغلب باعث غرور شده و غرور باعث شکست می‌شود.

15- برای پیروزی ابلیس, کافی است آدم‌های خوب دست روی دست بگذارند.

16- هزینهء به دست آوردن یک مشتری تازه, حداقل پنج برابر هزینهء خشنود نگه‌داشتن مشتریان کنونی است.

17- هر کس می‌تواند سررشتهء کار خویش را به دست گرفته و آن را به مسیر دلخواه ببرد.

18- مدیریت هنر گوش دادن به دیگران است. چنانچه به سخنان کسی خوب گوش فراندهید, نمی‌توانید درون او را بشناسید.

19- توان یادگیری و به کار بستن با شتاب آموخته‌ها, بزرگ‌ترین امتیاز رقابتی را در اختیار سازمان می‌گذارد.

20- اولین روش برآورد هوش یک فرمانروا این است که به آن‌هایی که در اطرافش گرد آمده‌اند بنگریم.

21- اگر بتوانید همهء کارکنان یک سازمان را به سوی یک هدف مشترک بسیج کنید, در هر رشته و در هر بازار و در برابر هر رقیبی, در هر زمانی موفق خواهید شد.

22- بیش‌تر انسان‌ها ترجیح می‌دهند بمیرند اما فکر نکنند, خیلی‌ها هم فکر کردن را بر مرگ ترجیح می‌دهند.

23- مدیر عامل آگاه کسی است که به جای رویین‌تن شدن, به همکاران خود اعتماد کند.

24- تمایز یک محصول باید در راستای ذهنیت مصرف‌کننده صورت گیرد, نه مخالف آن.

25- در طوی تاریخ بیش‌تر کامیابی در دست‌یابی به منابع طبیعی مانند زمین, طلا و نفت بوده است, اما اکنون ناگهان ورق برگشته و دانش به جای آن نشسته است.

26- در بیش‌تر موارد, کشورهای فقیر از نظر دارایی‌ها ثروتمند اما از نظر سرمایه فقیرند, دارایی را نمی‌توان تبدیل به سرمایه کرد مگر آن که قانون حاکم باشد.

27- آن‌هایی که از جای خود می‌جنبند, گاهی می‌بازند و آن‌هایی که نمی‌جنبند, همیشه می‌بازند.

28- اگر همه چیز مهم باشد, پس بدان که هیچ چیز مهم نیست.

29- مدیران پیروزمند دنیای امروز, رمز پیروزی سازمان خود را بهره‌مندی از انسان‌ها فرهیخته می‌دانند.

30- حداکثر شادی و خشنودی انسان‌ها زمانی به دست می‌آید که در شغل هم‌راستا با شخصیت (هوشمندی)خود, به کار گمارده شوند.

31- نقش مدیر این است که به درون فرد نفوذ کند و هوشمندی بی‌همتای او را کشف کند و به عملکرد تبدیل نماید.

32-  مدیران برجسته نه تنها تفاوت کارکنان را می‌پذیرند, بلکه بر این تفاوت‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنند. شاگرد تنبل, احمق یا ضعیف وجود ندارد, تنها چیزی که وجود دارد معلم خوب یا ضعیف است.

34-  زندگی ارزشمندتر از آن است که تنها به امید فرارسیدن دوران بازنشستگی کار کنیم.

35- نه پیروزی پایدار است و نه شکست مرگ‌آور.

36- به کارکنانتان بگویید هیچ‌گاه اجازه ندهند قربانی واقع شوند; اما اگر چنین احساسی دارند بهتر است بروند جای دیگری کارکنند.

37- صدای کردار, از صدای گفتار بلندتر است.

38- هرگاه در بازی شطرنج در حای باختن هستم, به طور پیوسته از جای خود بلند شده و سعی می‌کنم صفحه را از پشت سر رقیبم نگاه کنم, آن گاه به حرکت‌های احمقانه‌ای که انجام داده‌ام پی می‌برم.

39- دانستن کافی نیست, باید اقدام کرد. خواستن کافی نیست, باید کاری کرد.

40- اگر می‌خواهید دلیل خوب کار نکردن کارکنانتان را بدانید, کنار آینه بروید و دزدانه بدان نگاه کنید.

41- جلسه‌ای که خوب اداره نشود, حاصلی جز اتلاف زمان ندارد.

42- بهترین راه پیش‌بینی آینده, ساختن آن است.

43- یک مشتری خشنود, رضایتش را به سه نفر می‌گوید, اما یک مشتری ناخشنود ۲۰ نفر را باخبر می‌کند.

44- کسی را سرزنش نکنید, به جای بحث دربارهء این‌که چه کسی باعث وقفه در پیشرفت است, در مورد این‌که چه چیز مانع پیشرفت است بحث کنید.

45- زمانی دست از کار بکشید که کار شما انجام شده باشد, نه آنگاه که خسته شده‌اید.
 
                                                    منبع: عصر ایران
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 12:25  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                               بسمه تعالی

زندگی در بهترین حالت خود، آشفته و پرهرج و مرج است. همه ما همیشه در عجله هستیم، چند کار را به طور همزمان انجام می دهیم و سعی می کنیم برای همه آدم ها همه کار بکنیم و ندرتاً وقت کافی برای خودمان می گذاریم. همه ما در جستجوی آرامشیم اما معمولاً آنچه که لازمه دستیابی به آن است را انجام نمی دهیم و دنبال راه هایی برای به دست آوردن آرامش می رویم که فقط هرج و مرج زندگیمان را بیشتر می کنند.

در این مقاله راه های ساده ای برای ایجاد آرامش در زندگی به شما پیشنهاد می کنیم:

1) بدانید که کنترل هیچ چیز در دنیا به جز خودتان در دست کسی نیست. خودتان تنها چیزی هستید که کنترل کامل روی آن دارید. وقتی این مسئله را درک کنید، و براساس آن دیدگاه و عملکردهایتان را تغییر دهید، زندگیتان بیش از پیش آرام خواهد شد. وقتی سعی می کنید آدم های دیگر یا موقعیت هایی که فرای کنترل شماست را کنترل کنید، فقط زمانتان را هدر می دهید و بر آشفتگی زندگیتان اضافه می کنید.

2) برخی روابطتان را قطع کنید و روابط جدید ایجاد کنید. این کار چندان ساده نیست اما اگر زندگی آرامی می خواهید، باید اینکار را انجام دهید. در زندگی اکثر ما یکی دو نفر هستند-یا شاید هم بیشتر-که تاثیر چندانی روی زندگیمان ندارند. البته این به معنی پیدا کردن دوستانی که هیچ کاری برایتان نکرده اند نیست.

موضوع این نیست که این افراد چه کاری برای شما انجام داده اند. مسئله این است که از نظر احساسی چه کمکی به شما کرده اند و چقدر سطح انرژیتان را بالا برده اند. منظور ما دوستانی است که مشکلات بیشماری در زندگیشان دارند و هربار که شما را می بینند فقط درمورد آن مشکلات منفی بافی می کنند.

قطع رابطه با افراد کار سختی است. در برخی موارد نمی توانید آنها را کاملاً از زندگیتان خارج کنید اما می توانید میزان رابطه تان را محدود کنید که کنترل آن کاملاً در دست خودتان است. می توانید این افراد را با دیگرانی جایگزین کنید که به رابطه و زندگیتان ارزش میدهند و مطمئن باشید که خودتان هم تعجب می کنید سطح انرژیتان، آرامش خاطرتان، خوشبختیتان و زندگیتان به طور کل بعد از این جابجایی چه تغییر شگرفی می کند.

3) درهم و برهمی زندگیتان را کمتر کنید. این به آن معنی نیست که همه وسایلتان را بیرون بریزید. نه، منظورمان این است که کمدها، طبقه ها و اثاثیه منزل و محل کارتان را مرتب کنید. در این مرتب کردن خودتان را از شر هر چیزی که به دردتان نمی خورد، لازم ندارید، استفاده نمی کنید و می توانید به راحتی بدون آن زندگی کنید خلاص کنید. می توانید این وسایل را به دیگران ببخشید، بفروشید یا در سطل آشغال بریزید.

4) اگر در روابط شخصیتان اختلافاتی دارید و هنوز از آن ناراحتید، رابطه تان را بهبود بخشید. بروید و با فرد مورد نظر صحبت کنید و احساستان را با او در میان بگذارید. اگر لازم باشد، عذرخواهی کنید و بخشش بخواهید یا از طرفتان معذرت خواهی طلب کنید و او را ببخشید. اگر آن رابطه ارزش نگه داشته شدن را داشته باشد، مطمئن باشید که می توانید آن را حفظ کنید. درغیراینصورت موجب ایجاد ناسازگاری و اختلاف می شود که بعد مجبور می شوید آن را قطع کنید.

5) بودجه و خرج و مخارجتان را از نو ارزیابی کنید. پول همه چیز را خیلی پیچیده می کند و برایتان آرامش نمی آورد. از قدیم گفته اند که پول خوشبختی نمی آورد اما لزوماً این جمله صحیح نیست. اگر نتوانید اجاره خانه را پرداخت کنید و صاحبخانه بیرونتان کند، خوشبت خواهید بود؟ مسلماً نه. اگر نتوانید هزینه تحصیلات فرزندانتان را فراهم کنید، خوشبخت خواهید بود؟ نه. اگر نتوانید قبض ها و مالیات ها را پرداخت کنید، سالی یکبار به مسافرت بروید یا برای فرزندانتان لباس نو بخرید خوشبخت خواهید بود؟ معلوم است که نه.

پول برایتان امنیت و راحتی می آورد و نقش خیلی مهمی در خوشبختی کلی ما دارد. خرج و مخارج های غیرضروری را قطع کنید و پول بیشتری پس انداز کنید. دنبال شغل های پردرآمدتری باشید و مطمئن شوید که امنیت مالی خانواده فراهم باشد.

6) خودتان را ببخشید. به اشتباهات گذشته تان فکر کنید. ببینید کجای کارتان غلط بوده است و خودتان را ببخشید و بعد آن را به کلی از مغزتان بیرون کنید. ما از اشتباهاتمان درس می گیریم اما این به آن معنی نیست که باید همیشه این اشتباهات را در ذهنمان نگه داریم. همه ما انسانیم و حتی باهوش ترین انسانها هم اشتباه می کنند. پس خودتان را ببخشید و به زندگی ادامه دهید.

7) اخبار را خاموش کنید. مطمئناً نیاز دارید از آنچه که در دنیا می گذرد مطلع باشید. اکثر ما هر روز و گاهاً هر ساعت در پی اخبار جدید هستیم. از اینترنت استفاده کنید و از سرویس هایی مثل گوگل بخواهید که اخبار را به ایمیلتان پست کنند. فقط یک یا دو بار در هفته به سراغ این اخبار بروید و آنها را مطالعه کنید و دقت کنید که این زمان اصلاً عصرها نباشد که می خواهید خستگی آن روزتان را برطرف کنید.

8) برای هر هفته تان برنامه ریزی کنید. تا آنجا که در توانتان است آن برنامه را کامل جلو ببرید اما این را هم باید بدانید که بعضی اوقات لازم است که برنامه تغییر کند. اوقات فراغتتان را مشخص کنید و برنامه ریزی کنید که در آن اوقات سرگرمی های محبوبتان را انجام دهید.
 
9) استفاده از تکنولوژی را در زندگیتان محدود کنید. تکنولوژی آرامش نمی آورد. کامپیوتر بااینکه خیلی معصوم به نظر می رسد اما وقتی قرار باشد همه روز با انگشت روی دکمه های بزنید چندان معصوم نیست. اگر کمی درمورد آن فکر کنید، کاری طاقت فرسا به نظر می رسد. عادت کنید که کامپیوتر، تلویزیون، و تلفن همراه را خاموش کنید و با آرامش خیال بیرون بروید و از زندگیتان لذت ببرید.

10) برای خودتان وقت بگذارید. خیلی ها اهمیت این مسئله را فراموش می کنند. وقتی زمانی را فقط مخصوص خودمان کنار بگذاریم و هیچ چیز دیگری ذهنمان را به خود مشغول نکند، می توانید به رویاها و آرزوهایمان فکر کنیم و از آن لذت ببریم و ریلکس شویم. این بالاترین آرامش را نصیبتان می کند.

در هیاهوی دنیای امروز، زندگی همانقدر پیچیده می شود که خودتان بخواهید. این به خودتان بستگی دارد که چه چیزهایی را در زندگیتان قبول کنید، اینکه دنیا را چطور ببینید و درمورد کارهای خودتان چه فکری بکنید. اما باوجود همه هرج و مرج ها می توانید آرامش را به زندگیتان برگردانید.

                                      منبع: عصر ایران

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 14:36  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                           بسمه تعالی

ابراهام لينكن نامه اي به آموزگار پسرش نوشت،كه بخشهايي از آن ايفا د مي گردد:

.......او بايد بداند كه همه مردم عادل و صادق نيستند اما به فرزندم بياموزيد كه به ازاء هر شياد ،انسانهاي درست و صديق هم وجود دارند.به او بگوييد در ازاء هر سياستمدار خودخواه، رهبر با اهميتي نيز وجود دارد.به او بياموزيد كه در ازاء هر دشمن،دوستي نيز هست.                                                مي دانم كه وقت مي گيرداما به او بياموزيد اگر با كارو زحمت خودش يك دلار كاسبي كند بهتر از اين است كه جايي روي زمين پنج دلار پيدا كند.به  او بياموزيد كه ازباختن پندبگيرد و از پيروز شدن لذت ببرد.او را ازغبطه خوردن بر حذر داريد و به او نقش و تاثير مهم خنديدن را ياد آور شويد. اگر مي توانيد به نقش مهم كتاب در زندگي را آموزش دهيد.  به او بگوييد كه تعمق كند.به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود. به گلهاي درون باغچه و به زنبورها كه در هوا پرواز مي كنند دقيق شود.به فرزندم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اين است كه مردود شود اما با تقلب به قبولي نرسد. به پسرم ياد بدهيد با ملايم  ملايم و با گردن كشان،گردن كش باشد.به او بگوييد به عقايدش ايمان داشته باشد،حتي اگر همه در جهت خلاف او حرف بزنند.به پسرم ياد بدهيد كه همه حرفها را بشنود و سخني را كه بنظرش درست مي رسد انتخاب كند.

‹ارزشهاي زندگي را به فرزندم آموزش دهيد›

اگر مي توانيدبه فرزندم ياد دهيد كه در اوج اندوه تبسم كند.  به او بياموزيد كه در اشك ريختن خجالتي وجود ندارد.به او بياموزيد كه مي تواند براي فكر و شعورش مبلغي تعيين كند اما قيمت گذاري براي دل بي معناست. به او بگوئيد تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي داند،پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد.در كار تدريس به فرزندم ملايمت به خرج دهيد اما از او يك ناز پرورده نسازيد،بگذاريد كه شجاع باشد.به او بياموزيد كه به خدا و مردم اعتقاد داشته باشد.....

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 20:21  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                           بسمه تعالی

حضرت علی (ع ) می فرماید :    

"آفت حکومت ها چهار چیز است:
 واگذاشتن و ضایع ساختن اصول
 تمسک به فرعیات و پرداختن به امور غیر مهم
 مقدم ساختن انسان های فرومایه و پست
 به عقب راندن و بی توجهی به انسان ها فرهیخته ".
                      

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 10:13  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                                      بسمه تعالی

رسول گرامی اسلام (ص) می فرماید :

"بهترین یاران کسی است که ناسازگاریش اندک و سازگاریش بسیار باشد" .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 11:36  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                            بسمه تعالی

رهبري يك سازمان براي انطباق با تغييرات و به منظور بقا و رشد در محيطهاي جديد، ويژگيهاي خاصي را مي طلبد كه عموماً مديران براي پاسخ به آنها با مشكلات بسياري مواجه مي شوند. يكي از مهمترين خصيصه ها كه مي تواند به رهبران و مديران در پاسخ به اين تغييرات كمك كند، هوش هيجاني است. هوش هيجاني موضوعي است كه سعي در تشريح و تفسير جايگاه هيجانهاي و احساسات در توانمنديهاي انساني دارد. مديران برخوردار از هوش هيجاني، رهبران مؤثري هستند كه اهداف را با حداكثر بهره وري ، رضايتمندي و تعهد كاركنان محقق مي سازند. با توجه به اهميت هوش هيجاني درمديريت ،اين مقاله به بررسي ابعاد هوش هيجاني درمديريت ،رشد وتوسعه رهبري درمحيط کاروروش آموزش هوش هيجاني درسازمان مي‌پردازد.

مقدمه
امروزه بسياري ازسازمانها دستخوش تغييرند وهرگونه تغيير نيازمند کارکنان ومديراني است که انطباق پذير بوده وباتغييرها سازگار شوند.دراين ميان تعامل اجتماعي به شيوه اي شايسته وثمربخش براي بيشتر مديران و رهبران به عنوان عنصر کليدي درمديريت تغييرهاي سازماني اهميت فزاينده اي دارد.
بررسيها نشان داده است که گوي رقابت آينده را مديراني خواهند برد که بتوانند به طور اثربخش ونتيجه بخش با منابع انساني خودارتباط برقرارکنند.دراين زمينه هوش هيجاني (EMOTIONAL INTELLIGENCE=EI) يکي ازمولفه هايي است که مي تواند به ميزان زيادي درروابط مديران با اعضاي سازمان نقش مهمي ايفا کندوبه گفته گلمن (1998)شرط حتمي واجتناب ناپذير درسازمان به حساب مي آيد.اخيرابرخي ازدانشمندان نيز دريافته‌اند که هوش هيجاني بااهميت تراز بهر ه هوشي (IQ) براي يک مدير ورهبر است .
امروزه هوش هيجاني به عنوان نوعي هوش تبيين شده است که هم شامل درک دقيق هيجانهاي خود شخص وهم تعبير دقيق حالات هيجاني ديگران است .هوش هيجاني ،فرد رااز نظرهيجاني ارزيابي مي كند، به اين معني که فرد به چه ميزاني ازهيجانها واحساسهاي خود آگاهي دارد وچگونه آنها راکنترل واداره مي کند. نکته قابل توجه درراستاي هوش هيجاني اين است که تواناييهاي هوش هيجاني ذاتي نيستند، آنها مي توانند آموخته شوند .

ابعاد هوش هيجاني در مديريت و رهبري
گلمن، بوياتزيس و ري (1999) نيز اجزاي هوش هيجاني را به شرح زيربيان کرده اند:
1) خودآگاهي: خودآگاهي يا تشخيص احساس در همان زمان كه در حال وقوع است، بخش مهم و كليدي هوش هيجاني را تشكيل
مي دهد. توانايي کنترل و اداره لحظه به لحظه احساسها نشان از درک خويشتن و بصيرت روان شناسانه دارد. مديران و رهبراني كه
درجه اي بالا از خود آگاهي دارند، با خود و ديگران صادق هستند و مي دانند كه چگونه احساسهايشان بر آنها، ساير مردم و عملكرد شغلي‌شان تاثير مي گذارد. آنها با يك احساس قوي از خودآگاهي، با اعتماد به نفس و در استفاده از
قابليتهايشان كوشا هستند و مي دانند چه وقت درخواست كمك كنند.
2) خودنظم دهي: كنترل و اداره احساسات مهارتي است كه بر پايه خود آگاهي شكل مي گيرد. مديران ورهبران قادرند محيطي از اعتماد و انصاف خلق كنند. عامل خود نظم دهي به دلايل رقابتي بسيار مهم است، زيرا در محيطي كه سازمانها مستهلك مي شوند و فناوري كار با سرعتي گيج كننده تغيير شكل مي يابد. فقط افرادي كه بر هيجانهايشان تسلط يافته اند، قادر به انطباق با اين تغييرها هستند.
3) انگيزش: هدايت احساسها در جهت هدف خاص براي تمركز توجه و ايجاد انگيزه در خود بسيار مهم است. كنترل احساسها زمينه ساز هر نوع مهارت وموفقيت است و كساني كه قادرند احساسهاي خود را به موقع برانگيزانند، در هر كاري كه به آنان واگذار شود، سعي مي كنند مولد وموثر باشند. رهبران با انگيزه براي رسيدن به ماوراي انتظارهاي خود و هركس ديگر حركت مي كنند. كليد واژه اين رهبران، پيشرفت است. رهبراني كه بالقوه رهبر هستند، ميل به پيشرفت در آنها دروني شده و براي رسيدن به پيشرفت برانگيخته مي شوند. شور، اولين علامت رهبران با انگيزه است كه به وسيله آن عشق به يادگيري دارند، به انجام خوب شغل مبادرت
مي كنند و يك انرژي خستگي ناپذير براي بهتر انجام دادن كارها نشان مي دهند. تعهد سازماني علامت ديگر است. وقتي افراد شغلشان را براي خودش دوست دارند. به سازماني كه در آن مشغول بكارند، احساس تعهد مي كنند و به طور قابل ملاحظه اي موقعي كه علايم بر ضد آنهاست، خوش‌بين باقي مي مانند.
4) همدلي: توانايي ديگري كه براساس خودآگاهي هيجاني شكل مي گيرد، همدلي با ديگران است كه نوعي مهارت مردمي محسوب
مي شود. رهبران همدلي سعي مي كنند همه را راضي كنند. آنها با ملاحظه و فكر، احساسهاي كاركنان را همراه با ساير عوامل در تصميم گيريها در نظر مي گيرند. امروزه همدلي به عنوان جزئي از رهبري بسيار مهم است، رهبران همدل بيشترين همدردي را با افراد اطرافشان نشان مي دهند. آنها دانش خود را براي پيشرفت سازمانشان به روشهاي ظريف اما با اهميت استفاده مي كنند.
5) مهارت هاي اجتماعي يا تنظيم روابط با ديگران: هنر ارتباط با مردم به مقدار زياد، مهارت كنترل و اداره احساسهاي ديگران است. اين مهارت نوعي توانايي است كه محبوبيت، قوه رهبري و نفوذ شخصي را تقويت مي كند. رهبران داراي سطوح بالاي تواناييهاي هيجاني مي باشند. اغلب با روحيه هستند. افراد ماهر از نظر اجتماعي به حوزه وسيعي از آشناييها و همچنين مهارتها براي ايجاد رابطه تمايل دارند. اين افراد در مديريت گروهها ماهر هستند. مهارتهاي اجتماعي مي تواند به عنوان كليد قابليتهاي رهبري در اكثر سازمانها در نظر گرفته شود، زيرا وظيفه رهبر انجام كار از طريق ديگرافراد است. در اين راستا رهبران به مديريت موثر روابط نياز دارند ومهارتهاي اجتماعي آن را ممكن مي سازد.
ماير،سالووي وکارسو (1990)نيز براي هوش هيجاني چهاربعدتشخيص داده اند که عبارتند از:
1) شناسايي هيجانها در خود و ديگران: ضروري ترين توانايي مرتبط با هوش هيجاني اين است كه از هيجانها و احساسهاي خودآگاه باشد. توانايي خودآگاهي به مديران اجازه مي دهد تا نقاط قوت و ضعف خود را بشناسند و به ارزش خود اعتماد پيدا كنند. مديران خود آگاه براي آزمون دقيق روحيات خود از خود آگاهي استفاده مي كنند و به طور شهودي و از راه درك مستقيم مي دانند كه چگونه ديگران را تحت تاثير قرار دهند.
2) كاربرد هيجانها: کاربرد هيجانها،توانايي استفاده از هيجانها درکمک به کسب نتايج مطلوب ،حل مسايل واستفاده ازفرصتهاست. اين مهارت شامل توانايي مهم همدلي و بينش سازماني است. مديراني كه از اين توانايي برخوردارند. هيجانها و احساسهاي ديگران را بيشتر عملي مي سازند تا اينكه آنها را حس كنند. آنان نشان مي دهند كه مراقب هستند. علاوه بر اين، آنان در زمينه شناخت روند سياستهاي اداري تخصص دارند. بنابراين، مديران برخوردار از آگاهي اجتماعي دقيقاً مي دانند كه گفتار و كردارشان برديگران تاثير مي گذارد و آن قدر حساس هستند كه اگر كلام و رفتارشان تاثير منفي داشته باشد، آن را تغيير مي دهند.


3) توانايي درک و فهم هيجانها: توانايي درک هيجانهاي پيچيده وآگاهي ازعلل آنهاوچگونگي تغيير هيجانها ازيک حالت به حالت ديگر رادرک هيجانها مي نامند. مديراني كه از اين توانايي برخوردارند، از اين مهارتها در جهت گسترش شور و اشتياق خود و حل اختلافهااز طريق شوخي و ابراز مهرباني استفاده مي كنند. آنها به كمك اين تواناييها مي توانند بفهمند كه چه چيزي موجب برانگيختن يا عدم برانگيختن افراد يا گروهها مي شود و در نتيجه مي توانند همكاري بهتري را با ديگران برنامه ريزي كنند.
4) مديريت هيجانها: مديريت هيجانها،توانايي کنترل واداره کردن هيجانها درخود و ديگران است. مديراني كه اين توانايي را دارا هستند، اجازه نمي دهند بدخلقي هاي گاه و بيگاه در طول روز از آنها سربزند. آنان از توانايي مديريت هيجانها به اين منظور استفاده مي كنند كه بدخلقي و روحيه بد را به محيط كاري و اداره وارد نكنند يا منشا و علت بروز آن را به شيوه اي منطقي براي مردم توضيح دهند. بنابراين، آنها مي دانند كه منشا اين بدخلقي ها كجاست و چه مدت ممكن است به طول انجامد.
«جردن»، «اشانازي»، «هارتل» و «هوپر» (1999) ابعاد هوش هيجاني در محيط كار را به صورت مدل نشان
داده اند. در اين مدل بر اساس ابعاد ماير، سالووي و كارسو، شاخصهاي فرعي تر تبيين و ارتباط آنها با هوش هيجاني مرتبط با خود و ديگران كه تشكيل دهنده هوش هيجاني محيط كار است. به صورت شكل 1 بيان شده است (شكل شماره يك).

هوش هيجاني و رهبري گروه
توانايي به كارگيري هيجانات يا توليد هيجانها براي تسهيل حل مسئله در كارآيي اعضاي گروه نقش مهمي را ايفا مي كند. در واقع بارساد (2000) از دانشكده مديريت ييل در مطالعه اي كه راجع به شناخت هيجاني انجام داد، دريافت كه گسترش هيجانهاي مثبت در داخل گروهها، همكاري و مشاركت اعضاي گروه را تسهيل كرده، تعارض را كاهش داده و ميزان كارآيي اعضاي گروه را بهبود مي بخشد. رايس (1999) متخصص آمريكايي در زمينه منابع انساني، مقياس چند عاملي هوش هيجاني را روي 164 نفر از كاركنان عادي و 11 نفر از رهبران اين كاركنان كه در يك شركت بيمه مشغول به كار بودند، اجرا كرد و با اين آزمون به ارزيابي هوش هيجاني آنان پرداخت. همبستگي بين نمره هاي مربوط به گروه رهبران درآزمون هوش هيجاني با نمره هاي كارآيي آنان كه توسط مديران اداره درجه بندي شده بود (51/0= r) محاسبه شد. همبستگي بين ميانگين نمره هاي گروه در آزمون هوش هيجاني و امتيازبندي مديران از عملكرد آنان در ارائه خدمات به مشتريان (46/0= r) بود. در اين بررسي، رابطه بين هوش هيجاني و عملكرد پيچيده بود. مثلاً نمره هوش هيجاني بالاتر رهبر گروه كه از طريق آزمون هوش هيجاني اندازه گيري شده بود، با امتياز بندي مديران از نظر دقت گروه در رسيدگي به شكايات مشتريان، رابطه منفي (35/0= r) داشت، در حالي كه عملكرد امتيازبندي شده توسط اعضاي گروه همبستگي مثبت و نسبتاً بالايي (58/0 = r) با هوش هيجاني داشت.
يك گروه تيم تحقيق استراليايي كه توسط «جردن»، «اشانازي»، «هارتل» و «هوپر» (1999) رهبري مي شد. عملكرد 44 گروه را طي دوره زماني 9 هفته‌اي مورد بررسي قرار داد. هوش هيجاني اعضاي گروهها با استفاده از يك مقياس خود سنجي كه براساس مدل ماير و سالووي طراحي شده بود، اندازه گيري شد. محققان، عملكرد گروههايي كه در زمينه هوش هيجاني بالا يا پائين بودند را تحليل كردند. در آغاز مطالعه، عملكرد گروههايي كه هوش هيجاني بالايي داشتند. به طور معناداري بيشتر از عملكرد گروههايي بود كه هوش هيجاني پائيني داشتند و در پايان هفته نهم، عملكرد هر دو گروه در يك سطح قرار داشت.
با توجه به نتايج اين بررسيها و ساير مطالعه ها به نظر مي رسد كه هوش هيجاني به عنوان يك عامل واسطه اي و سازمان دهنده مي تواند موجب بهبود عملكرد گروه شود. زيرا براي گرو ه اين امكان را فراهم مي آورد كه به طور وسيع وموثر به شكل هماهنگ درآيد. همچنين به نظر مي رسد كه گروههايي كه از نظر هوش هيجاني در حد پاييني قرار دارند، به وقت بيشتري نياز داشته باشند تا نحوه كاركردن موثر را در قابل يك گروه هماهنگ تجربه كنند.

روشهاي صحيح اجراي برنامه آموزش هوش هيجاني
در اجراي برنامه هاي هوش هيجاني در سازمان بايد به چند اصل مهم توجه داشت. اين اصول عبارتند از:(كارسو و ولف، 2001).
- مشخص كردن اهداف سازمان به طور واضح؛
- ايجاد پيوند بين آموزش و اهداف سازمان؛
ارزيابي دقيق كاركنان در برنامه آموزشي براي مشخص ساختن تواناييهاي پايه و نيازهاي فردي آنان؛
- انطباق طرح برنامه آموزشي با تواناييها و ضعفهاي كاركنان؛
- تهيه و تدوين ساختار جلسه ها؛
- استفاده از تمرينهاي عملي، مطالعات موردي و روش ايفاي نقش؛
- برقراري ارتباط و پيوند بين آموخته ها و تجارب دنياي واقعي كاركنان؛
- فراهم ساختن فرصتهايي براي تمرين آموخته ها؛
- پيش بيني فرصتهاي متعدد براي دادن بازخورد؛
- استقاده از موقعيتهاي گروهي براي ايفاي نقش و مهمترين رفتارهاي اجتماعي وآموزش آنها؛
- نشان دادن نيازهاي اختصاصي هر فرد به او به طور خصوصي و محرمانه؛
- فراهم ساختن منابع حمايتي و تقويتي براي كاركنان در برنامه طي مرحله پيگيري.

نتيجه گيري
سازمانها براي اينكه بتوانند درمحيط پرتلاطم ورقابتي امروزباقي بمانند، بايدخودرابه تفكرهاي نوين كسب وكارمجهزسازند و به طورمستمر خود را بهبود بخشند. رهبري اين گونه سازمانها بسيار حساس و پيچيده است وزماني اين حساسيت دو چندان مي شود كه رهبر با تغييرهاي انطباقي روبه رو باشد كه بسيار متفاوت از تغييرهاي فني است. مشكلات فني از طريق دانش فني و فرآيندهاي متداول حل مسئله قابل حل هستند، در حالي كه مشكلات انطباقي در برابر اين گونه راه حلها متفاوت است. رهبري يك سازمان براي انطباق پذيري با تغييرها و به منظور بقا و رشد در محيطهاي جديد كسب و كار، ويژگيهاي خاصي را مي طلبد كه عموماً مديران براي پاسخ به آنها با مشكلات بسياري مواجه مي شوند. در اين زمينه يكي از مهمترين مولفه هاي شخصيتي كه مي تواند به رهبران و مديران كمك كند. هوش هيجاني است. با توجه به اينكه هوش هيجاني، توان استفاده از احساس و هيجان خود وديگران دررفتار فردي و گروهي در جهت كسب حداكثر نتايج با حداكثر رضايت است. بنابراين، تلفيق دانش مديريتي و تواناييهاي هيجاني در مديريت مي تواند در سوق دادن افراد به سوي دستيابي به هدف كارساز و مفيد باشد. 
                       ( مطلب عینا" از ماهنامه تدبیر نقل شده است .)

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 14:8  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                              بسمه تعالی

۱ـ تقوی

۲- تذکر

۳- توکل

۴-اخلاص

۵- تضرع.

         " نقل از کتاب استعاذه شهید دستغیب "

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 9:39  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                                بسمه تعالی

 بر اساس تحقیات به عمل آمده بر روی هزار نفر از مدیران ارشد

در سازمانهای مختلف ثابت شده است که رابطه مستقیمی بین

کارایی مدیران با مسئولین دفاترشان وجود دارد در این تحقیق

ثابت می شود که در برخی موارد حتی تا ۳۰۰درصد کارایی یک

مدیر با انتخاب مسئول دفتر توانمند و آموزش دیده  افزایش می یابد .

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 10:32  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                                بسمه تعالی

غلام و بنده آنم که زیر چرخ کبود

       ز هر چه قید تعلق پذیرد آزاد است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 10:24  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                                         بسمه تعالی  
 بشر با وجود سالهای طولانی که صرف دانش آموختن کرده است در برابر بسیاری از سئوالات موجود در جهان همچنان ناتوان است، سئوالاتی که توانایی های علمی انسان را در زمینه های فیزیک، ریاضی، شناختی، و نجوم زیر سئوال می برد.

به گزارش مهر، پروژه کشف برترین رازهای علم در حدود دو سال پیش توسط نشریه لایو ساینس آغاز شد و طی آن از چندین دانشمند در زمینه های مختلف در این باره سئوالهایی پرسیده شد. در نهایت از میان 14 پدیده مطرح شده 10 پدیده به عنوان برترین سئوالهای بی جوابی که انسان همچنان در جستجوی آن به سر می برد توسط این نشریه ارائه شده است.

عامل تکامل چیست: بارها تکرار شده است که عامل شکل گیری تکامل انتخاب طبیعی است. این دلیل به عنوان موتور اصلی که تولید ارگانیسمها و موجودات پیچیده را به عهده دارد و همچنین به عنوان یکی از برترین تئوری های علمی شناخته می شود. اما آیا تکامل بر اساس انتخاب طبیعی تنها توضیح برای شکل گیری ارگانیسمهای پیچیده است؟ به گفته ماسیمو پیگلیوجی از بخش اکولوژی و تکامل دانشگاه استونی بروک در نیویورک، این سئوال یکی از برترین رازهای کنونی علم به شمار می رود. آیا تکامل تنها تحت تاثیر انتخاب طبیعی قرار دارد یا خصوصیات دیگری نیز در شکل گیری آن دخیل هستند؟

در درون یک زلزله چه رخ می دهد: قرارگیری چنین سئوالی در لیست رازهای علمی جهان کمی دور از ذهن به نظر می آید. اما واقعیت این است که انسان تا کنون اطلاعات دقیقی از آنچه در اعماق سیاره زادگاهش در حال وقوع است، ندارد. متخصصان می توانند با دقتی بالا مکان آغاز و نوع گسلی که در آغاز زلزله شرکت داشته است را تعیین کنند. حتی امکان پیش بینی مدت پس لرزه ها نیز وجود دارد. اما تا کنون به صورت قطعی آنچه در هنگام زلزله در حال وقوع است مشخص نشده است. طبیعت و نیروهای طبیعی که گسلها را حفظ کرده و سپس آنها را رها می کنند، همچنان ناشناخته باقی مانده اند.

تام هیتون زمین شناس دانشگاه کلتک معتقد است مشکل لغزش اصطکاکی در زلزله ها یکی از اصلی ترین مشکلات موجود در علوم زمینی است و اکنون به یکی از بزرگترینها رازها در اصول فیزیکی زلزله تبدیل شده است.

من کیستم: طبیعت خودآگاهی از گذشته های دور روانشناسان و دانشمندان شناختی را پریشان و سردرگم کرده بود. جوزف دیلاکس عصب شناس دانشگاه نیویورک معتقد است در حالیکه انسان بر این باور است که عاملی مستقل به حساب می آید، اینگونه نیست. تمامی اعمال انسان تحت تاثیر فرایندی ناخودآگاه و محیطی قرار دارد. درک چگونگی تصمیم گیری هشیارانه، داشتن ذهنی مستقل و شخصی، روح و ... از عواملی هستند که پاسخ آنها بیش از چندین دهه از انسان فاصله دارند. اینگونه به نظر می رسد که بشر زمان زیادی را برای پاسخ دادن به حیاتی ترین سئوال زندگی خود نیاز خواهد داشت.

زندگی چگونه بر روی زمین شکل گرفته است: شواهد اولیه نشان می دهد حیات اولیه میکروبها در زمین به بیش از سه بیلیون سال پیش باز می گردد و هیچکس از چگونگی آغاز آن آگاه نیست. ایده های مختلفی مانند واکنشهای شیمیایی زنجیره ای در بستر دریاها وجود دارند. دیانا نورتآپ از بیولوژیستهای دانشگاه نیومکزیکو معتقد است تئوری های زیادی درباره منشا حیات ارائه شده است که اثبات و یا رد آنها بسیار سخت و پیچیده خواهد بود.

مغز انسان چگونه عمل می کند: برخی بر این باورند که تسلط کاملی بر پاسخ علمی این سئوال ایجاد شده است. در واقع نمی توان انکار کرد که نسبت به دهه های گذشته اطلاعات بسیار بیشتری از عملکرد مغز در اختیار انسان قرار گرفته است اما با وجود بیلیونها نرون عصبی که هریک از هزاران اتصال برخوردارند نمی توان گفت که انسان درباره عملکرد مغز به قطعیت رسیده است.
به گزارش مهر، اسکات هیوتل از مرکز علوم عصب شناختی در دانشگاه داک در باره این موضوع می گوید: انسان بر این باور است که مغز را به طور کامل درک کرده است یا حداقل هر فرد با توجه به تجربیاتی که داشته مغز خود را درک کرده است. اما تجربیات شخصی هر انسان، راهنمای بسیار ضعیفی برای کشف عملکرد کامل مغز به شمار می رود. سئوالات زیادی از جمله چگونگی مطالعه، چگونگی تشکیل شبکه های نرونی، چگونگی یادگیری، به خاطر سپردن، عشق ورزیدن، شنیدن، حرکت کردن و یا هر عمل دیگری درباره مغز انسان بی پاسخ باقی مانده است. درصورتی که بتوان مغز را درک کرد، انسان خواهد توانست تمامی ظرفیتها و محدودیتهای فکری، احساسی، استدلالی، عشق و تمامی جنبه های حیات را درک کند.

بقیه جهان کجاست: دانشمندان پاسخ این سئوال را با توجه به پدیده های مرموز ماده و انرژی تاریک، بخش تاریک جهان می نامند. در واقع تنها تمامی گونه های ماده و انرژی که تا کنون در جهان یافته شده اند، تنها چهار درصد از کل ماده و انرژی واقعی و موجود جهان را تشکیل می دهند. میزانی که با هیچ برابری می کند. 96 درصد باقی مانده همچنان ناشناخته اند و دانشمندان برای یافتن آن به دورترین نقاط فضا و عمیق ترین نقاط زمین روی آورده اند.

عامل گرانش چیست: شاید گمان برود که جاذبه زمین کاملا درک شده و هیچ نکته مرموزی ندارد زیرا نیوتون آن را در زمانهای بسیار گذشته کشف کرده است. نیروی گرانش یکی از ضعیفترین نیروهایی است که تا کنون در جهان شناسایی شده و در حالت استاندارد فیزیکی هیچ توضیحی برای چگونگی عملکرد آن وجود ندارد. نظریه پردازان معتقدند شاید این نیرو در اثر ذرات بی حجم و کوچکی به نام گراویتونها که در میدانهای گرانشی جریان دارند، شکل گرفته است.
مارک جکسون، یکی از نظریه پردازان فیزیک در لابراتوار فرمی درایلینویز معتقد است گرانش از آنچه در حالت استاندارد فیزیک توضیح داده می شود، کاملا متفاوت است. زمانی که درباره تعاملات کوچک گرانشی محاسباتی انجام می گیرد جوابهای غیر عقلانی به دست می آید و می توان گفت علم ریاضی در توضیح این مسائل کاملا ناتوان است.

آیا نظریه ای برای توضیح همه چیز وجود دارد: فیزیکدانان از مدلهای استاندارد خوبی برخوردارند که می توانند جهان هستی را به صورت ذراتی ترسیم کند تا به این وسیله بتوان کوچکترین جرم و ماده موجود در جهان را از مغناطیس گرفته تا اتم توضیح داد. مدلهای استاندارد فیزیکی ذرات را نقاطی بسیار خرد می پندارند که اکثر آنها حامل نیروهای بنیانی هستند. دو مشکل بزرگی که این مدلها در پی دارند عدم توانایی توضیح گرانش و نامفهوم شدن در توضیح نیروهای بزرگ است. درصورتی که نظریه ای با توانایی توضیح انرژی های خارق العاده جهان اولیه به وجود آید که بسیاری ارائه چنین نظریه ای را غیر ممکن می دانند می توان گفت تئوری جهانی فیزیک به واقعیت پیوسته است.

آیا حیات بیگانگان واقعیت دارد: حیات همه جا، حداقل در سیاره زمین حضور دارد. در این صورت بسط دادن آن در تمامی جهان امری منطقی به نظر می رسد. با این حال نمونه ها و مطالعات انجام گرفته تنها در محدوده زمینی بوده است و به همین دلیل بسیار کوچک به شمار می روند. انسان اکنون آگاه است که عناصر حیات به صورت وسیعی پراکنده شده است و منظومه خورشیدی مشابه منظومه خورشیدی زمین وجود دارد.
جیل تارتر مدیر مرکز تحقیقات SETI در کالیفرنیا معتقد است انسان از تخیلات مملو و ساخته شده است، پس حداقل می توان تصور کرد که حیات دیگری نیز دور از چشمان انسان وجود دارد. به گفته فرانک ویلژک، برنده جایزه نوبل موسسه ام آی تی، نوع بشر از میان 4.5 بیلیون سال تاریخ شکل گیری زمین تنها طی 200 سال گذشته به تمدن علمی تکنولوژیکی دست یافته است. بر این اساس می توان انتظار داشت تمدنهای علمی و تکنولوژیکی زیادی وجود داشته باشند که به میلیونها و شاید بیلیونها سال زمان برای توسعه یافتن نیاز خواهند داشت.

جهان چگونه آغاز شد: مهمترین، اصلی ترین، مرموزترین و قدیمی ترین سئوال بی پاسخ در میان انسانها است که تمامی اسرار دیگر جهان را تحت الشعاع خود قرار داده است. برخی نظریه ها اعلام کرده اند که جهان در حدود 13.7 بیلیون سال پیش و پس از پدیده ای به نام انفجار بزرگ آغاز شده است. پس از این انفجار همه چیز در مدت کوتاهی شکل گرفت و در کمتر از یک چشم به هم زدن تحت تاثیر پدیده ای به نام تورم کیهانی، ابعاد کیهانی به خود گرفت. تئوری تورم کیهانی از ایده های بسیار قدرتمندی است که تا کنون امکان اثبات و بررسی شکل گیری آن به وجود نیامده است. تا زمان بی جواب باقی ماندن چنین سئوالی در علم محدود بشر، هیچ یک از دیگر سئوالها نیز مجالی برای یافته شدن و کشف شدن پیدا نخواهند کرد.
                               منبع : عصر ایران
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 11:58  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                 بسمه تعالی

۱-آرامش قلبی و قدرت روحی

۲-نورانیت و بصیرت دل

۳-وارستگی از لذات مادی

۴-جلب نظر الهی

۵-دوری از گناه

۶-خود یابی .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 23:10  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                                   بسمه تعالی

مراقب افکارت باش که گفتارت می شود

مراقب گفتارت باش که رفتارت می شود

مراقب رفتارت باش که شخصیتت می شود

مراقب شخصیتت باش که سرنوشت می شود .

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 9:9  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 

                                                   بسمه تعالی

آیا هیچ اندیشیده ایدکه سرچشمه اختلاف و تشت در میان انسانها چیست ؟ و چرا جنگ هفتاد دو ملت در میان بشریت در گرفته آنها را به گروههای متخاصم تبدیل کرده است ؟و حتی چرا در میان پیروان یک شخصیت آسمانی این همه اختلاف و جدایی به وجود آمده است آنها را از رسیدن به وحدت بازداشته است؟چرا عده ای که با نیت اولیه خدمت و انجام کار مثبت گرد هم می آیندوگروه و انجمن و حزب وسازمانی ...... تشکیل می دهند پس از اندک مدتی دچار اختلاف و چند دستگی می شوند و همان افراد متحد دیروز به گروههای متخاصم امروز تبدیل می گردند ؟این مساله تا آنجا پیش می رود که عده ای از هر گونه کار گروهی وحشت داشته و از بیم اختلافات محتوم بعدی از هر گونه کار دسته جمعی پر هیز می کنند وریشه آن وحشت و این پر هیز را در کجا باید جستجو کرد ؟

گر چه گاهی اختلاف در میان انسانها ناشی از عوامل فکری و اختلاف در تشخییص است ولی این نوع اختلاف با رجوع به موازین عقلی و منطقی و تسلیم به حق قابل حل است و در هر حال منتهی به مخاصمات و درگیریها و تشتت ها نمی گردد . آنچه سبب می شود اختلاف و خصومت در میان انسانها حکومت کند اسارت آنها در دام انواع خود خواهیها و تعصبات و عقده های منشعب از خودخواهی است وقتی هر کس در عالم خود به اسارت افتد و بر حول محور خود بچر خد و حاضر نشود از خود خواهی به نفع حق و حقیقت صرف نظر کند به خضوع در برابر حق بپر دازد در این صورت نه تنها اختلاف ا مری خلاف انتظار نیست بلکه طبیعی و قهری هم هست .

اگر با کنجکاوی در مباحثات و مناظرات نظر شود معلوم خواهد گردید که در اغلب موارد گرچه به ظاهر بحث و گفتگو به نیت روشن شدن حقیقت آغاز می شود اما در عمل در مسیر خود به تبدیل به منازعه بین (خود) ها می گردد به همین جهت اغلب به نتیجه مطلوب نمی رسد .

امام خمینی (ره) می فرمودند :

اگر تمامی انبیا را در یک شهر جمع کنند کوچکترین اختلافی باهم پیدا نمی کنند زیرا آنها از دام خود رسته اند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 13:4  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                             بسمه تعالی

" کسیکه چهل روز خودش را برای خدا خالص کند نفس و هوی را کنار بگذارد اثرش این است که چشمه های حکمت از دلش بر زبانش جاری شود ."

                          نقل از کتاب توحید شهید دستغیب

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 11:45  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
آقای رئیس جمهور در وبلاگ اش نوشت : 1388/03/09


بسم الله الرحمن الرحیم

ایام سوگواری فاطمیه را به پیشگاه حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و تمامی محبان حقیقی ایشان تسلیت می گویم و از خداوند متعال می خواهم که همه  ما را از رهروان آن وجود نورانی و پاک قرار دهد. ان شاء الله

مدت ها بود فشردگی برنامه های کاری اجازه نمی داد که در کنار مطالعه و بررسی دیدگاه های مردمی در این پایگاه، یادداشت جدیدی منتشر کنم. نوشته هایی داشتم، اما فرصتی مناسبی دست نمی داد تا آنها را برای انتشار آماده سازم.

فرا رسیدن ایام انتخابات، موجب شد تا به درخواست های مکرر مخاطبان و رسانه هایی که در این مدت همواره لطف داشته اند و خواستار فعالیت بیشتر این پایگاه بوده اند عمل کنم.

از طرف دیگر حقیقت این است که امکانات مالی برای هزینه های تبلیغات انتخاباتی ندارم و شخصا نیز از قبول کمک های مالی انتخاباتی به لطف خدا خودداری کرده ام و اصولا اعتقادی به این هزینه های هنگفت و سرسام آوری که امروزه  شاهد آن هستیم نداشته و ندارم. ستاد شخصی انتخاباتی هم ندارم. لذا شاید این پایگاه مجازی، در کنار فرصتی که صدا و سیما در اختیار نامزدها قرار می دهد مناسب ترین رسانه برای پاسخ به سوالات و اعلام دیدگاه ها و برنامه ها و گزارش عملکردها باشد.

از این رو بنا دارم به امید خدا در این فرصت باقی مانده تا انتخابات وقت بیشتری را صرف انتشار مطالب جدید کنم.

در عین حال می دانم که مردم فهیم کشورمان، از من انتظار ندارند مانند سایر نامزدهایی که از مدتها قبل به امر انتخابات مشغولند، با فراغ بال و خیالی آسوده بر انتخابات متمرکز شوم، چرا که نمی توانم به خود اجازه دهم بواسطه انتخابات، خللی در امور جاری کشور و انجام وظیفه دستگاه اجرایی حاصل شود. امیدوارم مردم بزرگوارمان عذر مرا در این زمینه بپذیرند.

اکنون مایلم درادامه نکاتی را درباره انتخابات متذکر شوم و برای روزهای بعد هم گفتنی ها بسیار دارم که اگر عمری بود با شما درمیان خواهم گذاشت.

***

رقابت های انتخاباتی در یک نظام الهی و آرمانی، به لحاظ روش ها و منش ها و اهداف و انگیزه ها، با مبارزات انتخاباتی در نظام های لیبرال تفاوت مبنایی و ماهوی دارد.

تمسخرو تخریب و دروغ و فریب، اگرچه در دنیای امروز از طرف بسیاری از سیاستمداران جهان به عنوان  ابزارهای مناسبی برای کسب قدرت شناخته می شوند، اما هیچ انسان آزاده ای باور نخواهد کرد که از این حربه ها برای خدمت به خلق بهره برداری شود.

باید از خود بپرسیم که در یک نظام دینی نامزدها با کدام انگیزه با هم رقابت می کنند؟ و اساسا رقابت بر سر چیست؟ آیا برای پیروزی از هر روشی می توان بهره برد؟ آیا امکان دارد نامزدی با هدف خیر پا به عرصه رقابت گذاشته باشد اما برای جلب اعتماد مردم و کسب آرای آنان به هر روش غیر اخلاقی متوسل شود و خدا را ناظر بر رفتار خود نبیند؟ مگر نه این است که در اندیشه دینی هدف وسیله را توجیه نمی کند؟

برایم سخت است که باور کنم افرادی برای رضای خدا و به قصد خدمت به مردم و رفع مشکلات آنان و یا به هر عنوان وارد عرصه انتخابات شوند ولی اخلاق را زیر پا گذاشته و دانسته دروغ بگویند و بدون هیچ خط قرمزی به دیگران تهمت بزنند.

چرخش برخی چهره ها و شعارها نیز برایم جالب است. جای بسی خوشحالی و در عین حال تعجب است که برخی سیاسیون که تا دیروز شعارهای عدالت طلبانه این دولت را به سخره می گرفتند امروز هر کدام در گرد یکی از نامزدها به تکرار همین شعارهای مردمی متوسل شده اند. امیدوارم که این مواضع جدید از سر صداقت و پشیمانی باشد و خدای ناکرده اغراض دیگری در میان نباشد.

اینکه اکنون برخی سیاسیون شعارخدمت به محرومان سر می دهند، و پس از اهانت های سخیفی که در سالهای قبل به دینداران و مراجع شد، امروز به یاد معنویت و مراجع عظام افتاده اند فی نفسه دستاورد مبارکی برای ملت  است،  اما فراموش نکنیم که در  منطق اسلامی هیچگاه هدف وسیله را توجیه نمیکند.

اگر فعالین انتخاباتی و رسانه ای در این مسیر مقدس،  بد اخلاقی را ترویج کنند، آنگاه بزرگترین خیانت را به فرهنگ و اخلاق عمومی جامعه روا داشته اند و واضح است که خیانت هرگز نمی تواند مقدمه خدمت باشد.

باید به جای توسل به دروغ و تخریب و نا امید کردن نسل جوان کشور که هزینه فرهنگی سنگینی را به جامعه فرهیخته و انقلابی ایران تحمیل می کند، از ابزارهای صحیح و منطقی رقابت و گفتگو بهره برد.

 چرا عده ای حتی دستاوردهایی را  که دشمنان ما را وادار به اعتراف به عظمت و توانایی ملت ایران کرد منکر می شوند و این افتخارات غرور آمیز را وارونه جلوه می دهند؟

چرا گروهی اصرار دارند فضای انتخاباتی کشور را با دروغ و تهمت و ناسزا بیالایند؟ چرا نمی گذارند مردم دوستانه سلیقه های مختلف خود را به معرض رقابت بگذارند؟ تخریب گران مطمئن باشند که این شیوه های غیر اخلاقی در جامعه اخلاقی ایران نتیجه معکوس خواهد داد.

مگر نه این است که انتخابات در کشور ما حقیقتا یک جشن ملی و عرصه نمایش شور و شعور و حماسه است؟ این حقیقت افتخار آمیز همان چیزی است که دشمنان ما را عصبانی و وحشت زده می کند و به همین دلیل است که نهایت تلاش خود را برای غبار آلود کردن فضا و ایجاد یاس و ناامیدی در آستانه هر انتخابات به کار می گیرند. متاسفانه عده ای نیز در داخل دانسته یا ندانسته دشمنان این ملت را یاری می کنند. این جشن ملی متعلق به تمام مردم ایران است و همه در آن دعوتند و هیچ کس حق ندارد خودخواهانه مانع حضور مردم شود و یا نشاط و شور و امید آنان را خدشه دار کند.

من تا کنون از حق خود گذشته ام، اما از همکاران خدوم و زحمت کش خود در سراسر دستگاه اجرایی کشور که این روزها، به واسطه برخی غرض ورزی ها و کینه توزی ها خدمات شایانشان نادیده گرفته می شود پوزش می طلبم و از آنها نیز می خواهم تا این ناملایمات را برای رضای خدا تحمل کنند.

البته شایعه سازان و تخریب گران را به خوبی می شناسم و میدانم که چرا تا این حد از این دولت کینه دارند و عصبانی هستند و البته به آنها حق می دهم!

از کسانی که دولت نهم منافع نامشروعشان را تهدید کرده است انتظاری جز هزینه کردن های بی حد و حساب برای تخریب دولت نمی رود. صادقانه می گویم که به کینه و حسادتی که اینان از من به دل دارند افتخار می کنم و خدا نیاورد آن روزی را که این گروه اندک و لی پرهیاهو، از من و همکارانم راضی باشند و بخواهند از تلاش های دولت قدردانی کنند.

اینان پس از هر موفقیت و دستاورد ملی، سراسیمه تشکیل جلسه می دهند که چگونه پیروزی ها را به کام مردم تلخ کنند اما در محاسبات خود اشتباه می کنند و هوشیاری و قدرت تحلیل مردم را همواره نادیده می گیرند. قدرت تحلیلی که در میان اقشار مختلف جامعه به وضوح دیده می شود و همواره قوت قلبی برای خدمتگذاران ملت است و باعث خنثی شدن توطئه ها می گردد.

البته در زمینه بداخلاقی های انتخاباتی و و پولهای ناپاکی که برای تخریبهای سازماندهی شده به جریان افتاده اند نیز گفتنی ها بسیار دارم، اما حقیقتا نمی خواهم در این ایام جشن ملی حضور سیاسی مردم، کام هموطنانم را با بیان این قبیل مسائل تلخ کنم.

این دولت تاکنون  ترجیح داده است  به جای آنکه وقت و انرژی خود را صرف پاسخ گویی به این مسایل کند، تمرکز خود را برای خدمت رسانی حفظ کند و ذهن خود را از اساس مشغول این شیطنت های رسانه ای ننماید.

اگر امروز دربرابر این هجمه های زهرآگین سکوت کرده ام برای مصالح مردم عزیزمان بوده است و اگر روزی این سکوت را بشکنم، از خدا می خواهم که جز برای دفاع از منافع و مصالح مردم صبورمان نباشد.

از اینکه خواسته های دیروز تخریبگران امروز را بر منافع ملت ترجیح نداده ام خرسندم و هرگز احساس پشیمانی نمی  کنم.

به نوبه خود از همه مردم عزیزمان می خواهم تا با حضور حماسی و فراگیر خود باردیگر نگذارند بدخواهان با ادبیات سیاه خود فضای انتخابات را مصادره کنند و یاس و ترس و تردید را اشاعه دهند. البته تجربه به ما ثابت کرده است که هرکجا مساله خیر و صلاح عموم مردم در میان باشد، شیطنت ها و کارشکنی ها نیز بیشتر خواهد بود. اما از مردم می خواهم که دربرابر این بداخلاقی های انتخاباتی، بدخواهان و غافلان را مایوس سازند. حضور گسترده مردم در انتخابات، فارغ از نتیجه آن خیر است و برای کشور نتیجه ای جز عزت و صلاح و سربلندی نخواهد داشت.

برای همه کسانی که صادقانه و از سر اخلاص به حمایت از نامزدهای مختلف میپردازند احترام می گذارم و اطمینان دارم  این اختلاف دیدگاه ها و سلیقه ها میان مردم ما کدورتی که دشمنان ملت انتظار آن را دارند ایجاد نخواهد کرد، و همه مردم پس از انتخابات فارغ از اینکه نتیجه حماسه حضورشان چه باشد، همچون گذشته در صفی واحد حامی و پشتیبان کشور و خدمتگزاران خود خواهند بود. والسلام
+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 14:52  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                                 

                 بسمه تعالی 

۱- مردم

۲- رهبری

۳- ایدئولوژی اسلامی انقلاب .

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 11:59  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 

                                                     بسمه تعالی

" هیچگاه از حجم زیاد کار نترسید زیرا هر قدر هم کار زیاد باشد در برابر اراده انسان ناچیز

است اگر عالم را بگردی خسته تر از من پیدا نمیکنی لیکن خدمت به اسلام و مسلمین

از همه بالاتر است کسی که دنبال حق میگردد و برای رضای خدا کار میکند نباید به فکر

این باشد که به او چه گفته اند و یا چه می گویند ." 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 10:21  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                       بسمه تعالی

ارزش هر کس به توانایی و تخصص اوست .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 11:51  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                             بسمه تعالی

اگر می خواهید کارمند موفقی باشید باید نکات زیر را رعایت نمائید .

۱- روحیات رئیس خود را شناسایی کنید

۲- به کارمندانی که سن آنها بالاتر از شماست احترام بگذارید

۳-عیوب کارمندان قبلی به طور مستقیم بازگو نکنید

۴-فقط به کار خود مشغول باشید

۵-کار هایت را به نحو احسن انجام دهید

۶-سطح علمی خود را بالا ببرید

۷-علاوه بر کار در شرکت به استراحت و تفریح بپردازید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:3  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                         بسمه تعالی

قضا چون نقش هستی با قلم کرد

برات گنج غم بر من رقم کرد

به جاهم گر رسانید از ته چاه

به خاکم گاه چون نقش قدم کرد

به زندانم گهی چون یوسف افکند

به تخت ملک گاهی محترم کرد .

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:45  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                             بسمه تعالی

فرآیند مدیریت استراتژیک شامل شش گام متوالی و مستمر است.

۱-تجزیه و تحلیل محیطی

۲- پایه گذاری جهت گیری سازمانی

۳- هدف گذاری

۴- تعین و تدوین استراتژی ها

۵- بستر سازی و اجرای استراتژی ها

۶- کنترل استراتژی ها .

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:36  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                               بسمه تعالی

پیامبر اسلام (ص) می فرماید :

هرگاه ده صفت در امت من پدید آید به ده کیفر دچار شوند .گفته شده یا رسول الله این صفات چیست فرمودند چون دعا کم کنند بلا نازل شود چون صدقه ندهند مرض فراوان شود هنگامی که از پرداخت زکات خودداری کنند حیوانات تلف شوند هرگاه پادشاه ستم کندباران نبارد  وقتی زنا شیوع یابد مرگ نابهنگام بسیار شود موقعی تظاهر و ریا زیاد شود زلزله فراوان گردد زمانی که به غیر حکم خدا حکم دهند دشمن بر انها مسلط گردد چون پیمان بشکنند ادم کشی رواج پیدا کند وچون کم فروشی کنند به قطحی دچار شوند .

                       ۰ نقل از کتاب هزار و یک سخن از انتشارات پیام اسلام قم ۰

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 19:11  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                         بسمه تعالی

۱- صرف زمان کمتر جهت دسترسی به اطلاعات

۲-دسترسی بیشتر و آسانتر به اطلاعات

۳- رفع محدودیت های مکانی

۴- مدیریت بهتر تیم های پراکنده

۵- افزایش بهره وری و کارآمدی

۶- تصمیم گیری سریع

۷- صرفه جویی در مصرف انرژی .

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 10:25  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                                    بسمه تعالی

پنج شرط اولیه موفقیت تجاری عبارتند از :

۱-کیفیت یا محصول منحصر به فرد

۲-زمان بندی مناسب

۳-سرمایه کافی

۴-منابع انسانی

۵-مدیریت کارامد

اگر عامل پنجم وجود نداشته باشد چهار عامل ابتدایی نیز نخواهند بود چرا؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 7:7  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                                    بسمه تعالی

استاد شهید مطهری با پنج جریان فکری در جامعه مبارزه کرد که عبارتند از :

۱-جریان فکری لیبرالیزم

۲- جریان فکری ماتریالیزم

۳-جریان روشنفکری (که متعقد به جدایی دین از سیاست بود )

۴-جریان التقاط (که معتقد به   ترکیب اسلام با مارکسیسم بود  )

۵-جریان تحجر و جمودگرایی.

امیدوارم که دوستداران انقلاب اسلامی ایران  از ادامه دهندگان راه این شهید بزرگوار باشند.

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 17:50  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 

                                                       بسمه تعالی

به نام خداوند بخشاينده مهربان ‏اين فرمانى است از بنده خدا،على امير المؤمنين،به مالك بن الحارث الاشتر.درپيمانى كه با او مى‏نهد،هنگامى كه او را فرمانروايى مصر داد تا خراج آنجا را گرد آوردو با دشمنانش پيكار كند و كار مردمش را به صلاح آورد و شهرهايش را آباد سازد.

او را به ترس از خدا و برگزيدن طاعت او بر ديگر كارها و پيروى از هر چه دركتاب خود بدان فرمان داده،از واجبات و سنتهايى كه كس به سعادت نرسد مگر به‏پيروى از آنها،و به شقاوت نيفتد،مگر به انكار آنها و ضايع گذاشتن آنها.و بايد كه‏خداى سبحان را يارى نمايد به دل و دست و زبان خود،كه خداى جل اسمه،يارى‏كردن هر كس را كه ياريش كند و عزيز داشتن هر كس را كه عزيزش دارد بر عهده گرفته‏است.و او را فرمان مى‏دهد كه زمام نفس خويش در برابر شهوتها به دست گيرد و ازسركشيهايش باز دارد،زيرا نفس همواره به بدى فرمان دهد، مگر آنكه خداوندرحمت آورد.

اى مالك، بدان كه تو را به بلادى فرستاده‏ام كه پيش از تو دولتها ديده، برخى‏دادگر و برخى ستمگر.و مردم در كارهاى تو به همان چشم مى‏نگرند كه تو دركارهاى واليان پيش از خود مى‏نگرى و درباره تو همان گويند كه تو درباره‏آنها مى‏گويى و نيكوكاران را از آنچه خداوند درباره آنها بر زبان مردم جارى ساخته،توان شناخت.

بايد بهترين اندوخته‏ها در نزد تو،اندوخته كار نيك باشد.پس زمام هواهاى نفس خويش فروگير و بر نفس خود،در آنچه براى او روا نيست،بخل بورزكه بخل ورزيدن بر نفس،انصاف دادن است در آنچه دوست دارد يا ناخوش‏مى‏شمارد.مهربانى به رعيت و دوست داشتن آنها و لطف در حق ايشان را شعاردل خود ساز.چونان حيوانى درنده مباش كه خوردنشان را غنيمت‏شمارى،زيراآنان دو گروهند يا همكيشان تو هستند يا همانندان تو در آفرينش.از آنها خطاهاسر خواهد زد و علتهايى عارضشان خواهد شد و،بعمد يا خطا،لغزشهايى كنند،پس،از عفو و بخشايش خويش نصيبشان ده،همانگونه كه دوست دارى كه خداوندنيز از عفو و بخشايش خود تو را نصيب دهد.زيرا تو برتر از آنها هستى و،آنكه تو را بر آن سرزمين ولايت داده،برتر از توست و خداوند برتر از كسى است‏كه تو را ولايت داده است.ساختن كارشان را از تو خواسته و تو را به آنها آزموده‏است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 14:31  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                                       بسمه تعالی

"امروز شما ببینید وسایل تبلیغ در دنیا چقدر متنوع شده  این طرف دنیا یک نفر جوان پای یک دستگاه کوچک می نشیندو افکار و تصورات  تخیلات پیشنهاد های فکری و پیشنهاد های عملی را از سوی هرکس از آن طرف دنیا در یافت می کند امروز اینترنت و ماهواره و وسایل ارتباطی بسیار متنوع وجود دارد و حرف آسان به همه جا دنیا می رسدمیدان افکار مردم و مومنین عرصه کارزار تفکرات گوناگون است امروز ما در یک میدان جنگ و کارزار حقیقی فکری قرار داریم این کارزار فکری به هیچ وجه به زیان ما نیست به سود ماست اگر وارد این میدان بشویم و آنچه را که نیاز ماست از مهمات تفکر اسلامی و انبار های معارف الهی و اسلامی بیرون بکشیم و صرف کنیم قطعا" برد با ماست لیکن مسئله این است که ما باید این کار را بکنیم" . 

                             ( نقل از مجله ارتباطات شماره ۱۴۵)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 20:38  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                                     بسمه تعالی

MMS یک سرویس ذخیره سازی و ارسال چندرسانه ای بین دو مشترک است که همان عملی را انجام می دهد که هر SMS برای پیام ها انجام می دهد و در واقع MMS می تواند سرویس هایی نظیر متن ، عکس ، صوتی ، ویدئویی و یا ترکیبی را پشتیبانی کند .
اگر گیرنده پیام دستگاهش را خاموش کرده باشد، پیام چند رسانه ای ارسال و ذخیره می شود و به محض روشن شدن دستگاه پیام دریافت خواهد شد.

سرویس پیام چند رسانه ای (MMS) ، یک استاندارد تلفن سلولار برای ارسال پیام های چند رسانه ای شامل تصاویر، فایل های صوتی و تصویری تعریف می شود.

اولین MMS تجاری که در جهان ارسال شد در مارس سال 2002 میلادی بوده است که در شبکه شرکت ارتباط از راه دور Telenor در نروژ صورت گرفت و بیشترین کاربرد این سرویس ارسال تصاویر گرفته شده با دوربین تلفن همراه است اما در ارسال زنگ های موبایلی نیز مورد استفاده قرار می گیرد.

با یک نگاه به گذشته می توان گفت که سرویس های ارزش افزوده موبایل ابتدا با پیام کوتاه SMS به عنوان بخشی از خانواده استانداردهای GM متولد شد که قابلیت ارسال حداکثر 160 کاراکتر را دارد و به سرعت جای خود را در صنعت تلفن همراه باز کرد و تا سال 2000 بیش از 15 میلیون پیام کوتاه هر سال تحویل داده می شد.

در اوخر دهه 1990 اریکسون سرویس EMS که در واقع تکامل یافته SMS است را ارایه کرد که کاراکتر های کنترل کننده مانند رنگی کردن و بولد کردن متن پیام را به SMS افزود و با ارتقاء یافتن GSM نسل دومی به GPRS نسل 5/2 امکان ارسال پیام های کوتاه بدون محدودیت در اندازه و تعداد کاراکتر های آن به وجود آمد.

سرنام EMS همچنین به سیستم پیام رسانی فوری ( Emergency Messaging System ) اطلاق می شود که البته این سیستم مخصوص تجارت است، نه برای تلفن های همراه و این سرویس پیام افزوده یا Enhanced Message Service ساختار جدید و بهتری از همان سرویس SMS معروف است که توسط شرکت های آلکاتل، اریکسون، موتورولا و زیمنس پیاده سازی شده است. EMS امکانات جدید نظیر سیستم همزمانی داده ( Over The Air Data Synchronization ) و پیام هایی با قابلیت داشتن آیکون های پویا ( Animated ) یا ثابت، فرستادن یا دریافت پیام تا 760 حرف را دارد و یک استاندارد باز ( Open Standard ) است به این معنی که تمامی شرکت های تولید کننده تلفن همراه می توانند از این استاندارد به راحتی در تلفن های خود استفاده کنند. اما شرکت بزرگ نوکیا، که بزرگترین تولید کننده گوشی های تلفن همراه است ، از پذیرفتن و به کار بستن این سرویس در تلفن های خود امتناع کرده است و بیشتر تمرکز خود را به رشد و نمو سیستم MMS گذاشته است.

با شکل گرفتن "پروژه همکاری نسل سومی" (3GPP) که همکاری انجمن های ارتباط از راه دور برای ارایه یک سیستم نسل سومی است و پیوستن آنها به استانداردهای WAP، پیام کوتاه چند رسانه ای MMS به وجود آمد.

به این ترتیب سرویس جدید پیام کوتاه چند رسانه ای در سراسر جهان گسترده شد و در شبکه های GSM، GPRS و CDMA مورداستفاده قرار گرفت و در حال حاضر ارسال پیام کوتاه چند رسانه ای در شبکه های نسل سومی و بعدها در شبکه های نسل چهارمی انجام می شود.

سرویس پیام رسانی چند رسانه ای یا MultiMedia Messaging Service که بسیار شبیه به سرویس EMS است، ساختار جدید و بهتری از سرویس SMS قدیمی است و به کاربران تلفن هایی که با یکدیگر همسازی دارند ، اجازه می دهد که پیام ها را مانند کارت پستال های گرافیکی، انیمیشن ها یا پویانمایی ها، کلیپ های ویدئویی، نقشه ها و کارتهای ویزیت تجاری مبادله کنند. MMS یک سرویس ذخیره سازی و ارسال چندرسانه ای بین دو مشترک است که همان عملی را انجام می دهد که هر SMS برای پیام ها انجام می دهد و در واقع MMS می تواند سرویس هایی نظیر متن ، عکس ، صوتی ، ویدئویی و یا ترکیبی را پشتیبانی کند .

این سرویس این امکان را دارد که یک فایل چند رسانه ای را به یک پیام بفرستد و نیز یک پیام چند رسانه ای را به چند گیرنده ارسال کند و فرستنده خودش می تواند یک فایل چند رسانه ای را بسازد یا از یک موضوع چند رسانه ای پیش ساخته استفاده کرده و عکس برداری و صدا گزاری نماید، یا از اینترنت download کند و سپس ارسال نماید .

اگر گیرنده پیام دستگاهش را خاموش کرده باشد، پیام چند رسانه ای ارسال و ذخیره می شود و به محض روشن شدن دستگاه پیام دریافت خواهد شد و در یک حالت عمومی به گیرنده اجازه می دهد تا پیام چند رسانه ای در دستگاه گیرنده او بار گزاری شود و سپس بلافاصله آن پیام را ببیند و بشنود .

زمانی که پیام MMS ارسال شود ، تلفن گیرنده فقط یک پیام به صورت زیر دریافت خواهد کرد : ( به شما یک پیام تصویری ارسال شده است ) سپس یک آدرس اینترنتی و یک username و password داده می شود تا شما بتوانید از طریق اینترنت پیام چند رسانه ای ارسال شده را دریافت نمایید .
                                      ( منبع عصر ایران )
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 17:18  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                     بسمه تعالی

بر اساس تجارب بدست آمده مدیری موفق است که تصمیم خویش را به لحظه یا ساعتی

ویا روزی بعد و بنا به اهمیت موضوع واگذار نماید .زیرا که انسان ذاتا"عجول است در قرآن نیز  

   ( آیه۱۱ سوره مبارکه الاسراء)به این موضوع اشاره شده است .

" انسان با شوق و رغبتی که خیر و منفعت خود را می جوید به نادانی با همان شوق و رغبت

شر و زیان خود را می طلبد و انسان بسیار بی صبر و شتاب کار است ." 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 18:24  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                                 بسمه تعالی

 "وبلاگ رهبری و مدیریت یکساله شد . خداوند متعال را شکر گزاریم که در یک سال گذشته

تلاشهایمان با نتایج مثبتی همراه بوده وانشاالله همدلی و همراهی دوستان ما باعث تلاش

بیش از پیش در این عرصه گردد .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 20:57  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                            بسمه تعالی

"  که این قرآن تنزیلی از جانب خداوند بخشنده و مهربان است . کتابی است که آیات جامعش(حقایق و احکام الهی )را بزبان فصیح عربی برای دانشمندان معین ساخته است . قرآن نیکان را بشارت میدهد و بد کارانرا می ترساند اما اکثر مردم اعراض کرده و نصایحش را نمی شنوند ."

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 13:41  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                             بسمه تعالی

مطلب خوبی در وبلاگ shirazi.blogfa.comدیدم برای مطالعه  وبلاگ نویسان عینا مطلب را درج نمودم

وبلاگ نویسی مانند هزاران پدیده وارداتی دیگر تحت تاثیر  سلیقه ایرانی قرار گرفته است. با مروری به وبلاگهای آن سوی آبها و وبلاگهای فارسی میتوانید تفاوتها و تاثیر سلیقه ایرانی را بر وبلاگها مشاهده کنید. به طور مثال ایرانیها توجه ویژه ای به قالب وبلاگ دارند و علاقمند به استفاده از قالبهایی با گرافیک پیچیده تر هستند در حالیکه در وبلاگ های غربی عموما از قالبها و شمایل ساده تر برای وبلاگ خود استفاده میکنند. حال با نگاهی به وبلاگهای فارسی به چند نکته آزار دهنده ( از نظر خودم ) که در بین  آنها رایج است اشاره خواهم کرد.

1.فونت درشت!
برخی فکر میکنند که استفاده از فونت با اندازه درشت برای نوشتن مطالب توجه خواننده را بیشتر جلب میکند. البته این تفکر درستی است اما نه وقتی که همه مطالب وبلاگ با فونتهایی با سایز درشت نوشته شده باشد. خواندن مطالب وبلاگ با فونت درشت مثل  خواندن روزنامه ای است که همه مطالب آنها با فونتی هم اندازه  تیتر صفحه نخست نوشته شده باشد. استفاده از فونتهای با اندازه درشت معمولا نشان از تازه کار بودن نویسنده وبلاگ در دنیای وب و اینترنت است.

2.موزیک در وبلاگ
این دیگر تازه کار و حرفه ای ندارد و به هرحال برخی از وبلاگ نویسان بر این اعتقاد هستند که خوانندگان وبلاگ ایشان در هنگام خواندن مطالب برای حفظ سلامتی هم که شده بایستی کمی برقصند! بنابراین یک آهنگ شش و هشت را انتخاب میکنند و با کمک دوستان حرفه ای تر  کاری میکنند که خواننده وبلاگ به محض باز کردن وبلاگ ایشان محکوم به شنیدن موسیقی مورد علاقه نویسنده شوند. گاهی هم موسیقی وبلاگ از نوع  سنتی یا حماسی ، بنیامینی و ... انتخاب می شود. اما باور کنید شنیدن ناخواسته  موسیقی از هر نوعش همیشه هم  جالب نیست ، بخصوص وقتی خواننده در ساعت دو بامداد و وقتی همه خوابند در اتاق تاریک نشسته و ناگهان اسپیکر کامپیوتر همه خانواده را به رقص می آورد! یا اینکه چند وبلاگ با هم باز شده و هر کدام ساز خود را می زنند یا اینکه خواننده وبلاگ در حال گوش دادن به موسیقی یا رادیوی مورد علاقه خود است ، در این حالات موسیقی وبلاگ تنها یک مزاحم آزار دهنده خواهد بود. به خاطر داشته باشید خوانندگان وبلاگ برای خواندن مطالب شما به وبلاگتان می آیند نه شنیدن موسیقی! اگر مایل به نمایش سلیقه خود را در انتخاب موسیقی برای خوانندگان وبلاگتان هستید می توانید کنترل مدیا پلیر یا لینک مستقیم فایل موسیقی را در وبلاگ قرار دهید تا کاربر به انتخاب خودش به موسیقی گوش فرا دهد!


3.جاوا اسکریپت
شما شاهکارید! جدی میگویم! وقتی وارد وبلاگتان می شوم پنجره ای باز شده با نمایش پیامی  به من خوش آمد می گوید و بعد پنجره وقت بخیر باز میشوند گاهی هم اسم  پرسیده می شود تازه وقتی هم میخواهم پنجره مرورگر اینترنت را ببندم پنجره ای باز میشود و پیغام میدهد که "کجا ؟ بودی حالا!"، "خداحافظ عزیز" یا "زود رفتی رفیق وای میستادی چایی دوم" ! تازه وقتی وارد وبلاگتان میشوم از زمین و زمان گل می ریزد و کلی ستاره هم در مرورگر اینترنت به دنبال نشانگر  ماوس هستند در ضمن هزار تا نوشته متحرک هم در بالا و پایین و چپ و راست در حال موج زدن هستند! نگفتم شما شاهکارید! معلومه کارتان خیلی درسته و کلی کامپیوتر بلد هستید! اما راستش من فقط!... فقط  آمده بودم آخرین مطالب وبلاگت را بخوانم که آنهم با این همه گلریزان در وبلاگت نشد.

4.نظر دهی بی معنا
من عاشق اینکار هستم! اینقدر که به خاطر همین کار مدتی در آسایشگاه به سر بردم! فقط کافیست یک پست در وبلاگم ثبت کنم آنوقت در بخش نظرات  هزار تا وبلاگ  که حتی مطالب آنها را  دنبال نمیکنم یک نظر می گذارم که "وبلاگ خوبی داری به ما هم سر بزن!" البته چون جدیداً این متن خیلی ضایع شده است با کمی تغییر از عباراتی مثل "با نظرت موافقم به من هم سر بزن" یا "وای! چه مطالب جالبی نوشتی، منم به روز کردم به وبلاگم بیا!" استفاده میکنم. اصولا به قول ماکیاولی هدف هر گونه ضایع بازی را توجیه میکند. از قرار صدها نفر مانند آنچه که اشاره شد معتقدند  با درج نظرات بی تاثیر و تبلیغاتی و آزار نویسندگان یا خوانندگان دیگر وبلاگها می توانند برای خود بازدید کننده کسب کنند.

5.توجه بیش از حد به جنس مخالف!
بایستی اعتراف کنم که با خواندن بسیاری از وبلاگها به نظر می رسد که هدف و انگیزه  نوشتن وبلاگ توسط نویسنده  و مخاطب اصلی آنها تنها یک نفر از جنس مخالف هست (نه اینکه ما از این کارها نکردیم!) یا  برخی هم کمی وسعت نظر دارند و  دنیا را بزرگتر می بینند و کلاً جنس مخالف را هدف قرار می دهند و حالا با توجه به جنسیت نویسنده در حال نمایش روشنفکر بودن، با سواد بودن، دلربا بودن یا متفاوت بودن خود هستند. دوست نازنین! اگر دنبال دوست یا  همسر از این طریق هستی از نظر من  هیچ مشکلی ندارد ولی خواهشا آدرس چنین وبلاگی را هر هفته برای همه دوستانت نفرست و آنرا به عنوان وبلاگ اصلی خودت معرفی نکن!

6.فحاشی
بعضی ها فکر میکنن قرار است علیه هنجارهای جامعه شورش کرده و آنرا تغییر دهند و برای شروع هم از  ادب و عفت کلام شروع کرده اند و هر چی فحش  خواهر و مادر دار را در مطالب وبلاگ خود جای میدهند. اگر میخواهید بگویید با چیزی مخالف هستند یا از آن متنفر هستند و آنرا به خواننده هم تفهیم کنید لازم نیست از فحشهای رکیک آنهم از آن نوعش استفاده کنید در صورت استفاده از  کلمات مناسب تر نیز خوانندگان  مخالفت یا تنفر شما را درک خواهند کرد. به خاطر داشته باشید که وبلاگ شما تنها توسط دوستانتان خوانده نمی شود و ممکن است یک نوجوان یا حتی فردی از سر کنجکاوی و در گردش در لینک دیگر وبلاگها یا تصادفی به وبلاگ شما سر بزند و باور کنید در این شرایط مطالب وبلاگ شما میتواند آزار دهنده باشد و حتی ارزش نظرات  شما را نیز کم رنگ کند.وبلاگ یک گفتگوی خیابانی با چند دوست نزدیک نیست و استفاده از فحشهای رکیک نه تنها هنجاری را تغییر نمی دهند بلکه تنها چیزی را که عوض میکند نوع برداشت خوانندگان وبلاگ از شخصیت شما خواهد بود.!

7.استفاده از تصاویر حجیم
معتقد هستند که هر ایرانی از یک خط اینترنت ADSL با 256 KB پهنای باند برخوردارند. مسلم است که این واقعیت ندارد  اما برخی آنقدر از تصاویر با حجمهای بالا در وبلاگ خود استفاده میکنند که تنها میتوان نتیجه گرفت که آنها فکر میکنند خوانندگان آنها به اینترنت پرسرعت دسترسی دارند. استفاده از تصاویر در مطالب وبلاگ به جذابیت آنها کمک میکند اما لازم است در انتخاب تصاویر (سایز و حجم فایل) دقت کنید. تصاویر زیاد و سنگین باز شدن کامل وبلاگ را به شدت کند میکند در ضمن گاهی هم صفحه کامل نمایش داده نمی شود. استفاده از تصاویر کوچک و کم حجم آنهم در مطالبی که واقعا استفاده از تصاویر آنها را گویا تر میکند نشانی از حرفه ای بودن شماست.

8.کپی از نرم افزار ورد مایکروسافت
شاید دیده باشید که وبلاگهایی هستند که فقط شامل متن هستند اما با اینحال بارگذاری و نمایش صفحات آنها کند است. یکی از دلایل اینکار  که البته در بین وبلاگ نویسان ایرانی نیز رایج است استفاده از نرم افزار Word شرکت مایکروسافت برای نوشتن مطالب و سپس کپی آنها در فرم ورود اطلاعات پنل مدیریت وبلاگ است. مزیت استفاده از این روش حفظ متن نوشته شده در کامپیوتر شخصی،عدم نیاز به آنلاین بودن هنگام تایپ مطالب و دقت بیشتر در ویرایش مطلب است . اما وقتی مطلبی مستقیم از نرم افزار ورد به فرمهای پنل مدیریت وبلاگ وارد می شود کدهای HTML زیادی همراه مطلب منتقل می شوند که بدلیل تبدیل فرمت Word به HTML است. گاهی حجم این کدها از خود مطلب هم بیشتر است. یک روش  برای حل مشکل این است که مطالب خود را قبل از انتقال به وبلاگ به نرم افزار notepad ببرید و سپس مجدد از آنجا کپی و به پنل وبلاگ منتقل کنید در پنل برخی سرویسهای وبلاگ  مانند بلاگفا دکمه (ایکون) خاصی هم در نوار ابزار برای حل این مشکل قرار دارد و کافیست پس از انتقال از ورد به پنل ،مطالب را انتخاب (select) کرده و یکبار این دکمه را بزنید تا محتوای منتقل شده از کدهای بی مورد و زیادی پاکسازی شود.


9.کپی برداری بیش از حد از وبلاگ دیگران
اگر وبلاگ شما قرار است به عنوان معرف مطالب دیگر وبلاگها باشد مشکلی نیست اما اگر واقعا مایل هستید به عنوان یک وبلاگ نویس و نویسنده به وبلاگ نویسی بپردازید خوب خواهد بود که در استفاده از مطالب دیگر وبلاگها زیاده روی نکنید . خوانندگان واقعی وبلاگ شما به دنبال نظرات و مطالب شما هستند و نه مطالب وبلاگهایی که شما میخوانید. اگر از مطالب دیگر وبلاگها را مناسب برای خوانندگان وبلاگ خود میدانید میتوانید به مطالب آنها لینک دهید.

10.بزرگترین اشتباه ، ندید گرفتن پند دیگران
باور کنید این اشتباه خیلی خیلی رایج است. هر چه بگوییم خوب نیست از فونت درشت استفاده کنید، از موسیقی کمتر استفاده کنید ، بی خیال افکتهای جاوا اسکریپت در وبلاگتان شوید و یا از نظرات  بی معنی و تبلیغاتی بپرهیزید ولی برخی گویی گوششان بدهکار نیست هر چه بگوییم آنها کار خودشان را میکنند و جالب آنکه با داشتن یک قالب سنگین صد کیلو بایتی و هزار جور افکت جاوا اسکریپتی و موسیقی آنچنانی در وبلاگ احساس حرفه ای بودن هم میکنند!

+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387ساعت 6:25  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                  بسمه تعالی

پیامبر گرامی اسلام می فرماید :

عدالت نیک است ولی برای زمامداران نیک تر است

سخاوت نیک است ولی برای اغنیا نیکوتر است

صبر نیک است ولی برای فقرا نیکوتر است

توبه نیک است ولی برای جوانان نیکو تر است

شرم نیک است ولی برای زنان نیکوتر است .

      نهج الفصاحه ترجمه ابوالقاسم پاینده - چاپ نهم 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 0:5  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 

                                                         بسمه تعالی  

رهبری در جامعه اسلامی ایران گره گشاست .مشکلات لاعلاج دولت به دست رهبری حل می شود هر جائی که تبلیغات دشمن کاری کند که مردم را به دولت ها بخواهد بدبین کند اینجا نقش رهبری است که حقیقت را برای مردم روشن می کند و توطئه دشمن را برملا می کند آنجائی که می خواهند مردم را مایوس کنند رهبری است که به مردم امید می دهد آن جائی که یک توطئه سیاسی بین المللی را می خواهند برای ملت ایران به وجود بیاورند رهبری است که قدم جلو می گذارد و تمامیت انقلاب را در در مقابل توطئه قرار می دهد و دشمن را وادار به عقب نشینی می کند آنجا که می خواهند بین جناح های گوناگون مردم اختلاف ایجاد کنند رهبری است که می آید دست ها را در دست همدیگر می گذارد و مایه الفت می شود مانع تفرقه می شود آنجا که می خواهند مردم را از حضور پای صندوق ها مایوس کنند رهبری است که به مردم دلگرمی می دهد و می گوید وظیفه است مردم اعتماد می کنند و وارد می شوند حماسه عظیمی می آفرینند .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 21:59  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                               بسمه تعالی

خداوند متعال در  قرآن مجیدو آیه ۳۰ سوره مبارکه انبیا ء به موضوع بیگ بنگ یا انفجاربزرگ اشاره نموده ومی فرماید :

" آیا کافران ندیدند که آسمانها و زمین بسته بود ما آنها را بشکافتیم و از آب  هر چیزی را زنده گردانیدیم پس چرا به خدا ایمان نمی آورند ."

  

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 0:21  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                           بسمه تعالی

دوستان از اینکه بدلیل مشغله زیاد وبلاگ را بروز نکردم عذر خواهی می کنم انشا الله خدا وند عمری بده  با مطالب جدید همراهی خواهم کرد این دفعه نظراتی در خصوص روانشناسی امضا جمع بندی کردم که هر چند پایه علمی ندارند ولی دانستن آن برای دوستان مدیر خوب است .(بی شک بیان افکار مختلف نشانه تائید انها نیست ).

- کسانی که به طرف عقربه های ساعت امضا می کنند انسان های منطقی هستند .

- کسانی که خلاف عقربه های ساعت امضا می کنند بیشتر غیر منطقی هستند و یا دیر منطق را می پذیرند .

- کسانی که در امضا خود از خطوط عمودی استفاده می کنند لجاجت و پا فشاری در امور دارند .

- کسانی که از خطوط افقی استفاده می کنند . انسانهای منظم هستند .

- کسانی که با فشار امضا می کنند در کودکی سختی کشیده اند .

- کسانی که پیچیده امضا می کنند شکاک هستند .

- کسانی که در امضا خود نام فامیلی می نویسند دارای منزلت هستند

- کسانی که اسم خود را می نویسند و روی اسم خود خط می کشند شخصیت خود را نشناخته اند .

- کسانی که به حالت دایره امضا می کنند کسانی هستند که می خواهند به قله برسند . 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 0:25  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                  بسمه تعالی

میلاد  باسعادت امام زمان (عج) به تمامی دوستداران و منتظران آن حضرت در سراسرجهان مبارک باد .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 17:29  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                      بسمه تعالی

حضرت علی (ع) می فرماید:

کسی که خود را رهبر مردم قرار داد باید پیش از آنکه به تعلیم دیگران پردازد خود را بسازد و پیش از آنکه به گفتار تربیت کند با کردار تعلیم دهد زیرا آن کس که خود را تعلیم دهد و ادب کند سزاوار تر به تعظیم است از آنکه دیگری را تعلیم دهد و ادب بیاموزد .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 17:4  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                                  بسمه تعالی

( این مطلب در سایت بازیاب خواندم به نظرم مطلب مفیدی است برای آگاهی بینندگان عینا آوردم .)
هميشه در صحبت ها و مقالاتم به اين نكته بسيار مهم اشاره كرده ام كه ما بايد مردم را نسبت به اينترنت آگاه كنيم و آنان را با اين شمشير دو لبه، اين سكه دو رو بيشتر آشنا سازيم. در اين مقاله تنها قصد دارم از آن روى ترسناك و وحشتناك اين سكه بنويسم. اين مقاله هشدارى است براى آنان كه اينترنت را خيلى ساده انگاشته اند. اصلاً اينطور نيست. چندى پيش، بيش از يك ششم مردم دنيا ده سالگى اينترنت را با اولين تماس صبحگاهى شان به آن و چك كردن صندوق پست الكترونيك شان، يا نوشتن در وبلاگ مثلاً خصوصى شان جشن گرفتند. آن روز، من هم از خواب بيدار شدم و پشت كامپيوترم نشستم و به كامپيوترى كه هنوز بيدار نشده، صبح بخيرى گفتم و تمام مدت در اين انديشه بودم كه ده سال ديگر كداميك از ما (من و كامپيوترم) به آن ديگرى سلام و صبح بخير مى گوييم؟ در اين انديشه بودم كه ده سال، بيست سال يا سى سال بعد، - اگر عمرى باشد سى سال ديگر من بايد پير مردى ۶۸ ساله باشم - نمى دانم شايد اين كامپيوتر و موبايل و امواج ماهواره اى و... تا رسيدن به آن زمان دمار از روزگارم درآورده باشند، اما اگر شانس بياورم و اصلاً اين دور و اطراف باشم، كامپيوترها و اين اينترنت كذايى به كجا رسيده است تا چه حد پيشرفت كرده و تا چه اندازه امن تر شده است.  نمى دانم، اما اين روزها، با شك ترديد، گاه با وحشت و گيجى از خواب بيدار مى شوم. نه به امروز اعتمادى دارم و نه به فردا، گرچه هميشه سعى مى كنم خوش بين باشم، اما هر اتفاقى، هر چند كوچك و بى اهميت، مرا به فكر فرو مى برد: آيا ده سال ديگر اين مشكل از ميان رفته است؟ آيا ده سال ديگر، اين محيط (اينترنت)امن تر از اين خواهد بود؟ آيا بيست سال ديگر كامپيوتر من آنقدر با ادب خواهد بود كه ابتدا او به من سلام كند يا اينكه نه اين من و ما هستم كه بايد براى روشن كردن و اتصال به فضاى سايبر به او خوش آمد بگوييم تا كه بيايد: خرامان و آهسته، يا سريع و پر شتاب.
مى خواهم شما را با آن روى ترسناك و وحشتناك اين سكه دو روى اينترنت آشنا سازم. شايد بسيارى از شما نيز پيش از اين با اين روى سكه آشنا شده باشيد - كه در اينصورت اين مقاله براى شما نيست - اما اگر به تازگى است كه وارد اين فضا شده ايد، اجازه دهيد كه اين بار، اين من باشم - انسانى آن سوى اين دستگاه و اين رشته سيم ها - كه به شما خوش آمد مى گويد. امروز، اينترنت، ابزارى بسيار قوى است براى جستجو و يافتن اطلاعات، هر آنچه هست و نيست، براى جستجو و يافتن آدمها، هر آن كس كه باشد، براى ياد گرفتن و ياد دادن، براى كسب شهرت، يا محبوبيت، يا براى كسب ثروت، پول درآوردن و زندگى راحت تر ساختن و داشتن، - از همه چيز و همه كس - براى حضور و براى صعود و براى پيشرفت و ترقى! اما غير از اينها، اينترنت روى ديگرى نيز دارد: اختلاف، درگيرى، خشم، انحتاء انحراف، ضرر و زيان، ورشكستگى، بى آبرويى و فقر! آرى، اينترنت به عقيده من، هيولاى زيبا و فوق العاده اى است. با روشن كردن كامپيوتر، اينترنت مرا به درون گرداب گسترده گيتى مى كشاند به فضايى كه اگر بخواهد مى تواند رحم نكند... ابزار ها هر روز ساده تر و سهل تر براى استفاده... كاشكى اين ابزار اما، هميشه مى توانست در دست آدمهايى خوب باشد! اما اين چنين نيست و مطمئن هستم كه - حداقل به اين زودى ها - چنين نيز نخواهد شد كه اين ابزار فقط به آدمهاى خوب سلام كند و به تنها به آنان خوش آمد بگويد و به نوعى - مثلاً با استفاده يك برنامه (فرضى) روانشناسى از راه دور به صورت بى سيم - مانع از ورود يا استفاده انسانهاى بد به سيستم يا فضاى سايبر شود. مى خواهم به زمان حال باز گردم. مرا چه كار با آينده! مى خواهم به شما هشدارى بدهم: مواظب خودتان و خانواده تان باشيد! مواظب دستگاههايتان باشيد! مواظب رمز و راز هايتان باشيد! ساده ترين ابزارها، مثلاً همين موتورهاى جستجو - خصوصاً بهترين آنها يعنى همين گوگل - امن نيست. نقل از سایت  بازیاب
 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 12:45  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                 بسمه تعالی

یک ضرب المثل چینی می گوید.برای هر مشکل سه راه حل وجود دارد :

۱- راه حلی که من ارائه می دهم.

۲- راه حلی که شما ارئه می دهید .

۳- راه حلی که درست است .

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 9:54  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 

                بسمه تعالی 

1- وقتي كاركنان، خوب كار مي‌كنند، مديران اصلاً توجه نمي‌كنند، ولي در صورت خطا، آنها را سرزنش و بعضاً تنبيه مي‌كنند.

2- مديران ناكارآمد، واقعيت‌ها را براي كاركنان بازگو نمي‌كنند. آنها در حالي كه اخبار خوشايند را بزك كرده و به شكل بزرگنمايي شده به كاركنان خود نشان مي‌دهند، سعي مي‌كنند اخبار ناگوار را كوچك يا پنهان كنند.

3- ارزيابي عملكرد افراد را عموماً براساس عملكرد انفرادي آنان محاسبه مي‌كنند، ولي براي سينرژي و فرهنگ توان افزايي و هم افزايي ارزشي قائل نيستند.

4- با افراد باكاركرد ناچيز و كاركرد برجسته، يكسان برخورد مي‌كنند. اين برخورد باعث مي‌شود كاركناني با موقعيت اول هميشه در حال تمسخر و پوزخند و كاركناني با موقعيت دوم، هميشه بي‌انگيزه باشند.

5-با اجراي سياست تفرقه ‌بينداز و حكومت كن، بر تيرگي روابط افراد سازمان دامن مي‌ز‌نند.

6- كارهاي كوچك را به آدم‌هاي بزرگ و شايسته و كارهاي بزرگ را به آدم‌هاي نالايق مي‌سپارند.

7- با ديكته كردن قدم به قدم فعاليت‌ها، ابتكار عمل و خلاقيت را از كاركنانشان سلب مي‌كنند.

8- با عدم انعطاف‌پذيري و عدم استقبال از انتقادات با روي باز، شجاعت و جسارت در نظريات و بيان عقايد را از كاركنان سلب مي‌كنند.

9- به دليل عدم تشخيص فرصت‌ها و تهديدها،‌ از انجام به موقع و حركت‌هاي توام با ريسك معذور است.

10- نداشتن برنامه ريزي استراتژيك و چشم‌اندازهاي لازم، سبب ناتواني در برداشتن موانع از سر راه و در نتيجه بزرگ شدن مشكلات مي‌شود    

     ( به نقل از وبلاگ مدیرستان )                    

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 12:4  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                                                      بسمه تعالی

    سر قبر شخصي نوشته شده بود : کودک که بودم مي خواستم دنيا را تغيير بدهم وقتي بزرگتر شدم متوجه شدم که دنيا خيلي بزرگ است من بايد کشورم را تغيير بدهم بعد ها کشورم را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم . در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول کنم . اينک من در آستانه مرگ هستم مي فهمم که اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم.

 

                                           
+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 11:21  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                                    بسمه تعالی

در كارهاي كارمند بنگر و چون آنان را آزمايش كردي به كار گير، نه از راه بخشش و خودكامگي؛ بطور دلخواه اينان را از ميان اهل تجربه تعيين نما، زيرا آنها در سنجش عواقب كارها بيناترند.

حضرت علی (ع)
+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 11:7  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                             بسمه تعالی

آقای الوین تافلر در کتاب " بسوی تمدن جدید " وضعیت امریکا را در عصرحاضر اینگونه پیش بینی میکند.

قدرت آینده امریکا به صورتی روز افزون از دست نهاد های حکومتی خارج می شود و در اختیار مردم عادی و رسانه هایی که از راههای الکترونیکی با هم مرتبط هستند قرار می گیرد . بحرانهائی نظیر بحران خانواده، بحران بهداشت ،بحران ارزشها ، بحران سیاسی،امریکا را در سراشیبی سقوط قرارداده است .شکاف عظیم بین تغییرات ملموس در جهان و عدم تحرک سیاست و حکومت رفته رفته بافت سیاسی را از بنیان دگرگون می سازد برای ترسیم آینده با چنگ و دندان به سویش می رود ،و هیچ قوه پیش بینی و بصیرتی در کار نیست و برای شتاب بخشیدن و تسهیل کردن انتقال به آینده هیچ برنامه ای وجود ندارد.........

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 12:25  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                     بسمه تعالی

ميلاد با سعادت مولاي متقيان علي (ع) بر تمام شیعیان فرخنده و مبارک باد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 10:53  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                       بسمه تعالی

1. اسیر وضع موجود نباشید. جرأت فكر كردن، تحوّل، نوآوری داشته باشید.

2. از الگوهای اسلامی و بومی استفاده كنید، مرعوب مشهورات حاكم بر فكر و ذهن نباشید. قدرت نقد این تئوری‌ها را برای برون‌رفت از مشكلات داشته باشید.

3. مشكلات را نمی‌توان بر «عهده امور دیگر» و « نمی‌شود» و « نمی‌توانیم» گذاشت. امروز هر تصمیمی در حوزه دولت باید به وسیله‌ وزرا و مسؤولین عالی اجرایی اتخاذ شود و «نمی‌شود و نمی‌توانیم» در كار نیست.

4. در همه امور توكل به خدای متعال كارساز است. باید با ایمان به خداوند و اخلاص در عمل، به انجام تكلیف پرداخت. خداوند وعده كرده كسانی را كه در این مسیر حركت ‌كنند، یاری می‌دهد. خداست كه راه را نشان می‌دهد، توفیق خدمت می‌دهد، به امور بركت می‌دهد، از لغزش‌ها محافظت می‌كند، به خیر و صلاح هدایت می‌نماید، باید این امور حاكم بر همه رفتارِ ما باشد.

5. خدمت‌های بزرگ و كارهای خطیر كشور نباید ما را از مشكلاتِ خُردِ مردم غافل كند. باید برای خُرد و كلانِ امور وقت بگذارید، تدبیر كنید و حساس باشید.

6. عزت اسلامی و شأن رفیع ملّت بزرگ ایران در همه امور داخلی و بین‌المللی باید در رأس توجه باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 14:46  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 

                  بسمه تعالی

        سیاست دوست ودشمن

       ندارد آنچه  که جهت گیری ها

   را مشخص میکند منافع ملی است .

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 14:28  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  | 
                                       بسمه تعالی

"این قوانین را به کار بندید تا دیگرا ن از شما تبعیت کنند "

۱- قانون گنجایش یا سقف

۲-قانون نفوذ

۳- قانون فرآیند یا پیشرفت تدریجی

۴- قانون هدایت

۵-قانون ای.اف.هاتون(وقتی رهبر صحبت می کنند همه گوش می دهند)

۶-قانون اعتماد

۷-قانون احترام

۸-قانون شهود

۹-قانون جذب

۱۰-قانون ارتباط

۱۱-قانون محیط درونی

۱۲-قانون تفویض اختیار

۱۳-قانون پرورش رهبری دیگر

۱۴-قانون باور داشتن

۱۵-قانون پیروزی

۱۶-قانون انگیزه بزرگ

۱۷-قانون اولویتها

۱۸-قانون ایثار و از خود گذشتگی

۱۹-قانون مناسبت زمانی

۲۰-قانون رشد تصاعدی

۲۱-قانون ارث

 نتیجه گیری :موفقیت یا ناکامی در هر کاری به رهبری بستگی دارد .        

             نقل از کتاب دکتر جان .سی.ماکسول.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 10:0  توسط  زین العابدین حرفتی گرگری  |